سهراب سپهری، یکی از چهرههای ماندگار هنر معاصر ایران است که در دو زمینه شعر و نقاشی فعالیت داشته و شعرهایش به زبانهای بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی شاعری نوپرداز است که دنیای ذهن، اندیشه و شعر خویش را با تفکری عرفانی آمیخته است.
سپهری با اشعارش به شیوهای متفاوت، توانسته است کشف، شهود و اشراق خود را به مخاطبانش نشان دهد. او در زمان خود، اسرار و احوالی را ترسیم نمود که کمتر شاعری از عهدۀ آن برآمده است. وی در جهان فکری خود، بین قرآن، انجیل و متون عرفانی شرقی پل میزند و میتوان گفت عرفان جاری در آثارش، تلفیقی از عرفان اسلامی و عرفان شرقی است.
سپهری با به کارگیری آموزههایی چون، معرفت، خلوت و تنهایی، سکوت و خاموشی، نفی خود، نفی اراده و طلب و زیادهخواهی، مراقبه و شهود، منطق گریزی و دوری از ذهنیت، ارتباط با طبیعت و یکی شدن با روح هستی، جستجوی آرامش با بیکنشی، نگاه زیبا به مرگ و ...، در اشعارش، تاثیرپذیری خود را از عرفانهای شرقی نشان میدهد. اکثر آثاری که موید تاثیرپذیری سهراب از عرفان-های شرقی است، توسط طرفداران و منتقدین ادبی ارائه گردیده و تاملی مناسب در مورد مفاهیم عرفانهای شرقی صورت نپذیرفته است. بر این اساس، در این مجال سعی بر آن است تا با بیش گستری مفاهیم مرتبط با عرفانهای شرقی، ضمن رمز گشائی اشعار سهراب با نگاهی عرفانی و ژرفتر به مضامین مرتبط پرداخته تا بستر مکاشفه بیش از پیش فراهم شود.
فریبا خیرالله نویسنده ایرانی متولد 1353 است.