نیلوفر رحیمی در کتاب مرز باریک نگاه، خواننده را با هونا و جستوجویش در معنای زندگی همراه میکند. هونا حوالی سی و هفت هشت سال دارد و حین تماشای مستندی دربارهی زندگی کوتاه حشرات، دچار غلیان احساسی میشود. تماشای این صحنه و تلاش این کرمها برای جفتگیری و بقا، سفر درونی و موشکافانهی او را در خصوص معنای زندگی آغاز میکند.