علی فتح الله زاده نویسنده ایرانی متولد 1331 است.
من و نویسنده کتاب «سایهها در باد» در سال 1351، همزمان وارد دانشکده پلیتکنیک شدیم و خاطرات مشترک بسیاری با هم داریم. ایشان در رشتهی برق و من در رشتهی مکانیک قبول شده بودم. با مطالعهی این کتاب به آن سالها پرت شدم: جو خفقانی که ساواک در جامعه بهویژه در دانشگاههای کشور ایجاد کرده بود، باتوم خوردن از گاردیها، دستگیرشدنها، درگیریهای مسلحانه در خیابانها و سطح شهر، شکنجههای وحشیانه در زندانها، کشتهشدن در زیر شکنجه و اعدامها، امیدها و آرزوهای رسیدن به آزادی و عدالت، ... همه و همه در پیش چشمام زنده شدند. خواندن این کتاب برای افراد نسل من نوعی نوستالژی است، اما برای نسل جوان و بخصوص برای آنان که ناآگاهانه، دَم به دَم کسانی میدهند که آگاهانه و برای مطامع شخصی و برگشتن به امتیازات و یکهتازیهای از دست رفتهی خود، مبارزین راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعیِ پیش از انقلاب را با ناسزای «پنجاه و هفتی» مینوازند، مطالعهی این کتاب یک درسنامه و یک پیشنیاز برای درک تاریخ معاصر است. جرج سانتایا نویسنده و فیلسوف اسپانیایی میگوید «آنان که تاریخ را فراموش میکنند محکوم به تکرار آن هستند.» و کارل مارکس در کتاب معروفاش «هیجدهم برومر لوئی بناپارت» مینویسد: «هگل در جایی اظهار میکند که تمام وقایع بزرگ و شخصیتهای تاریخی، دو بار ظاهر میشوند. او فراموش میکند اضافه کند که بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت نمایش کمدی... » از دوست گرامی آقای علی فتح اله زاده سپاسگزاریم که با نوشتن این کتاب وقایع آن زمان را ثبت کردند و تبعات تکرار تاریخ و بازگشت دوباره به حکومت فردی را یادآور شدند. این درست است که مشی خشونتآمیز مبارزین دههی پنجاه، مطابق اطلاعات و دانش امروز ما مردود است و در کتاب مورد بحث نیز به راههای مسالمتآمیز تأکید شده است؛ اما نباید از نظر دور داشت که وقتی قلمها شکسته و دهانها بسته شوند و حق هر گونه اظهار نظر آزاد و قانونی از مردم سلب شود، خواهناخواه نیروهای تحولخواه جامعه به راههای خشونتآمیز و غیرقانوی روی میآورند. از این منظر مقصر اصلی خشونتورزی نیروهای مبارز در سالهای پیش از انقلاب 57 و بلکه برچیده شدن سلسلهی پهلوی خود شاه و سازمان امنیت جهنمی او، ساواک بود. قاسم آبادپور
نویسنده با اشراف کامل به بیان روایتهایی از مبارزات و شیوه زندگی نسل جوانی میپردازد که رویای دستیابی به عدالت و ازادی را داشتند نسلی که هرگز در هیچ دوره ای به درستی و واقعی در تاریخ معرفی نشد. رمان ، روان ، ساده و زیباست ، مانند طبیعت بکر و سبز و جداب است.
خواندن کتاب سایهها در باد بسیار لذت بردم. تثر روان و ساختار قوی داستان، جذابیت کتاب را برایم افزون نمود. با خواندن کتاب خود را در برهه ایی از تاریخ ایران دیدم که از سوی نسل جوان بسیار مورد نقد قرار گرفته و در اینجا نویسنده حال و هوای آن روزها و دغدغه جوانان را به شیوایی و صداقت به قلم در آورده. امیدوارم در آینده نیز شاهد کتابهایی از این نویسنده باشیم.
کتاب «سایهها در باد» را با لذت خواندم. داستان در بستری از یک دوره تاریخی واقعی شکل میگیرد و نویسنده با شناختی عمیق از آن دوران، توانسته است فضای فرهنگی، اجتماعی و رویدادهای تاریخی را به شکلی باورپذیر بازسازی کند. او با مهارت، مضامین اصلی رمان؛ از جمله آزادی، عشق، زندگی و نقش انسان در سرنوشت خویش را از خلال شخصیتهایی چندبعدی و متناسب با زمان و مکان داستان به تصویر میکشد. داستان از انسجام و منطق روایی خوبی برخوردار است و پیوند میان وقایع تاریخی و عناصر تخیلی بهگونهای شکل گرفته که نه به تاریخ آسیب میزند و نه از جذابیت داستان میکاهد. همین تلفیق، رمان را خواندنی و تأثیرگذار کرده است. به گمان من، این کتاب برای جوانانی که به تاریخ و شناخت فضای آن دوران علاقهمندند، اثری ارزشمند و الهامبخش است. در عین حال، برای کسانی که آن دوره را تجربه کردهاند، رمان فضایی سرشار از نوستالژی میآفریند؛ فضایی که خاطرهها را زنده میکند و پیوندی عاطفی میان خواننده و رویدادهای تاریخی برقرار میسازد.
