شاهنامه برجستهترین و شایانترین بنآگاهی فرهنگی ما ایرانیان به شمار می رود و نمی تواند تنها برآمده از پندار فردوسی و سرودگویی باشد. شاهنامه گردونهای است که بسیاری از استوانه های آیینی، فرهنگی و ادبی ایران باستان را با خود به درازا و پهناوری زمان کشاندهاست تا از دستبرد فراموشی و نابودی به دور بماند و ایرانیان بتوانند شناسههای فرهنگی، ادبی، تاریخی و آیینی خود را بازشناسند. فردوسی با بهرهگیری از ادبیات، فرهنگ و آیین مزدیسنایی، زیرساخت سگالی شاهنامه و بافت رزمیاش را شکل و سامان داده است. او از یارینامه ها و نام های نسک های مزدیسنایی و نوشته های دینی پهلوی سخن نگفتهاست؛ ولی از راه ژرفساخت و درون مایه ی داستان ها و پیام ها و اندرزها آشکار است که آموزه های مزدیسنان و فرهنگ و نگرش مزدیسنایی، بافت بنیادی شاهنامه را درست و استوار کرده است. نیز افزون بر خدای نامه و شاهنامه ی ابومنصوری، پرتوی نسکهای اوستایی مانند یشت ها، گاتاها، و نسک های دینی پهلوی مانند «دینکرد»، «بندهش»، و نسک های تاریخی پهلوی مانند «کارنامه ی اردشیر بابکان» در بافت و تار و پود شاهنامه، خوش نشسته است.
کورش زرفتن ؛ متولد 1353 ؛ شاعر و نویسنده یزدی است