کتاب «افیونزدگان: مردمنگاری در جنوب تهران» نوشته اصغر ایزدی جیران دانشیار دانشگاه تبریز، اثری پژوهشی، عمیق و چندلایه در تقاطع علم علوم اجتماعی و هنر نویسندگی است که به واکاوی زندگی و تجربه زیسته مصرفکنندگان مواد مخدر در محلههای حاشیهای و فقیرنشین جنوب تهران، بهویژه «لب خط» و «دروازهغار» میپردازد. این کتاب که بهعنوان جلد چهارم از مجموعه پژوهشهای اجتماعی درباره ایران است، حاصل همزیستی نزدیک، مشاهده مشارکتآمیز و حضور میدانی و طولانیمدت نویسنده در میان طردشدگان، کارتنخوابها و خانوادههای درگیر با بحران اعتیاد است. جرقه نگارش این اثر در تابستان 1393و با تمرکز بر مفهوم «مردمشناسی رنج» زده شد؛ رویکردی انتقادی که به جراحتهای ویرانگر ناشی از نیروهای کلان سیاسی، اقتصادی و نهادی بر روان و جسم انسانها میپردازد. ایزدی جیران با عبور از نگاههای صرفا آسیبشناسانه، مجرمانگارانه یا بیمارپندارانه که در مجامع دانشگاهی و میان عامه مردم برای برچسبزنی به این افراد رایج است، تلاش میکند تا با همدلی و درک دیدگاه درونی سوژههای تحقیق، پاتولوژی قدرت و تأثیر فقر مطلق بر شکلگیری الگوی مصرف مواد (نظیر هروئین و شیشه) را به نحوه عقلانی به تصویر بکشد. او در این مسیر از سه مدل تحلیلی اصلی شامل مدل فرهنگی، مدل خردهفرهنگی و مدل مردمشناسی پزشکی انتقادی بهره برده است تا نشان دهد اعتیاد تنها یک انتخاب یا سبک زندگی فردی نیست، بلکه محصول مستقیم نابرابریهای ساختاری، طرد اجتماعی و روابط پیچیده قدرت در بطن جامعه است. نویسنده در روند پژوهش خود، تنها به مردمشناسی رنج محدود نمانده و با ورود به قلمرو «مردمشناسی خوبی»، باور های غلط را در هم میشکند. نویسنده در دل سیاهی فقر، خشونت و اعتیاد، شاهد مهربانیها، مراقبتها، ایثارها، وفاداریها و مرامهای اخلاقی این جمعیتهای پنهان و حاشیهای بوده است. او به زیبایی نشان میدهد که حتی در ویرانترین و تاریکترین شرایط انسانی نیز، ظرفیتهای شگفتانگیزی برای تابآوری، خلق معنا و بروز رفتارهای اخلاق مدارانه ی انسانی وجود دارد. از حیث ساختار محتوایی، این کتاب از چارچوبهای سنتی و فصلبندیهای مرسوم دانشگاهی فاصله گرفته و محاق ماجرا نظر دارد یعنی نویسنده به رویکرد پارهنویسی و خلق مجموعهای از قطعات و یادداشتهای میدانی-تفسیری روی آورده است. این سبک روایی خاص، توصیفات چندحسی، زنده و اتنوگرافیک را با تحلیلهای جامعهشناختی ترکیب کرده و اثری خلق نموده که همزمان ابژکتیو و سوبژکتیو است. خواننده در حین مطالعه این روایتها، با پدیده ای روبهروست که ریشه در واقعیتی تلخ اما انکارناپذیر دارد؛ واقعیتی که زندگی کودکان، زنان و مهاجران را در این بافتارهای حاشیهای دگرگون کرده است. اصغر ایزدی جیران، با سالها تجربه در حوزه مردمنگاری، اثری خلق کرده که مرزهای فهم ما از حاشیهنشینی را گسترش میدهد. مطالعه این کتاب به تمامی کسانی که دغدغه شناخت لایههای پنهان جامعه و همدردی با آسیبپذیرترین اقشار را دارند، قویا پیشنهاد میشود. این کتاب صدای رسای کسانی است که در سایه سنگین شهر فراموش شدهاند.