1. خانه
  2. /
  3. کتاب شوالیه‌های بدنام

کتاب شوالیه‌های بدنام

نویسنده: دیوید گمل
4.45 از 2 رأی

کتاب شوالیه‌های بدنام

Knights of Dark Renown
٪10
1320000
1188000
معرفی کتاب شوالیه‌های بدنام
«شوالیه‌های بدنام» از همان موقعیت آغازین، تصور متعارف فانتزی قهرمانانه را کمی کج می‌کند: بزرگ‌ترین شوالیه‌های سرزمین ناپدید شده‌اند و تنها کسی که باقی مانده، مردی است که دیگران او را بزدل می‌دانند. دیوید گمل در این رمان مستقل، داستان را نه از قهرمانی در اوج شهرت، بلکه از شرم و شکست آغاز می‌کند. مانانان، یکی از شوالیه‌های افسانه‌ای گابالا، زمانی که همراهانش از دروازه‌ای اسرارآمیز برای رویارویی با شری در جهانی دیگر عبور کردند، از رفتن سر باز زد. سال‌ها بعد، نه آن شوالیه‌ها بازگشته‌اند و نه احساس گناه دست از سر او برداشته است. در همین فاصله، نه دوک‌نشین که زمانی زیر حمایت شوالیه‌های گابالا بودند، دوباره با خشونت، جادو و بی‌ثباتی روبه‌رو شده‌اند. درباره‌ی پادشاه شایعاتی هراس‌آور جریان دارد و نشانه‌های سرکوب و تباهی بیشتر می‌شوند. مانانان حالا با همان انتخابی مواجه است که پیش‌تر از آن گریخته بود: عبور از دروازه و جست‌وجوی همراهان گمشده. گمل این سفر را به آزمون ساده‌ی شجاعت تقلیل نمی‌دهد. مسئله این نیست که آیا مردی ترسو می‌تواند ناگهان قهرمان شود؛ پرسش دشوارتر این است که انسان پس از یک شکست اخلاقی چگونه می‌تواند دوباره خودش را تعریف کند. این تنش در سراسر رمان گسترش می‌یابد. گمل به قهرمانی علاقه دارد، اما نسبت به افسانه‌ی قهرمان بی‌اعتماد است. شهرت، زره درخشان، سوگند و عنوان شوالیه هیچ‌کدام به‌خودی‌خود فضیلت را تضمین نمی‌کنند. شخصیت‌ها باید بارها میان آن تصویری که دیگران از آنان ساخته‌اند و کاری که واقعا در لحظه‌ی تصمیم انجام می‌دهند فاصله بیندازند. از همین رو عنوان کتاب معنایی دوپهلو پیدا می‌کند: «بدنامی» می‌تواند حاصل خطا باشد، اما می‌تواند از داوری جامعه‌ای نیز بیاید که هنوز نمی‌داند قهرمان واقعی چه کسی است. رمان هم‌زمان از عناصر آشنای فانتزی حماسی شوالیه‌ها، جادو، دروازه‌ی میان جهان‌ها، پادشاهی در معرض خطر و نبرد استفاده می‌کند، اما آن‌ها را حول مسئله‌ی اخلاقی نسبتا زمینی سازمان می‌دهد. قهرمانان گمل معمولا آدم‌هایی زخمی، سالخورده، خطاکار یا گرفتار گذشته‌اند و «شوالیه‌های بدنام» یکی از نمونه‌های روشن این الگوست. توان نویسنده در صحنه‌های کنش و نبرد نیز مانع نمی‌شود که مسئله‌ی وفاداری، ترس و امکان جبران در مرکز باقی بماند. همین ویژگی نقطه‌ی قوت اصلی رمان است. گمل با ضرباهنگ سریع و پیرنگی فشرده، بدون نیاز به جهان‌سازی چندجلدی، جهانی کامل و دارای تاریخ و اسطوره می‌سازد. در مقابل، همین فشردگی باعث می‌شود بعضی شخصیت‌های فرعی و برخی اجزای جهان فرصت بسط بیشتری پیدا نکنند؛ خواننده‌ای که به فانتزی‌های بسیار پیچیده و کندسوز عادت دارد ممکن است حرکت رمان را بیش از حد مستقیم ببیند. اما هدف گمل اساسا ساختن چنین جهانی نیست؛ او قهرمانی را زیر فشار انتخاب می‌آزماید. ترجمه‌ی فارسی «شوالیه‌های بدنام» با ترجمه‌ی طاهره صدیقیان از سوی کتابسرای تندیس منتشر شده است. پرسشی که از دل رمان باقی می‌ماند از هر شمشیر و جادویی مهم‌تر است: اگر یک‌بار در لحظه‌ای تعیین‌کننده شکست خورده باشیم، آیا آن شکست تعریف نهایی ماست، یا فقط نقطه‌ای است که قهرمانی بعدی باید از آن آغاز شود؟
درباره دیوید گمل
درباره دیوید گمل
دیوید اندرو گِمِل (David Gemmell) (زادهٔ اول اوت ۱۹۴۸) نویسندهٔ مشهور بریتانیایی کتابهای قهرمان محور بود. درحالی که در دوران جوانی به روزنامه‌نگاری مشغول بود در سال ۱۹۸۴ اولین رمان رسمی خود با عنوان «اسطوره» را منتشر کرد. بعد از آن زمان بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۶ بیش از سی رمان نوشت که بیشتر آن‌ها حماسی و فانتزی بودند. کتابهای او با فروش بیش از یک میلیون نسخه همچنان در سراسر دنیا به فروش می‌رسند.
مادرش او را که در غرب لندن و در محله‌ای فقیرنشین متولد شده بود تا سن شش سالگی به تنهایی بزرگ کرد و پس از آن تصمیم به ازدواج دوباره گرفت. کودکی دیوید به جنگ و دعوا با زورگیران مدرسه یا فرار کردن از دست آن‌ها می‌گذشت و او درد زخم‌ها و جراحات زیادی را در این درگیری‌ها چشید. بیشتر این تحقیرها و اذیت و آزارها به علت حضور نداشتن پدر واقعی او بود، اما با پافشاری پدر ناتنی اش او یادگرفت در مقابل سختی‌ها ایستادگی کند. این طرز تفکر در بیشتر رمانهای گمل قابل مشاهده است.
در نوجوانی، دیوید به علت تشکیل دادن یک اتحادیهٔ قماربازی، از مدرسه اخراج شد و پس از آن به کارهایی همچون کارگری و کار در کلوپ‌های شبانه پرداخت. تا اینکه مادرش موقعیتی برای یک مصاحبهٔ کاری در روزنامه‌ای محلی برای او دست و پا کرد و اون از بین صد نفر شرکت‌کننده در این مصاحبه، به عنوان روزنامه‌نگار انتخاب شد. بعداً خودش اعتراف کرد دلیل این انتخاب این بود که شخصی که از او مصاحبه می‌گرفت غرور و گستاخی او را به حساب اعتماد به نفس او گذاشته بود.
پس از موفقیت در کار جدید اش او فرصت‌های شغلی مناسبی برای کار در روزنامه‌های بین‌المللی همچون دیلی میل، دیلی میرور و دیلی اکسپرس یافت و از این طریق توانایی خود را در زمینه نگارش پرورش داد. در همین دوران بود که برای اولین بار ازدواج کرد و صاحب دو فرزند نیز شد اما پس از چندین سال بار دیگر تصمیم به ازدواج گرفت و زندگی جدیدی با همسرش جدیدش استلا آغاز کرد که تا زمان مرگش ادامه داشت.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب شوالیه‌های بدنام" ثبت می‌کند