1. خانه
  2. /
  3. کتاب مدرسه زدایی از جامعه

کتاب مدرسه زدایی از جامعه

نویسنده: ایوان ایلیچ
2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3.5 از 1 رأی

کتاب مدرسه زدایی از جامعه

Deschooling Society
انتشارات: رشد
٪10
200000
180000
3 از 1 رأی

کتاب مدرسه زدایی از جامعه

Deschooling Society
انتشارات: گیسا
ناموجود
4000
معرفی کتاب مدرسه زدایی از جامعه
کتاب «مدرسه‌زدایی از جامعه» نوشته‌ی ایوان ایلیچ و منتشرشده در سال ۱۹۷۱، یکی از تأثیرگذارترین و بحث‌برانگیزترین آثار حوزه‌ی آموزش و جامعه‌شناسی قرن بیستم است. این کتاب نقدی ریشه‌ای بر نظام مدرسه‌ای مدرن ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه مدارس رسمی، به جای آموزش واقعی، نابرابری، وابستگی و کنترل اجتماعی را بازتولید می‌کنند. ایلیچ معتقد است که جامعه برای رشد و یادگیری واقعی باید از ساختارهای مدرسه‌محور فاصله بگیرد و به سمت سیستم‌های آزاد و انعطاف‌پذیر یادگیری حرکت کند.
موضوع اصلی کتاب حول این ایده است که مدرسه نه تنها یادگیری را تضمین نمی‌کند، بلکه افراد را به مصرف‌کننده‌ی «آموزش» تبدیل می‌کند. از نگاه ایلیچ مدرسه باعث می‌شود انسان‌ها وابسته، بی‌قدرت و محدود شوند و نابرابری‌های اجتماعی تثبیت شود. او می‌گوید مدرسه مانند یک نهاد صنعتی عمل می‌کند: کودکان را نگه می‌دارد، آن‌ها را طبقه‌بندی می‌کند، باور می‌آورد که یادگیری فقط در مدرسه ممکن است و شهروندانی مطیع، مصرف‌کننده و کارگر برای نظام سرمایه‌داری می‌سازد.
کتاب در چند فصل نوشته شده که هر فصل بخشی از نقد نظام مدرسه و پیشنهادهای ایلیچ برای جایگزینی آن را بررسی می‌کند. او مفهوم «جامعه مدرسه‌زده» را معرفی می‌کند، جایی که ارزش یادگیری با داشتن مدرک، نمره یا گواهی اشتباه گرفته می‌شود. ایلیچ سپس شبکه‌های یادگیری آزاد و غیرمتمرکز را پیشنهاد می‌کند: شبکه‌ی دسترسی آزاد به منابع آموزشی، شبکه‌ی تبادل مهارت، شبکه‌ی همیاری یادگیری و شبکه‌ی یافتن استاد یا مربی. این شبکه‌ها به افراد اجازه می‌دهند بر اساس علاقه و نیاز واقعی خود، به منابع، معلمان و گروه‌های یادگیرنده دسترسی داشته باشند، بدون محدودیت مدرک یا امتحان. بسیاری از تحلیلگران امروز این سیستم را پیش‌بینی‌ای برای آموزش آنلاین و آزاد، از جمله پلتفرم‌هایی مانند یوتیوب، کورسرا و شبکه‌های اجتماعی آموزشی می‌دانند.
ایلیچ تأکید می‌کند که یادگیری واقعی تنها زمانی اتفاق می‌افتد که افراد آزادی انتخاب، انگیزه‌ی درونی و دسترسی برابر به منابع آموزشی داشته باشند. او هشدار می‌دهد که اصرار بر مدرسه به عنوان تنها محیط یادگیری، نه‌تنها آموزش را محدود می‌کند بلکه خلاقیت، استقلال و مسئولیت‌پذیری فرد را نیز کاهش می‌دهد. پیام اصلی کتاب این است که جامعه باید از تصور محدودکننده «یادگیری فقط در مدرسه» دست بکشد و محیط‌های مختلف زندگی، خانه، کتابخانه‌ها، کارگاه‌ها و فناوری را به عنوان فضاهای یادگیری به رسمیت بشناسد.
