ازهر جرجیس در این کتاب با یک نمادگرایی فوق العاده به بیان درد و رنج ملتی در طول دهه های گذشته می پردازد و آن را به شکل یک حلوای قابل هضم به خواننده بیان می کند.
مرگ رایگان، بوی جنازه، شکنجۀ جسمی، گرسنگی دائمی، دروغ های اجتماعی، تجارت به وسیلۀ دین و... موضوعاتی هستند که نویسنده، طبق عادت داستان نویسی همیشگی اش،
آن ها را به عنوان مواد اولیۀ حلوای خود قرار داده و در یک سینی طنز سیاه تقدیم می کند.
چه بسا که با دیدن سری غلتان بین صفحات این کتاب غافل گیر شوید. یا ابری از خفاش ها شما را از ادامۀ خواندن بازدارد.
یا جلادی با یک سیگار در دست که سرگرمی اش خاموش کردن آن در بدن قربانیان است سرتان فریاد بزند.
اما مطمئن باشید هرچه می بینید یک فیلم هالیوودی نوشتۀ یک فیلم نامه نویس تسخیرشده یا یک نمایش تئاتر از یک گروه دوره گرد از کهکشانی دیگر نیست،
بلکه حقیقتی است که بخشی از آن را شما و بخش دیگرش را دیگران زندگی کرده اند و اگر داستان هایش را برای هم تعریف کنید، تصویر آن کامل می شود.
شاخص ترین چیزی که مجموعه داستان بشارت کلاغ را متمایز می کند، فانتزی آن است که با زبانی درخشان و رایحه ای خاص نگاشته شده است که به نویسنده یک حضور ادبی و روایی ممتاز در صحنۀ کنونی بخشیده است.