رمان «سرخ نشستن» نوشتهی ابوالفضل مروجی که در سال ۱۴۰۴ توسط نشر چشمه و در مجموعهی «قفسهی آبی» منتشر شده است، تلاشی جدی برای بازخوانی یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، یعنی دوران مشروطه، بهشمار میآید. این رمان نه صرفا یک روایت تاریخی، بلکه بازآفرینی زیستهی جامعهای در آستانهی فروپاشی و زایش دوباره است؛ جامعهای که در آن مفاهیمی چون آزادی، عدالت، قدرت و هویت، نه در سطح شعار، بلکه در متن زندگی روزمره مردم معنا مییابند. داستان در تهران سالهای پرالتهاب مشروطه میگذرد؛ شهری که بازار، کوچه، خانههای اعیانی و محافل مطبوعاتیاش، همگی به صحنهی کشمکشهای فکری و اجتماعی بدل شدهاند. مروجی با بهرهگیری از روایت چندصدایی، به سراغ شخصیتهایی از طبقات و موقعیتهای گوناگون میرود: روزنامهنگاران، فعالان سیاسی، زنان آگاه، کارگزاران حکومتی و فرودستان شهری. این تنوع زاویهدید باعث میشود مشروطه نه بهعنوان روایتی یکدست و قهرمانمحور، بلکه بهمثابه تجربهای جمعی، متناقض و پرهزینه بازنمایی شود. کانون تاریخی و عاطفی رمان بر گرد روزنامهی «صور اسرافیل» شکل میگیرد؛ نشریهای که در عمر کوتاه اما تأثیرگذارش، به یکی از صریحترین و رادیکالترین صداهای آزادیخواهی بدل شد. نویسنده در این بستر، به دو چهرهی محوری تاریخ مشروطه توجهی ویژه دارد: میرزا جهانگیرخان شیرازی و علیاکبر دهخدا. یکی با مرگی خشونتبار در باغشاه، و دیگری با تبعید، اندوه و فروپاشی روحی، بهای سنگین ایستادگی بر کلمه و حقیقت را میپردازند. با این حال، رمان از تبدیل این شخصیتها به اسطورههای بیدغدغه پرهیز میکند و تردیدها، ترسها و انتخابهای اخلاقی آنان را نیز به تصویر میکشد. در کنار این چهرههای تاریخی، شخصیت مونس جایگاهی کلیدی دارد؛ زنی آگاه و پیشرو که حضورش، رمان را از روایت صرفا مردانهی تاریخ فاصله میدهد. نامهنگاریها، گفتوگوهای صمیمی و تأملات درونی او، نشان میدهد که زنان نه در حاشیه، بلکه در متن تحولات فکری و عاطفی آن دوره زیستهاند، هرچند اغلب از تاریخ رسمی حذف شدهاند. مروجی از خلال این شخصیت، پیوند میان عشق، فقدان و سیاست را بهشکلی ظریف و انسانی ترسیم میکند. از نظر روایی، «سرخ نشستن» بر جزئیات زندگی روزمره تکیه دارد: اضطراب نان، ترس از سرکوب، امید به کلمات چاپشده روی کاغذ روزنامه و ایمان به مفاهیمی چون آزادی، برادری و برابری. همین تمرکز بر زیست روزانه است که رمان را از یک بازگویی تاریخی صرف فراتر میبرد و آن را به روایتی زنده و ملموس بدل میسازد. در مجموع، «سرخ نشستن» رمانی است دربارهی بهای حقیقت؛ دربارهی نسلی که به کلمه ایمان آورد و برای آن هزینه داد. این کتاب برای خوانندگانی که به رمان تاریخی-اجتماعی، تاریخ مشروطه، نقش مطبوعات، جایگاه زنان و سرگذشت روشنفکران ایرانی علاقهمندند، اثری جدی، تأملبرانگیز و ماندگار محسوب میشود.