1. خانه
  2. /
  3. کتاب روان‌پریشی ازمنظر روانکاوی فروید

کتاب روان‌پریشی ازمنظر روانکاوی فروید

نویسنده: میثم بازانی
3.6 از 1 رأی

کتاب روان‌پریشی ازمنظر روانکاوی فروید

Psychoses
٪15
170000
144500
معرفی کتاب روان‌پریشی ازمنظر روانکاوی فروید
کتاب «روان پریشی از منظر روان کاوی فروید» نوشته میثم بازانی اثری تحلیلی و نظری در حوزه روان کاوی کلاسیک است که می‌کوشد با بازخوانی منسجم اندیشه‌های زیگموند فروید، فهمی عمیق‌تر از مفهوم روان پریشی ارائه دهد. این کتاب در تقاطع روان پزشکی کلاسیک و روان کاوی قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد چگونه گذار از توصیف صرف نشانه‌ها به تحلیل سازوکارهای ناآگاه، افق تازه‌ای در تبیین اختلالات شدید روانی گشوده است. پیش از ظهور روان کاوی، روان پریشی عمدتا در چارچوب روان پزشکی توصیفی فهم می‌شد. روان پزشکانی مانند امیل کرپلین تلاش می‌کردند با تمرکز بر نشانه‌های عینی چون گسست انسجام روانی، اختلال اراده، سستی عواطف و هذیان‌ها، نظامی طبقه‌بندی‌کننده برای این اختلالات فراهم آورند. در این رویکرد، بیماری بیش از آنکه به عنوان ساختاری روانی فهم شود، مجموعه‌ای از علائم بالینی تلقی می‌شد. اما با ظهور روان کاوی، نگاه به روان پریشی از سطح نشانه‌ها به عمق تعارض‌های ناآگاه، شکست‌های ایگو و نسبت پیچیده فرد با واقعیت منتقل شد. فروید از آغاز نظریه‌پردازی خود به این حوزه توجه داشت و در طول تحول فکری‌اش بارها به روان پریشی بازگشت تا آن را در چارچوبی نظری و ساختاری بازتعریف کند. کتاب بازانی با تمرکز بر سیر تحول اندیشه فروید، این مسیر نظری را به شکلی گام‌به‌گام دنبال می‌کند. در بخش‌های نخست، تمایز بنیادی میان روان نژندی و روان پریشی در آثار اولیه فروید بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که فروید از همان ابتدا روان پریشی را نه صرفا شدت بیشتری از نوروز، بلکه ساختاری متفاوت در نسبت ایگو با واقعیت می‌دانست. در ادامه، کتاب به تحلیل وضعیت‌های اصلی روان پریشانه از منظر فروید می‌پردازد؛ از جمله پارانویا، اسکیزوفرنی و ملانکولیا. در بحث پارانویا، به خوانش فروید از پرونده معروف قاضی شرابر پرداخته می‌شود و نشان داده می‌شود که نظام هذیانی بیمار نه صرفا نشانه فروپاشی، بلکه تلاشی برای بازسازی انسجام روانی است. در تحلیل اسکیزوفرنی، نظریه پس‌روی لیبیدو به خود یا نارسیسیزم اولیه محور قرار می‌گیرد؛ نظریه‌ای که توضیح می‌دهد چرا پیوند بیمار با جهان بیرونی قطع می‌شود و زندگی روانی به درون ایگو عقب‌نشینی می‌کند. ملانکولیا نیز به عنوان شکلی از سوگواری بیمارگون بررسی می‌شود که در آن ابژه ازدست‌رفته به درون ایگو درونی‌سازی می‌شود و پرخاشگری متوجه خود فرد می‌گردد. یکی از نقاط قوت نظری کتاب، تأکید بر نقش محوری مفهوم نارسیسیزم در فهم روان پریشی است. بازانی نشان می‌دهد که چگونه معرفی این مفهوم توسط فروید امکان تبیین سازوکارهای ناآگاه بیماران روان پریش را فراهم کرد و به درکی تازه از فروپاشی رابطه با واقعیت انجامید. افزون بر این، کتاب به تحولات نظری فروید پس از سال ۱۹۲۰ نیز می‌پردازد؛ جایی که با معرفی نظریه سائق‌های زندگی و مرگ و مدل ساختاری ذهن، برداشت فروید از روان پریشی صورت‌بندی دقیق‌تری می‌یابد. در این چارچوب، تفاوت نوروز و روان پریشی در نحوه مواجهه ایگو با واقعیت برجسته می‌شود: در نوروز، واقعیت تحریف می‌شود؛ اما در روان پریشی، واقعیت کنار گذاشته و به شکلی هذیانی بازسازی می‌شود. از حیث جایگاه علمی، «روان پریشی از منظر روان کاوی فروید» اثری مهم در ادبیات روان کاوی کلاسیک به شمار می‌آید. این کتاب با گردآوری، نظم‌دهی و تحلیل انتقادی آرای فروید درباره روان پریشی، خلایی را پر می‌کند که در سنت روان کاوی کمتر به آن پرداخته شده بود. لحن علمی، پرهیز از ساده‌سازی و وفاداری به متون اصلی فروید، این اثر را به منبعی معتبر برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان روان کاوی تبدیل می‌کند؛ کتابی که نه تنها دیدگاه فروید را شرح می‌دهد، بلکه امکان فهم عمیق‌تری از منطق درونی روان پریشی در روان کاوی کلاسیک فراهم می‌آورد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب روان‌پریشی ازمنظر روانکاوی فروید" ثبت می‌کند