درباره ایوان ایلیچ
درباره ایوان ایلیچ
ایوان ایلیچ (Ivan Illich‎; ۴ سپتامبر ۱۹۲۶ – ۲ دسامبر ۲۰۰۲) یک نویسنده، فیلسوف و کشیش کلیسای کاتولیک اهل اتریش بود. او یکی از منتقدان بارز فرهنگ غربی و نهادهای مدرن نظیر آموزش و پرورش، پزشکی، کار، مصرفِ انرژی، حمل‌ونقل و توسعهٔ اقتصادی بود.
ایوان ایلیچ در سال ۱۹۲۶ در وین به دنیا آمد. پدر و مادر او یهودی و کاتولیک بودند. در ۱۹۴۲، خانوادهٔ او از دست نازی‌ها فرار کرد. ایلیچ بعد از پایان جنگ در فلورانس زیست‌شناسی سلولی و کریستال‌شناسی، در رم الاهیات و فلسفه، و در آلمان تاریخ قرون وسطی خواند. او به یک کشیش وابسته به کلیسای کاتولیک روم تبدیل شد و در ۱۹۵۱ به یک قصبهٔ فقیر پورتوریکویی در شهر نیویورک فرستاده شد. در آن‌جا او بسیار موفق بود و در ۱۹۵۶ قائم‌مقام دانشگاه کاتولیک پورتوریکو شد. او صراحتاً راست‌کیشیِ کاتولیکِ پیش از شورای دوم واتیکان را نقد می‌کرد و مافوق‌های جدیدش از این مسئله چندان خشنود نبودند. او سال ۱۹۵۹ را در نقاط مختلف آمریکای جنوبی گذرانید و عاقبت در کورناواکِ مکزیک مستقر شد. او یک مرکزِ آزاد تحقیقاتی و آموزش زبان به نام مرکز مستندسازی بین‌فرهنگی تأسیس کرد که همانند برکلی و دهکدهٔ گرین‌ویچ به محیطی مناسب برای رشد رادیکالیسمِ دههٔ ۱۹۶۰ تبدیل شد.
ایوان ایلیچ در چند کتابِ متوالی—ابزارهایی برای همْشادزیستی (۱۹۷۳)، انرژی و مساوات (۱۹۷۴)، الههٔ انتقامِ پزشکی (۱۹۷۵)، به سوی تاریخچهٔ نیازها (۱۹۷۸)، حقِ بی‌کاریِ سودمند (۱۹۷۸) و کارِ سایه (۱۹۸۱)—به نقدِ موازیِ پزشکی، حمل‌ونقل، قانون، روان‌درمانی، رسانه‌ها و سایر تخصص‌هایِ خودجاودان‌ساز پرداخت. نظامِ پزشکی بیمار تولید می‌کند؛ نظامِ قضایی موکل تولید می‌کند؛ نظام سرگرمی مخاطب تولید می‌کند؛ نظام حمل‌ونقل مسافرِ هرروزه تولید می‌کند (که همان‌طور که ایلیچ دوست داشت تأکید کند، سرعتِ متوسطِ مسافرِ روزمره در سطحِ شهر از سرعتِ متوسطِ عابرانِ پیاده یا دوچرخه‌سواران کمتر بود—یا دستِ کم اگر احداثِ بزرگ‌راه‌ها پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری را در این مسیرها غیرممکن نکرده بود، می‌توانست چنین باشد). طی این فرایند، این سیستم‌ها به ما طرزِ مناسبِ رفتار کردن را یاد می‌دهند؛ اما نکتهٔ به مراتب مهم‌تر این است که آن‌ها به ما یاد می‌دهند که چطور نیازهایمان را تعریف کنیم. «همان‌طور که هزینهٔ تولید در کشورهای ثروتمند کاهش می‌یابد، تمرکزِ کار و سرمایه بر تشکیلاتِ گسترده‌ای که هدفش مجهز کردنِ افراد به مصرفِ منضبطانه است» روزبه‌روز افزایش می‌یابد.
نظر کاربران در مورد "کتاب مدرسه زدایی از جامعه"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است

موجود نیست چرا

1402/10/25 | توسطمیلاد خالدیان
0
| |

درود کتاب ارزشمندیست لطفا موجود کنید

1402/10/03 | توسطکاربر سایت
0
| |