جغرافیا و کالبد شهرهای امروز بیش از هر زمان دیگری تحت سیطره و هژمونی اتومبیلها قرار گرفته است و در این میان کتاب «شهرها و امپراتوری دوچرخهها» نوشتهی محمد نظرپور تلاش میکند تا از زاویهای نو به نقد این وضعیت بپردازد. نویسندهی این اثر که خود دانشآموختهی ارشد طراحی شهری از دانشگاه تهران و از فعالان توسعهی حملونقل پایدار است، دوچرخه را نه فقط به عنوان یک وسیلهی نقلیهی تفریحی یا ورزشی، بلکه به مثابهی یک ابزار تحولآفرین اجتماعی و کالبدی معرفی میکند. او با پیوند زدن مفاهیم عمیق جامعهشناسی شهری و انسانشناسی فضایی، به واکاوی این موضوع میپردازد که چگونه رواج فرهنگ دوچرخهسواری میتواند ساختارهای سخت و ماشینمحور شهرهایی مانند تهران را بازطراحی کند و فضا را پس از سالها انسداد ناشی از ترافیک و آلودگی هوا، دوباره به شهروندان بازگرداند. متن کتاب ترکیبی از رویکردهای نظری پدیدارشناسانه و روایات ملموس از زیستجهان دوچرخهسواران است که ترجیح دادهاند با اتکا به نیروی بدنی خود، مناسبات حاکم بر خیابانهای مدرن را به چالش بکشند و زاویهی دید جدیدی را در مواجهه با جغرافیا و کالبد شهری خلق کنند. یکی از ایدههای بنیادین که در فصول مختلف این اثر بسط پیدا میکند، مفهوم دوچرخهسواری به عنوان یک خردهمقاومت مدنی در برابر جریانهای سرمایهداری و مصرفگرایی شهری است. در شرایطی که خودروی شخصی به ابزاری برای نمایش طبقهی اجتماعی، تمایز ثروت و تشدید شکافهای طبقاتی در کلانشهرها تبدیل شده است، دوچرخه نقشی دموکراتیک و همسطحکننده ایفا میکند. راکب پیوند جدیدی میان بدن، وسیله و فضا برقرار میسازد که نویسنده از آن به عنوان پدیدارشناسی حرکت یاد میکند؛ تجربهای که به دلیل داشتن سرعت میانه (چیزی بین سرعت پیادهروی و رانندگی سریع)، امکان درک جزییات، صداها، بوها و لایههای نادیدهی خیابان را به فرد میدهد. این شیوهی مواجهه که نوعی پرسهزنی مدرن با چرخ است، فرآیند اهلی کردن فضا را تسهیل میکند؛ چرا که فرد برخلاف سرنشین خودرو که در یک اتاقک شیشهای عایق از دنیای بیرون جدا شده است، مستقیما با محیط پیرامون خود معاشرت دارد و دلبستگی عمیقتری نسبت به محله و خیابانهای شهرش پیدا میکند. این رویکرد تحلیلی نشان میدهد که حرکت با دوچرخه چگونه میتواند الگوهای رفتاری روزمره را دگرگون کند و حس تعلق به فضا را ارتقا بخشد. ابعاد سیاسی، فرهنگی و چالشهای جنسیتی مرتبط با این شیوهی جابهجایی، لایهی عمیقتری از تحلیلهای کتاب را به خود اختصاص داده است؛ محمد نظرپور به طور مشخص به بررسی موانع فرهنگی و ساختاری دوچرخهسواری زنان در فضای شهری ایران پرداخته و این کنش را فراتر از یک انتخاب شخصی، به عنوان یک کنش پدیدارشناسانه و حتی یک عمل سیاسی در نظر میگیرد که نمونههای مشابه آن در تاریخ تحولات شهرهایی مانند نیویورک یا آمستردام نیز رخ داده است. نویسنده با نقد صریح تصورات غلط و کلیشههای رایجی که رکاب زدن در ساختار ناهموار شیبهای تهران را غیرممکن یا خطرناک جلوه میدهند، نشان میدهد که چگونه مدیریت شهری خودرومحور با اولویت دادن به بزرگراهها و طرحهای ترافیکی تکراری، حق بر شهر را از پیادهها و دوچرخهسواران سلب کرده است. کتاب «شهرها و امپراتوری دوچرخهها» با تمرکز بر مفهوم بدنمندی در فضا، بر این باور است که بازپسگیری معابر از تسلط مطلق اتومبیلها، نیازمند تغییر در آگاهی شهروندان و همزمان اصلاح کالبد شهر است تا فضاها از محیطهایی صرفا کالا شده و مرده، به مکانهایی زنده، انسانی و پویا برای تعاملات اجتماعی واقعی تبدیل شوند.
درباره محمد نظرپور
محمد نظرپور متولد سال 1369 دارای کارشناسی معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، و کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه تهران می باشد. وی مدرس دوره های مبانی نظری معماری و شهرسازی وتحلیل فضاهای شهری است.