تصور ما از تاریخ اغلب به تماشای یک آلبوم عکس قدیمی شباهت دارد؛ گویی گذشته پدیدهای بیتغییر است که در پشت سر ما ایستاده و مورخ تنها وظیفه دارد غبار از چهرهاش بزداید و آن را همانگونه که بوده، بازسازی کند. اما وقتی عمیقتر به ماجرا نگاه میکنیم، با پرسشهایی دشوار روبهرو میشویم: چگونه میتوانیم به حقیقتی دست یابیم که دیگر وجود مادی ندارد؟ آیا گزارشهای تاریخی بازتاب مستقیم واقعیت هستند یا حاصل ذهن و زبان راوی؟ کتاب «بر ساخت گذشته؛ درآمدی بر نظریه تاریخ» اثر کریس لورنتس، تلاشی برای پاسخ به همین پرسشهای بنیادین و گشودن دریچهای نو به روی فلسفه و نظریه تاریخ است. لورنتس بر این باور است که کار مورخ چیزی فراتر از چیدن قطعات پازل گذشته در کنار یکدیگر است. گذشته در حقیقت از طریق ذهن، زبان و تفسیر مورخ شکل میگیرد و معنا مییابد. کتاب در فصول نخستین خود به کالبدشکافی مفاهیمی چون «امر واقع»، «تفسیر» و «حقیقت» میپردازد. نویسنده توضیح میدهد که چگونه امور واقع در علم تاریخ، برخلاف علوم طبیعی، با مشاهده مستقیم به دست نمیآیند و همواره در هالهای از فرآیندهای تفسیری و زبانی قرار دارند. بخش مهمی از کتاب به تقابل دو رویکرد بزرگ در تاریخنگاری اختصاص دارد؛ از یک سو، دیدگاه پوزیتیویستی که تلاش میکند تاریخ را با الگوهای تبیین قانونمند و علّی شبیه به علوم تجربی توضیح دهد؛ و از سوی دیگر، رویکرد هرمنوتیکی و تفسیری که کانون توجه خود را بر فهم مقاصد، معانی و روایتهای انسانی قرار میدهد. در این میان، آرای متفکرانی چون گادامر، دریزن، فوکو و دریدا بررسی میشود تا ابعاد گوناگون روایت و متنگرایی در تاریخ آشکار گردد. لورنتس پس از نقد دقیق این دو جریان، نظریه سومی را پیشنهاد میکند که خود آن را «الگوی تبیینی مقایسهای» یا راه سوم مینامد. این الگو با پیوند دادن ضرورتهای علّی با ویژگیهای زمانی و مکانی، به مورخ اجازه میدهد تا تبیینهای رقیب را در ترازوی سنجش بگذارد و بدون ادعای رسیدن به حقیقتی مطلق، گزینههای ضعیفتر را کنار بزند. بررسی مفهوم علیت، شرایط لازم و کافی، و همچنین کشمکش دیرینه میان نقش تعیینکننده اشخاص در برابر ساختارهای کلان اجتماعی، از دیگر مباحث پرکشش این اثر است.
درباره کریس لورنتس
کریس لورنتس استاد بازنشسته فلسفه تاریخ در دانشگاه VU آمستردام و از سال ۲۰۱۶ پژوهشگر بینالمللی در مؤسسه جنبشهای اجتماعی در دانشگاه روهر بوخوم است.