«صد سال فلسفه» یکی از روایتهای کلاسیک از سیر تحول فلسفه در سنت تحلیلی و اروپای انگلیسیزبان از حدودا نیمهی دوم قرن نوزدهم تا اواسط دههی ۱۹۶۰ است. جان پاسمور، جریانها و منازعات مفهومی و چرخشهای تعیینکنندهی فکری این دوره را، بدون فروکاستن پیچیدگیهای نظری، با نگاهی تاریخی-تحلیلی بازسازی میکند؛ از ایدئالیسم اواخر قرن نوزدهم تا برآمدن فلسفهی تحلیلی، تجربهگرایی منطقی، فلسفهی زبان، و تحولات پس از ویتگنشتاین. البته، همانطور که خود پاسمور اذعان میکند، در این کتاب به همهی شاخههای فلسفه پرداخته نشده، بلکه تمرکز عمدتا بر متافیزیک، معرفتشناسی، منطق و فلسفهی منطق، فلسفهی زبان و فلسفهی علم بوده است. در روایت پاسمور اندیشهها و منازعات فیلسوفانی چون فرگه، راسل، مور، کارنپ، ایر، کواین و نیز چهرههایی مانند بردلی و مکتگرت بررسی شده و ویژگی متمایز آن پرهیز از تاریخنگاری صرف است: پاسمور، با نگاهی انتقادی و مسئلهمحور، تحولات فلسفی را در قالب یک گفتوگوی زنده میان فیلسوفان صورتبندی میکند و تداومها و گسستهای نظری این سنت را بهصورت یکپارچه آشکار میسازد. نتیجه تصویری منسجم از این پرسش است که «فلسفهی قرن بیستم چه مسائلی را جدی گرفت و چرا؟»
جان پاسمور در 9 سپتامبر 1914 در منلی، سیدنی، جایی که بزرگ شد، متولد شد. او در دبیرستان پسرانه سیدنی تحصیل کرد.او در ابتدا آرزو داشت معلم مدرسه شود، اما شرایط استخدامش او را ملزم به گذراندن دورههای فلسفه میکرد، رشتهای که قرار بود او را جذب کند. او متعاقباً با نمرات عالی در ادبیات انگلیسی و فلسفه از دانشگاه سیدنی فارغالتحصیل شد و در عین حال قصد داشت معلم دبیرستان شود.[1] در سال 1934 سمت استادیار فلسفه در دانشگاه سیدنی را پذیرفت و تا سال 1949 در آنجا به تدریس ادامه داد. در سال 1948 برای تحصیل به دانشگاه لندن رفت.
از سال 1950 تا 1955 او (اولین) استاد فلسفه در دانشگاه اوتاگو در نیوزیلند بود. در سال 1955 یک سال را با کمک هزینه کارنگی در دانشگاه آکسفورد گذراند. پس از بازگشت به استرالیا، او در مؤسسه مطالعات پیشرفته در دانشگاه ملی استرالیا مشغول به کار شد، جایی که از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۹ استاد فلسفه در دانشکده تحقیقات علوم اجتماعی بود.