آن سوی رودخانه، زیر درختان

Across the River and into the Trees

  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان اثر ارنست همینگوی

ارنست همینگوی در پاییز سال 1948، اولین سفر طولانی مدت خود به ایتالیا را تجربه کرد. دیدار دوباره ی او از شهر موردعلاقه اش، ونیز، الهام بخش رمان آن سوی رودخانه، زیر درختان شد. داستان رمان آن سوی رودخانه، زیر درختان، به زندگی یک سرهنگ آمریکایی زخم خورده از جنگ به نام ریچارد کنتول می پردازد که در دوران پایانی جنگ جهانی دوم، در ایتالیا انجام وظیفه می کند. او در آن جا، یک زن جوان اشرافی اهل ایتالیا را ملاقات کرده و بسیار شیفته ی او می شود. رمان آن سوی رودخانه، زیر درختان، انعطاف پذیری روح بشر و زیبایی و شکوه ونیز را به زیبایی به تصویر کشیده و پرداختی گزنده و تلخ و شیرین به عشقی دارد که بر عقل، فائق آمده است. رمان آن سوی رودخانه، زیر درختان، به عنوان بیانیه ی اعتراضی همینگوی به جنایات بزرگ و ضدبشری جنگ جهانی دوم در نظر گرفته می شود. کتاب پیش رو آخرین رمان کاملی است که در زمان حیات همینگوی به انتشار رسیده است. لازم به ذکر است که جان اوهارا، نویسنده ی شهیر آمریکایی، پس از خواندن رمان آن سوی رودخانه، زیر درختان، همینگوی را «مهم ترین نویسنده ی پس از شکسپیر» نامید.

کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان


ویژگی ها کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه نوبل ادبیات سال 1954

مشخصات کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان
نوع جلد :شومیز
قطع :پالتویی
تعداد صفحه :353
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1950
شابک :978-964-363-910-5‬‬‬
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

چگونه از همینگوی داستان‌نویسی بیاموزیم؟

نثر همینگوی را می توان در میان پراحساس ترین و لطیف ترین متون ادبی در نظر گرفت که با قدرتی کم نظیر، مخاطب را کاملاً به دنیا و حال و هوای شخصیت های داستان هایش منتقل می کند.

نکوداشت های کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان
Tender and moving.
باریک بینانه و تکان دهنده.
Barnes and Noble

Another captivating story from Hemingway.
یک داستان مسحورکننده ی دیگر از همینگوی.
Simon and Schuster

An entertaining read.
کتابی سرگرم کننده.
Gutenberg

بخش هایی از کتاب آن سوی رودخانه، زیر درختان (لذت متن)
وقتی هوا روشن تر شد، سرهنگ تصویر را دید. احتمالا با همان سرعتی که آدم های شهرنشین فرم هایی را که قبول ندارند می خوانند و امضا می کنند و به محض این که سر و کله ی چیزی پیدا می شود متوجه آن می شوند. به خودش گفت چشم دارم و شعور و همه چیز را زود می گیرم. آدم های خودم را هدایت می کنم تا آخر خط. حالا از دویست و پنجاه تای آن ها سه نفر زنده اند و مشغول گدایی در آن سر شهر.

به تصویر گفت این از شکسپیر است. قهرمانی که هنوز مدعی دارد. شاید یکی در مسابقه ای کوتاه خدمت او برسد، اما برایش احترام فراوانی قائل هستم. ببینم دختر شاه لیر شکسپیر را خواندی؟ جناب جین تونی خوانده که خودش قهرمان جهان است. من هم خوانده ام. سربازها هم خیلی به جناب شکسپیر علاقه دارند، هرچند گاهی غیرممکن به نظر می آید.

لازم نیست دفاع کنی. فقط بگیر بخواب و کارت نباشد. فایده ندارد. دفاع من و تو به لعنت خدا نمی ارزد. اما کی می تواند به تو بگوید بروی و خودت را آویزان کنی؟