یادداشتی برای کتاب « سایهها در باد» نوشته علی فتحاللهزاده «سایه ها» رنگ گرفتند، واقعی شدند با همان جانهای شیفته شان، با همان نام و نشانهای خود، در همان خیابانهای آشنای تهران، تبریز و شهرهای دیگر. خیابانهای شاهد بر شهادت ها، ناظر بر خفقان و ظلم و خیانت رژیم، پناهگاه گریزها و نبردهای آنهایی که راهی ناگزیر، دشوار و شاید هم از سر ناگزیری توام با خطا برای آزادی انتخاب کرده بودند. سایهها در قالب روز شماری مستند، جان گرفتند و انعکاس لحظه به لحظهی مقطعی از تاریخ مبارزات قبل از انقلاب شدند. مقطعی که چهره واقعی اش در هیاهوی روزهای پرتلاطم انقلاب، جنگ هشت ساله و تلاش برای تثبیت آنچه میخواست پا بگیرد، کمرنگ شد، گم شد و سپس گرفتار دست باد. نویسندۀ صادق، با تلاشی صمیمانه بی چشم پوشی از جزئیاتی که میتوانست نباشد، با مطالعه و شناخت دقیق و عمیق، سایه هایی را که در طوفان حوادث پراکنده بودند، دوباره رنگ تاریخ زده و آنچه را که میرفت بگونه ای برای نسل بعد از انقلاب ناشناخته و فراموش شود، با تار و پودی از احساس و خیال باز در هم تنیده و پرده ای از واقعیت تاریخی را بافته است. خفقان فرهنگی، ترس از شکنجه، واهمههای جاری در زبان و قلم روشنفکران، و عشقهای صادقانه برای عدالت خواهیهای اجتماعی و اقتصادی و...همه را در روزها و ساعتهای خود باز نشانده است. صادقانه، بی قضاوت طرفدارانه، همه را در حضوری تاریخی در خیابانهای شاهد بر آن، زندگی دوباره بخشیده است. و خیابانها وقایع را چون سندی تاریخی فراموش نمیکنند. مینو امیرقاسمی
رمان «سایهها در باد» نوشتۀ آقای علی فتح اله زاده روایت واقعیتهای پیچیدۀ اجتماعی و جزر و مدهای مکرر روح انسانی است که با تلاش و خلاقیت نویسنده در قالب رمانی جذاب به تصویر کشیده شده و عنوانِ برازندۀ «سایهها در باد» را به خود گرفته است. به نظر من رمان «سایهها در باد» واجد چند ویژگی ممتاز است: 1. پرداخت جذاب داستان بهگونهای است که خواننده را در کشاکش ماجراهای به هم پیوسته با خود پیش میبرد تا به سرشت و سرنوشت شخصیتهای رمان پی ببرد. 2. پرداختن به رمان تاریخی که جای پایی در واقعیت تاریخی دارد و برههای از تاریخ یک ملت را حکایت میکند کاری بس دشوار است. نویسنده با برگرفتن رخدادهای گوناگون و در کار آوردن ذوق و قریحۀ ادبی در داستاننویسی و شخصیتپردازی، باید بتواند توازن بین این دو جنبه را رعایت کند و این دو وجه را چنان درهمتنیده کند که خواننده گویی سایههایی از واقعیت را در بادِ گذر زمان دنبال میکند. نویسنده از عهدۀ این کار بهخوبی برآمده است. 3. رمان به شکلگیری جریان چپ در تاریخ معاصر و نقش آن پرداخته است. بسط این جریان در ذهن و ضمیر جوانان و روشنفکران جهان و ایران پس از تحقق عملی ایدۀ مارکسیسم در شوروی بهنیکی در رمان آمده است. این جریان سیلآسا جوانان بسیاری را با خود همراه و همدل کرد و حتی بر طرز تفکر جریان مذهبی روشنفکران جامعه و دمیدن در مقابله با غرب اثر گذاشت. جوانانی که از سر صدق و وفاداری با آن همراهی کردند و در برابر نیروی مخوف ساواک ترسی به خود راه ندادند و در راه آرمان آزادی و برابری از جان خود گذشتند؛ گرچه در این مسیر خائنانی نیز رهزن شدند. نویسنده کوشش کرده در سراسر رمان جانب حقیقت را بگیرد و ضمن ارج نهادن به حریت و