علمی که در آن اختلاف نظری نباشد مرده است. هرچه بحثهای جاری در یک رشتۀ علمی داغتر باشد، آن رشته سرزندهتر و پویاتر است. اختلاف نظر یعنی هنوز جبهههای بسیاری هست که میتوان گشود و عرصههای بسیاری هست که میتوان در آن انقلاب کرد. در این میان، بحثهای تکاملی نشان دادهاند که «چنگ و دندان خونآلود» منحصر به طبیعت نیست، بلکه در میان طبیعتشناسان نیز کاربرد بسیاری دارد. در چند دههٔ اخیر هیچ بحثی در علوم زیستی داغتر و جنجالیتر از اختلاف نظر میان داوکینز و گولد بر سر طرز کار تکامل نبوده است. در این نبرد اندیشمندان بسیاری به دو جبهه میپیوندند و دامنهٔ بحثی را گستردهتر میکنند که در نهایت از علم فراتر میرود و به اخلاق و معنای زندگی انسان کشیده میشود. وقتی غولهای فکری در رشتهای همچون زیستشناسی تکاملی با هم درگیر میشوند، هیچ جا بهتر از صندلی تماشاچی نیست. اما حضور در این نبرد حتی در نقش تماشاچی هم راهنمایی کاربلد میخواهد که پیچوخمها را بشناسد و گرهها را بگشاید، کاری که فیلسوف زیستشناسی کیم استرلنی بهخوبی از پس آن برآمده است.