گاهی وقتها از چهرهتان لبخند میبارد، اما در درونتان زمزمهای آرام میگوید: «کاش من طور دیگری بودم…». شاید در دل همان لحظههایی که نمرهی پایین گرفتهاید، از دوستتان دلخور شدهاید، یا در فضای مجازی خودتان را با دیگران مقایسه کردهاید، صدایی درونی سر برمیآورد و قضاوتتان میکند. این صدا گاهی بیرحم است؛ گاهی خسته، گاهی ناامید.
اما همینجا، در نقطهای که شاید آن را «ضعف» میدانید، بذر عزتنفس جوانه میزند.
عزتنفس یعنی باور به اینکه شما ارزشمند هستید، حتی وقتی خطا میکنید، حتی وقتی دیگران شما را نمیفهمند.
عزتنفس یعنی احترام گذاشتن به خود، بدون غرور و بیتوجهی به دیگران؛ یعنی پذیرفتن این حقیقت که «من همانطوری که هستم، کافیام، و در عین حال میتوانم رشد کنم.»
شما در سالهایی هستید که جهان مثل گردباد تغییر میکند. یک روز احساس قهرمانی دارید و روز دیگر شاید دلتان بخواهد از همهچیز فاصله بگیرید. درست همین دوره است که یادگرفتن عزتنفس معنا پیدا میکند. چون اگر خودتان را باور نکنید، هر موفقیتی طعم موقتی خواهد داشت.
در صفحات پیشرو، قرار نیست فقط دربارهی عزتنفس بدانید، بلکه قرار است احساسش کنید و کمکم بسازیدش. قرار است یاد بگیرید چطور با خودتان مهربانتر باشید، چطور اشتباههایتان را جای «خجالت» به فرصتی برای رشد تبدیل کنید و چطور در میان قضاوتها، صدای آرام و واقعبین درون خودتان را پیدا کنید.
این کتاب دربارهی سفری است از «خود تردیدکننده» به سوی «خود باورمند».
سفری آرام، انسانی و صادقانه.
سفری که مقصدش فقط یک جمله است:
«من ارزشمندم، چون هستم.»
منیر کلانتر قریشی نویسنده ایرانی متولد سال 1358 میباشد.