در این رمان، شخصیت اصلی داستان، نوجوانی به نام سمن است که به کمک یک شیء قدیمی، خود را در شیراز دوره حافظ مییابد. او با چهرههای تاریخی و فضای فرهنگی آن عصر روبرو میشود و درکی مستقیم و عینی از زندگی، مضامین شعر و شخصیت پیچیده خواجه شیراز به دست میآورد. نویسنده از این تمهید سفر در زمان، برای واکاوی مفاهیم عرفانی، اجتماعی و فلسفی نهفته در غزلیات حافظ استفاده میکند و پرسشهایی درباره سرنوشت، عشق و معنای زندگی مطرح میسازد. این رهیافت، درک شعر کلاسیک فارسی را از حیطه نظری صرف خارج و به تجربهای حسی و روائی بدل میکند.