«دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پستدراماتیک» نوشتهی ملادن اوادیا از آن کتابهایی است که یک عنصر بهظاهر حاشیهای را به مرکز بحث میآورد و نشان میدهد چطور میتوان تاریخ تئاتر مدرن را از زاویهای کاملا متفاوت بازخوانی کرد. مسئلهی اصلی این کتاب «صدا» است، اما نه صدا بهعنوان یک ابزار فنی، افکت جانبی یا همراه متن و تصویر، بلکه بهعنوان نیرویی که میتواند خود اجرا را بسازد، معنا تولید کند، ریتم بیافریند، فضا شکل دهد و حتی ساختار درام را سازماندهی کند. اوادیا با همین رویکرد، یکی از جدیترین و دقیقترین پژوهشها را دربارهی جایگاه صدا در تئاتر مدرن و پستدراماتیک ارائه میدهد. نقطهی آغاز کتاب، نقد یک پیشفرض قدیمی در سنت تئاتر غربی است: اینکه متن، روایت و تصویر بصری مرکز اجرا هستند و صدا عمدتا در خدمت آنها قرار میگیرد. اوادیا نشان میدهد که این نگاه دیگر برای فهم تئاتر قرن بیستم و پس از آن کافی نیست. از آوانگاردهای آغاز قرن، مانند فوتوریسم، دادائیسم و اکسپرسیونیسم، تا شکلهای متأخرتر تئاتر پستدراماتیک، صدا بهتدریج از موقعیت ضمیمه و تزئینی بیرون میآید و به منطقی مستقل در اجرا تبدیل میشود. در اینجا دیگر صدا فقط حامل کلمات نیست؛ نفس، سکوت، فریاد، لرزش صدا، تکرار، نویز و حتی شکست زبان، همگی به مادهی دراماتیک بدل میشوند. یکی از مفاهیم کلیدی کتاب، ««شنواییپذیری» است؛ مفهومی که بر این نکته تأکید میکند که تئاتر فقط هنری دیداری نیست، بلکه تجربهای عمیقا شنیداری نیز هست. اوادیا توضیح میدهد که با بحران بازنمایی در هنر مدرن، تئاتر هم از وابستگی کامل به روایت و بازنمایی فاصله گرفت و بهسمت شکلهایی از اجرا حرکت کرد که در آنها صدا دیگر تابع معنا نیست، بلکه خود به مادهی خام اجرا تبدیل میشود. این تغییر نگاه بسیار مهم است، چون در آن صدا نه چیزی پس از متن، بلکه یکی از پایههای اصلی ساخت اجراست. از بخشهای بسیار جذاب کتاب، تحلیل اوادیا از جنبشهای آوانگارد اولیه است. او به فوتوریستهایی مثل فیلیپو توماسو مارینتی و لوییجی روسولو میپردازد که با ورود صدای ماشین، آشوب صوتی و تخریب زبان کلاسیک، راه را برای نوعی دراماتورژی تازه باز کردند. ایدهی مشهور روسولو، یعنی «هنر صداهای ناموزون»، در این کتاب جایگاه مهمی دارد، چون اوادیا آن را یکی از نقطههای آغاز رهایی صدا از محدودیتهای سنتی میداند. سپس کتاب به دادائیسم و شعر صوتی میرسد؛ جایی که زبان عملا از معنا تهی میشود و خود آوا، انرژی و مادهی صوتی جای دلالت منطقی را میگیرد. اوادیا در سطح نظری نیز بهوضوح تحت تأثیر سنت تئاتر پستدراماتیک، بهویژه ایدههای هانس-تیس لمان، قرار دارد. او نشان میدهد که در تئاتری که دیگر بر پیرنگ خطی و شخصیتپردازی کلاسیک تکیه ندارد، صدا میتواند همان نقشی را ایفا کند که زمانی روایت بر عهده داشت: سازماندهی زمان، فضا و تجربهی تماشاگر. همچنین مفهوم «معماری شنیداری» در کتاب اهمیت زیادی دارد؛ این ایده که صدا، سکوت، پژواک و فاصلهی صوتی میتوانند خود فضای اجرایی را بسازند. نثر کتاب آکادمیک و گاه سنگین است، اما ارزش آن دقیقا در همین دقت و انسجام نظری نهفته است. در نهایت، «دراماتورژی صدا در تئاتر آوانگارد و پستدراماتیک» کتابی مهم برای هر کسی است که میخواهد تئاتر مدرن را نه فقط از منظر متن و تصویر، بلکه از منظر رهایی و مرکزیت یافتن صدا بفهمد.
درباره ملادن اوادیا
ملادن اوادیجا (۱۹۴۷-۲۰۱۹) دراماتورژ، مدرس دانشگاه و محقق مستقل بود. او تهیهکننده سابق رادیو سارایوو بود و در تورنتو زندگی میکرد.