«خاتون سلطاننشان؛ زندگی و زمانه ترکان خاتون خوارزمی» نوشته مشترک مهدی سیدی فرخد و محمدهادی قائمی از سری کتابهای هما (تکنگاری زنان بانفوذ تاریخ ایران) در نشر اگر است. این کتاب در پنج فصل تنظیم شده است. جغرافیای خوارزم، شناختنامه ترکان خاتون، برآمدن سلطان محمد، قدرت مغولان در مرزهای ایران، سرانجام کار سلطان محمد خوارزمشاه فصلهای کتاب را دربرمیگیرند. کتابهای این مجموعه تکنگاریهایی هستند دربارهی زنان نامدار و کمتر شناختهشده، اما بانفوذ تاریخ ایران، نامداری و نفوذ الزاما معنای مثبت ندارند، اما زنانی را در برمیگیرند که در آشکار یا نهان صاحب قدرت و نفوذی بودهاند و کارهایی کردهاند که در روزگارشان برای زنان دشوار بود. در این کتاب مهدی سیدی فرخد، پژوهشگر جغرافیای تاریخی و متون کهن فارسی و همکارش محمدمهدی قائمی از زنی قدرتمند در دوره خوارزمشاهیان نوشتهاند که برخی از مورخان او را از عوامل حمله مغولها به ایران میدانند. ترکان خاتون قدرتی موازی در دوران حکومت پسرش ایجاد کرده بود و در امور حکومتداری دخالت میکرد. در این کتاب علاوه بر زندگی پرفرازونشیب ترکان خاتون، تاریخ اواخر دوره خوارزمشاهیان و حمله مغولها نیز روایت میشود. جهتگیری غالب مطالب این کتاب درباره ابعاد سیاسی شخصیت ترکان خاتون و نقش او در کنشها و تصمیمات سیاسی دربار خوارزمشاهی بوده است. این یادآوری از آن رو گوشزد میشود که برخلاف ابعاد سیاسی شخصیت او بیشتر منابع تاریخی در عرصه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی او را زنی نیکوکار و بخشنده و حتی کاردان و مدبر معرفی کردهاند. هنگامی که چنگیز مأموریت خویش را در فتح و ویرانی بخش شرقی ایران، تمام شده دید به قصد بازگشت به مغولستان و ظاهرا برای سرکوب شورشی که در چین شمالی روی داده بود عازم قراقورم شد. در راه چنگیزخان دستور داد تا ترکان خاتون و زنان حرم در پیشاپیش سپاه و در گذر از شهرها به آواز بلند بر آنچه بر سلطان رفته نوحه و زاری کنند. پس از رسیدن به مغولستان هم تحقیر و سرشکستگی اسفبار ترکان خاتون در پیرانه سر ادامه یافت: «چنگیز پس از آنکه دختران خوارزمشاه را به پسران و مقربان خود دارد، ترکان خاتون ملکه شریر را برای نمایش در مجالس بزم خود نگاه میداشت. ترکان خاتون میبایست در سراپرده خان بنشیند و ترانههای حزین بخواند. چنگیزخان تکههای استخوان جلوی او میانداخت و ترکان خاتون فرمانروای مطلقالعنان خوارزم که خود را ملکه آفاق و شاه زنان عالم مینامید با گوشت همین استخوانها ارتزاق میکرد...» در ادامه همین روزگار تیره و زبونانه برخی از منابع وضعیت او را پس از مرگ چنگیز در سال ۶۲۴ ق چنین توصیف کردهاند که گویا در اواخر عمر در آنجا برای گذران زندگی به کار رنگرزی هم میپرداخته است: «... و شنیدم که ترکان خاتون بدان عظمت و جلادت که بود، کارش بدان رسید که چون او را به غارت ببردند بعد از مدتی در ترکستان در شهری صباغی کردی نعوذ بالله من زوال الدولهی...» بنابر آنچه در بیشتر منابع تاریخی آمده، ترکان خاتون سرانجام در سال ۶۳۰ ق در غربت مغولستان درگذشت، بی هیچ نشان و مهابتی! «خاتون سلطاننشان؛ زندگی و زمانه ترکان خاتون خوارزمی» کتاب خواندنی برای علاقمندان به تاریخ است که تصویری واقعی و ملموس از ترکان خاتون ارائه میدهد.