هنر دیگر یک تصویر ثابت بر دیوار، یک مجسمه بیحرکت در فضا یا روایتی بسته در چارچوبی از پیش تعیینشده نیست. در دنیایی که مرزهای سنتی پیوسته در حال فروپاشیاند، هنر نیز از شکلهای ایستا فراتر رفته و به جریانی زنده و در حال تغییر تبدیل شده است. هنر تعاملی یکی از نمونههای بارز این دگرگونی است؛ هنری که نه فقط دیده و تفسیر میشود، بلکه لمس میشود، شنیده میشود، تغییر میکند و در ارتباط با مخاطب شکل تازهای به خود میگیرد.
این نوع از هنر، همراستا با دنیایی است که دیگر به ساختارهای خطی و سلسلهمراتبی متعهد نیست. در اینجا، اثر هنری تنها یک شیء یا یک روایت نیست، بلکه نوعی امکان است - امکانی که مخاطب در آن نقش دارد، آن را تکمیل میکند و حتی مسیرش را تغییر میدهد. اما این ایده که اثر هنری میتواند شبکهای از تعاملات باشد، تنها به فناوریهای دیجیتال و تکنیکهای جدید وابسته نیست؛ بلکه ریشههای عمیقی در فلسفه تفکر غیرسلسلهای دارد - تفکری که شاید هیچکس مانند ژیل دلوز و فلیکس گاتاری آن را به شکلی بنیادی بازاندیشی نکرده باشد.
سمانه ضیایی نویسنده ایرانی متولد سال 1374 میباشد.