پاکباختگی آن جوانان که در رمان به لباس شخصتهایی همچون نگار و صمد و دلبر و آوا درآمدهاند، خطرات و انحرافات را نادیده نگیرد. این رمان برای کسانی که در متن وقایع اجتماعی آن روزگار بودهاند از این جهت جذاب است که آن را نقد حال خود مییابند؛ و برای جوانانی که تجربۀ زیستۀ آن دوران را ندارند روایتی است خواندنی که بخشی از تاریخِ ایران عزیز را در شکل رمانی پرکشش پیش چشم آنها مینهد تا دریابند که اگر به تعبیر سهراب، در پی حقیقت میدوند باید پشت دانایی اردو بزنند. سعی نویسنده در پدید آوردن این رمان ارزشمند مشکور باد. مسعود بینش
من که از طریق صفحهآرایی و طراحی جلد کتاب "سایهها در باد " در پدید آمدن آن سهمی داشتم، شاید که به پیروی از مثل معروف " مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید" نمیبایست در خصوص کتاب اظهار نطر میکردم. به خاطر آن با کمی تردید این یادداشت را بارگذاری میکنم. علت این که نتوانستم درمقابل خواست درونیام برای این اظهار نظر مقاومت کنم آن بود که از نزدیک شاهد تلاش خستگیناپذیر نویسنده برای بازنویسی چندباره کتاب و وسواس و دقت ایشان در حد بود و نبود حتی یک ویرگول و چندین بار تغییر طرح روی جلد برای پیاده کردن ایدهها و پیشنهادات آقای فتح اله زاده بودم. و این صرفنظر از محتوای غنی و روشنگر کتاب و ساختار ویژهی آن است که در جای خود قابل تحسین است. طراح جلد و صفحهآرای کتاب
مطالعه کتاب سایهها در باد را چند روز پیش تمام کردم. آقای مهندس علی فتح اله زاده را از نزدیک میشناختم و دو کتاب در حوزه مدیریت و یک کتاب در زمینه الکترونیک صنعتی و منابع تغذیه را از ایشان دیده بودم. با وجود این وقتی باخبر شدم رمانی تاریخی منتشر نموده کنجکاو بودم ببینم کسی که تحصیلات و حرفهاش فنی و مهندسی است و دهه هفتاد عمرش را سپری میکند چگونه از پس کار برآمده است. کشش، آموزندگی، و ساختار منسجم و مدرن داستان و قلم شیوا و شیرین آن، حقیقتا دور از انتظارم بود. رماننویسها معمولا قصهگویی را از جوانی شروع میکنند. برای من شگفتانگیز بود که کسی در دههی هفتاد زندگی خود اولین رماناش را بنویسد و بتواند به این خوبی از پس کار بر بیاید. رمان چهار شخصیت اصلی دارد که سه تای آنها، نگار، دلبر و آلما دختراند. این نیز برای من که یک دختر هستم باعث جذابیت بیشتر داستان شد. نکتهی دیگری که میتوانم درباره کتاب سایهها در باد بگویم این است که فضای آن آکنده از صداقت تاریخی و وفاداری مطلق به حقیقت است. نویسنده ضمن تجلیل از شجاعت و ازخودگذشتگی آدمهایی که برای استقلال و عدالت جنگیدند، به هیچ وجه از یادآوری خطاها و اشتباهات آنها فروگذاری نکرده است. نسل من معمولا اطلاع دقیقی از دهه چهل و پنجاه شمسی و علل وقوع انقلاب ۵۷ ندارد و بعصی از ماها فکر میکنیم ایران آن زمان چیزی جز مدینهی فاضله نبوده است. کتاب گوشههایی از تاریخ آن دوره را پیش چشم خواننده قرار میدهد و نشان میدهد که بهشت برین بودن دورهی پهلوی دروغی بیش نبوده است و هر چقدر هم جمهوری اسلامی با مظالم و نادانیهای خود و سلطنتطلبان با تعریف و تمجیدها و غلوهای خویش پهلوی را سفیدشویی کنند، لکههای سیاه و ننگآلود کودتای ۲۸ مرداد ، فساد دربار و درباریان و بیرحمیهای ساواک پاک شدنی نیستند. منتظر آثار دیگر نویسنده هستیم.