مجمعالنّوادر یکی از آثار برجا مانده از میراث داستانی زبان فارسی در شبهقارّه است که صدر جهان فیضالله بنبانی آن را در آغازین سالهای سده دهم هجری در محمّدآباد چمپانیر با اتکا به آثار گوناگون عربی و فارسی فراهم آورده است.کتاب از حدود ۶۰۰ حکایت تشکیل شده که صدر جهان آنها را بر اساس موضوع تقسیم کرده و در ۴۰ نادره جای داده و سپس با افزودن مقدّمه و خاتمه آن را تکمیل کرده است.محتوا و مضمون حکایات نشان میدهد که مولف به هنگام گزینش آنها در کنار توجه به جنبههای تعلیمی، کوشیده است تا با افزودن حکایتهای طنزآمیز و هزلگونه، وجهه سرگرمی کتاب را پررنگتر سازد.این کتاب در کنار دیگر آثار مشابه از یک سو نفوذ زبان فارسی را در میان اقشار مختلف مردم در شبهقارّه نشان میدهد و از سوی دیگر گواهی است استوار بر علاقه و اشتیاق وافر پادشاهان، حاکمان، امیران و دولتمردان آن دیار نسبت به خواندن و شنیدن داستان.
بَنْیانی، فیضالله بن زینالعابدین بن حسام از معروفترین مورخان و نویسندگان سده ۹ق/۱۵م در هند بود.او نواده قاضی حسام بود و خاندانش همه از اهل فضل و دانش بهشمار میرفتند، چنانکه قاضی حسام جد وی در دربار سلاطین گجرات عنوان «ملک القضات و صدر جهان» داشت. بنیانی در مقدمه یکی از آثار خود به نام مجمع النوادر از جد دیگر خود، یعنی قاضی صدرالدین بنیانی نام برده، و مجموعه آثار او را بیش از ۸۰ مجلد کتاب و رساله دانسته است.ضبط نام محلی که فیضالله بدان منسوب است، دقیقاً معلوم نیست. عبدالحی حبیبی ضبط بنیان را پذیرفته، و آن را موضعی میان غزنین و ملتان دانسته است. به گفته او، منهاج سراج از این ولایت نام برده است و اکنون نیز جایی به نام «بنون» در آن حوالی وجود دارد. اما گروهی دیگر چون استوری به دفعات نام آنجا را «بنبان» ذکر کرده، و آن را محلی بین خراسان و ملتان بهشمار آوردهاند. (عبد المقتدر،. VI/۲۳) سعید نفیسی احتمال داده که بنیان یا بنبان ممکن است صورت تحریف شده بلیان - شهرکی نزدیک کازرون فارس - باشد. به هرحال، فیضالله در میان خاندانی که بیشتر آنان عالمانی برجسته بودند، بالید و به زودی در دربار پادشاهان گجرات صاحب عنوان شد و نزد سلطان محمودشاه بیقرا (یا بیگره، بیگاره) از سلاطین گجرات هند (حک ۸۶۳ -۹۱۷ق/۱۴۵۹-۱۵۱۱م) تقرب یافت. در ۹۰۷ق به عنوان پیک و سفیر سیاسی محمودشاه به محمدآباد بنارس، واقع در هند جنوبی فرستاده شد. و در همانجا پارهای از آثار خود را به نگارش درآورد. از جزئیات زندگی بنیانی بیش از این اطلاعی در دست نیست.