کتاب «بیپروا» سومین و آخرین جلد از سهگانهی پرطرفدار و پرفروش «بیقدرت» اثری مسحورکننده از لورن رابرتس است. این رمان تحسینشده، پایانی نفسگیر بر یک حماسهی فانتزی، معمایی و عاشقانه است که خوانندگان را برای آخرین بار به دنیای تاریک و پررمزوراز سرزمین «ایلیا» میبرد؛ جهانی بیرحم که در آن مرزهای میان خیر و شر، قدرت و ضعف، و عشق و انتقام بهشدت در هم تنیده شده و انتخابها بهای سنگینی در پی دارند. در این دنبالهی پرتعلیق، پایههای نظم در قلمرو ایلیا در آستانهی فروپاشی کامل است. داستان در نقطهای حساس و ملتهب آغاز میشود؛ پیدین، دختری از طبقهی عوام که روزگاری فردی بیقدرت و تحت تعقیب به شمار میرفت، اکنون به نمادی قدرتمند از امید و رهبر جریان مقاومت تبدیل شده است. او پس از پشتسر گذاشتن آزمونهای مرگبار و خیانتهای تلخ، در چرخشی غافلگیرکننده نه بهعنوان یک زندانی در شرف اعدام، بلکه در جایگاه عروس آیندهی پادشاه جدید، کیت، به پایتخت بازمیگردد. کیت که پس از مرگ پدرش تاج و تخت را به ارث برده، قصد دارد با این ازدواج سیاسی، شورشهای فزاینده را سرکوب کرده و میان طبقهی عوام و والاها صلحی ظاهری و استراتژیک برقرار کند تا پایههای سلطنت خود را محکم سازد. پیدین در یک دوراهی سرنوشتساز اخلاقی و سیاسی گرفتار است؛ از سویی باور دارد که ازدواج با شخص اول پادشاهی میتواند به او نفوذ و قدرت لازم برای تغییر ساختار و قوانین تبعیضآمیز ایلیا را ببخشد، اما از سوی دیگر نگران است که این پیوند تنها نمایشی فریبنده باشد که او را به بازیچهی دست حاکمیت برای مشروعیتبخشی به ظلم بدل کند. در ضلع دیگر این مثلث پیچیده، کای حضور دارد؛ برادر پادشاه، کاردان وفادار و معشوق دلباختهی پیدین. کای با طوفانی از احساسات متناقض دستوپنجه نرم میکند و باید در نبردی درونی میان وظیفهی سلطنتی، وفاداری کورکورانه به خانواده و عشق سوزانش به پیدین، دست به انتخابی ویرانگر بزند. لورن رابرتس، نویسندهی متولد سال 2002میلادی که نوشتن این مجموعه را در سن 18سالگی آغاز کرد و بهسرعت به یکی از جوانترین نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز تبدیل شد، در رمان «بیپروا»، لایههای عمیقی از مفاهیمی چون تبعیض، هویت، فداکاری و ابعاد تاریک قدرت را میشکافد. او بهخوبی نشان میدهد که حتی در تاریکترین شرایط، جرقه شجاعت میتواند مسیر تاریخ یک سرزمین را دگرگون کند. نقطهی قوت این اثر، پایانبندی تکاندهندهی آن است که با افشای نقشههای پنهان و برداشتن نقابها، نه تنها تمامی گرههای بازمانده از جلدهای پیشین را میگشاید، بلکه به تکامل شخصیتی قهرمانان داستان معنایی تازه میبخشد. این رمان که نامزد جایزهی بهترین رمان علمیتخیلی و فانتزی نوجوانان در سایت گودریدز و منتخب ویراستاران آمازون بوده است، تجربهای بینظیر برای علاقهمندان به ادبیات داستانی فراهم میکند. اگر به دنبال روایتی پرتعلیق، شخصیتمحور و آمیخته با عناصر وحشت و عاشقانههای ممنوعه هستید، مطالعهی این حماسهی نفس گیر بهشدت پیشنهاد میشود.
درباره لورن رابرتس
لورن رابرتس (2002- ) نویسنده امریکایی ساکن میشیگان است.