شراب اروپا به اندلس سرازیر میشد تا جوانان مسلمان را فاسد کند. یکی از کشیشان مسیحی این را کافی ندانست، همهٔ انگور کلیه تاکستانهای کوردوبا را پیش خرید کرد، شراب انداخت و سوگند خورد که آن شراب را جز به دانشآموزان و دانشجویان مسلمان نفروشد، به ویژه نوجوانان و جوانانی که در مدارس کشیشان درس میخواندند! جوانان مسلمان نیز با تعلیمات جدیدی که یافته بودند از این هدیه بسی شادمان و خشنود شدند.
در نتیجه:
۱. میخوارگی که تا آن زمان در نزد مسلمانان عملی حرام، شرمآور و ننگین بود (و اگر برخی بادهگساری میکردند تنها در مجالس محرمانه و میهمانیهای خصوصی بود) از این پس کاری عادی و معمولی و رایج گردید! به ویژه اینکه جوانان مسلمان تحصیلکرده در مدارس مسیحیان اروپایی در نوشیدن شراب پیشگام بودند و به همین خاطر بادهنوشی یکی از ویژگیهای دانشآموختگان و روشنفکران و نوگرایان به شمار میآمد. بنابراین هر که از این کار سرباز میزد او را کهنه پرست مذهبی خشک و متعصب میدانستند.
۲. مسلمانان با نوشیدن شراب لباس وقار و متانت و حیا را از خویش دور کردند و بد مستی و خمار آلودگی به ویژگیهای اخلاقی و رفتاری آنها افزوده گشت.
۳. جوانان میخواره و بادهگسار، اخلاق و روحیات پدران خود را بیارزش و حقیر شمردند، و نیاکان و پدران خویش را نادان و عقبمانده خواندند.
۴. مردم لباسهای پشمین و مویین را که پوشش مجاهدان اسلام و لباس صبر و تحمل و سعی و کوشش بود، از تن به در آوردند، و لباس حریر و دیبا یعنی جامهٔ تنپروری در بر کردند.
۵. مردم از تعالیم اسلام به ویژه گرد آمدن در مسجد و ادای فریضهٔ نماز که اساس دین اسلام و نگهبان روحیات و معنویات مسلمانان بود غفلت کردند، مساجد به صورتی متروک و کثیف درآمدند، که گهگاه پیرمردان و پیرزنانی از کار افتاده برای نماز در آنجا جمع میشدند.
مردمان دیگر را با مساجد و نماز کاری نبود.
۶. در عشرتکدهها و مراکز عیش و نوش، دختران مسیحی (که از سوی کشیشان برای به فساد کشاندن جوانان مسلمان استخدام شده بودند) به دلربایی فرزندان مسلمان مشغول بودند! جوانان مسلمان تا دیری از شب در آن مهمانخانههایی که محل زنان و دختران بدکاره بود، بیپرده به خوشگذرانی، بادهنوشی و رقص و پایکوبی میپرداختند.
۷. خوشگذرانی و تجملگرایی به اندازهای رایج شد که درآمد عادی مردم برای گذراندن زندگی آنها کفایت نمیکرد! به علاوه همچشمی و رقابت و بهرهگیری از تجملات و زینتهای زندگیبه اندازهای بالا گرفت که همه میخواستند از نظر خانه مجلل و تزیینات آن و پوشیدن لباسهای گرانقیمت و استفاده از زینتآلات برای خانه و خانوادهٔ خود از دیگران پیشی بگیرند.
محمد سید طنطاوی (۲۸ اکتبر ۱۹۲۸ - ۱۰ مارس ۲۰۱۰) یک محقق اسلامی مصری بود که از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۶ به عنوان مفتی اعظم مصر و سپس از سال ۱۹۹۶ تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۰ به عنوان امام اعظم الازهر خدمت کرد.محمد سید طنطاوی در 28 اکتبر 1928 در روستای سلیم الشرقیه در شهرستان طامة، سوهاج در مصر متولد شد. او در سال 1944 به مؤسسه دینی اسکندریه پیوست. او در سال 1958 از دانشکده علوم دینی الازهر فارغالتحصیل شد و به تدریس پرداخت. در سال 1966، مدرک دکترای خود را در رشته حدیث و تفسیر، تفسیر قرآن، دریافت کرد.او در سال ۱۹۶۸ عضو هیئت علمی اصول الدین و در سال ۱۹۷۲ عضو هیئت علمی مطالعات عربی و اسلامی در دانشگاه اسلامی لیبی شد. در سال ۱۹۸۰ به عربستان سعودی نقل مکان کرد و در آنجا رئیس شعبه تفسیر شعبه تحصیلات تکمیلی دانشگاه اسلامی مدینه شد. او در سال ۱۹۸۵ به مصر بازگشت و رئیس دانشکده اصول الدین در مؤسسه معتبر دینی اسکندریه شد.