کتاب «تاریخ مغرب اسلامی: از فتح مسلمانان تا سلطه عثمانی» به قلم عباس برومند اعلم، پژوهشی تحلیلی است که خواننده را به اعماق تاریخ پرفرازونشیب سرزمینهای پهناور شمال آفریقا میبرد. این منطقه که در جغرافیای تاریخی مسلمانان به مغرب و در دوران معاصر به مغرب اسلامی یا عربی شهرت دارد، از قرن اول هجری با ورود مسلمانان و امواج گسترده مهاجرت اقوام شرقی، دستخوش دگرگونیهای عمیقی شد. ترکیب و امتزاج این مهاجران با اقوام بومی بربر آمازیغ، ظرفیتهای نهفته این سرزمین را بیدار کرد و آن را به یکی از کانونهای بیبدیل تمدنساز در جهان اسلام بدل ساخت. نویسنده در این اثر، روایتی پیوسته از تحولات سیاسی و اجتماعی این پهنه جغرافیایی ارائه میدهد. داستان از بررسی جغرافیایی و تاریخی مغرب در آستانه ورود اسلام آغاز میشود و با تحلیل نقشآفرینی گروههایی چون خوارج ادامه مییابد. سپس، شکلگیری نخستین قدرتهای مستقل و نیمهمستقل مورد واکاوی قرار میگیرد؛ از ادریسیان به عنوان نخستین دولت علوی در منطقه و اغالبه که نقش پاسداران قدرت عباسی را ایفا میکردند، تا طلوع قدرتمندانه و تأثیرگذار خلافت فاطمیان که از همین سرزمین برخاستند. کتاب در ادامه به دوران میانه و ظهور امپراتوریهای بزرگ و مقتدر بربر میپردازد و تجربه متفاوتی از حکمرانی دینمدارانه توسط مرابطون و موحدون با تأکید بر دگراندیشیهای دینی آنان را به تصویر میکشد. یکی از نقاط قوت این بررسی، توجه ویژه به موقعیت ژئوپلیتیک و نقشآفرینی فرامنطقهای مغرب است. این سرزمین همواره پل ارتباطی و عرصه تعاملات مستمر سیاسی، نظامی و مبادلات اقتصادی با دو جهان متفاوت بوده است: از یک سو با سرزمینهای شمال مدیترانه نظیر شبهجزیره ایبری، ایتالیا، فرانسه و جمهوریهای تجاری ونیز و جنوا، و از سوی دیگر با گستره آفریقای سیاه و دولتهایی چون غانا و کانم. این شبکه ارتباطی درهمتنیده، موجب شکوفایی کانونهای تمدنی و شهرهای باشکوهی نظیر قیروان، تونس، طرابلس، فاس، تلمسان و مراکش شد که هر یک خدمات بیبدیلی به تمدن بشری عرضه کردند و بستر رشد فرهنگی، توسعه راههای تجاری و شکلگیری هویتی منحصربهفرد، از جمله جریانهای خاص تصوف مغربی را فراهم آوردند. همچنین در لابلای تاریخ این منطقه، میتوان نشانه حضور و تأثیرگذاری عناصر ایرانی همچون حکومت رستمیان در تاهرت را نیز مشاهده کرد. روایت کتاب پس از بررسی دوران فروپاشی یکپارچگی مغرب و ظهور دولتهای مستقلی چون بنوحفص و بنیمرین، سرانجام با تصرف این منطقه به دست امپراتوری عثمانی و آغاز دورانی جدید به پایان میرسد. انگیزه عباس برومند اعلم از نگارش این اثر، پاسخ به یک خلأ جدی در نظام آکادمیک و پژوهشی ایران بوده است. با وجود اهمیت شگرف تاریخ مغرب، محافل دانشگاهی ایران به دلیل کمبود منابع پایه و منسجم به زبان فارسی، دچار غفلتی تاریخی نسبت به این حوزه شده بودند. این کتاب با ملغمه ای از رویدادهای تاریخی و پرهیز از حاشیهروی، به عنوان یک منبع علمی و یکپارچه، راه را برای شناخت عمیقتر تاریخ، جغرافیا و تمدن مغرب اسلامی هموار میسازد.