کتاب «قاعدهی جنگ و استثنای صلح» مجموعهای از مقالات و سخنرانیهای نظری است که با تمرکز بر نسبت پیچیدهی جنگ، صلح، سیاست و سوژهی انسانی، کوشیده است یکی از بنیادیترین پارادوکسهای جهان معاصر را به بحث بگذارد: چرا جنگ، بهجای آنکه استثنا باشد، به قاعدهی حیات سیاسی بدل شده و صلح، به وضعیتی موقتی، شکننده و تعلیقی فروکاسته است. این کتاب بهکوشش جمعی از نویسندگان و نظریهپردازان حوزههای روانکاوی، فلسفهی سیاسی و نظریهی انتقادی، از جمله پیتر ویدمر، سامی خطیب و پژوهشگران ایرانی، توسط انتشارات برخط منتشر شده و حاصل یک سمپوزیوم نظری با همین عنوان است؛ سمپوزیومی که هدف آن نه ارائهی پاسخهای قطعی، بلکه گشودن میدان پرسشگری رادیکال دربارهی منطق خشونت در جهان امروز بوده است. آنچه این مجموعه را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند، زاویهی نگاه آن است. نویسندگان کتاب از چارچوبهای کلاسیک حقوق بینالملل یا اخلاق هنجاری فاصله میگیرند و بهجای آن، جنگ و صلح را بهمثابه سازوکارهایی درونماندگار در نظم نمادین، تخیل سیاسی و اقتصاد میل بررسی میکنند. در اینجا جنگ صرفا رخدادی نظامی یا تصمیمی دولتی نیست، بلکه شکلی از ساماندهی به زندگی، مرگ، سوگ و بدنهاست؛ و صلح نه پایان خشونت، بلکه وقفهای ناپایدار در تداوم آن. این رویکرد، بهویژه در مقالاتی که از سنت روانکاوی لاکانی الهام گرفتهاند، بهوضوح دیده میشود؛ جایی که سیاست بهمنزلهی میدان فانتاسمها، شکستها و امتناعها فهم میشود، نه صرفا عرصهی عقلانیت ابزاری. پیتر ویدمر در مداخلات خود، با تکیه بر روانکاوی، نشان میدهد که چگونه جنگ میتواند بهعنوان پاسخی به بنبستهای ساختاری سوژه و جامعه عمل کند؛ پاسخی که وعدهی انسجام میدهد اما در نهایت، خشونت را بازتولید میکند. سامی خطیب، با پیوند زدن نقد سرمایهداری، سیاست معاصر و مفاهیم زیستسیاست و مرگسیاست، استدلال میکند که جنگ در جهان امروز اغلب نه اعلامشده و استثنایی، بلکه پراکنده، دائمی و نهادینه است؛ از مرزها و اردوگاهها گرفته تا بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی. در کنار این صداهای بینالمللی، مقالات نویسندگان ایرانی کتاب نیز کوشیدهاند این مفاهیم را در زمینهی بومی و تجربهی زیستهی جوامعی چون ایران بازخوانی کنند؛ از سوگورزی بهعنوان شکلی از مقاومت اخلاقی گرفته تا پرسش از اینکه «کدام جنگ» و «کدام صلح» اصلا قابل تصور است. زبان و سبک کتاب، هرچند نظری و متکی بر مفاهیم پیچیده است، اما از جنس نظریهپردازی انتزاعی گسسته از واقعیت نیست. اغلب مقالات بر مرز میان تجربهی زیسته، تحلیل سیاسی و تأمل فلسفی حرکت میکنند و همین امر باعث میشود خواننده با متنی مواجه شود که هم چالشبرانگیز است و هم بهشدت معاصر. کتاب مخاطب عام را هدف نگرفته، اما برای دانشجویان و پژوهشگران علوم انسانی، بهویژه در حوزههای فلسفهی سیاسی، روانکاوی، جامعهشناسی انتقادی و مطالعات جنگ و صلح، منبعی جدی و الهامبخش بهشمار میآید. در مجموع، «قاعدهی جنگ و استثنای صلح» تلاشی است برای برهمزدن بداهتهایی که جهان امروز بر آنها بنا شده است؛ بداهت اینکه جنگ امری ناگزیر، طبیعی یا حتی ضروری است و صلح وضعیتی قابل مدیریت و تضمین. این کتاب با طرح پرسشهایی ناآرامکننده، خواننده را وادار میکند تا نسبت خود را با خشونت، سیاست و مسئولیت اخلاقی بازاندیشی کند و بپذیرد که شاید صلح، پیش از آنکه پروژهای سیاسی باشد، مسئلهای عمیقا نظری و وجودی است.