چنگیزخان با فتحی خونبار اما هدفمند، نظمی جدید بنا نهاد که یکی از گستردهترین شبکههای تجاری تاریخ را پدید آورد و چین را به خاورمیانه پیوند زد. اما خود به خوبی میدانست که دوام یک امپراتوری تنها بر پایه تجارت محقق نمیشود. در نقطه تلافی دو تمدن بزرگ و پر تنش (اسلام و چین) او راهی متفاوت برگزید: آزادی مذهبی. تصمیمی ریشهای و بیسابقه که زمینهساز یک قرن ثبات و آرامش شد. جک ودرفورد، در روایتی پرکشش و مستند. داستان شگفتانگیزی تیمی بیسواد و مطرود را باز میگوید که چگونه امپراتوری مغول را بنا نهاد و تأثیر تصمیم بنیادین او را تا سدهها بعد، از شکوفایی تمدن اسلام در قرن سیزدهم تا الهامبخشی به اندیشههای آزادی خواهانه تامس جفرسن در قرن هجدهم، موردواگاوی قرار میدهد.