پلکانی برای پاهای برهنه، تازهترین مجموعهداستان از سحر مقصودی، که شامل هفت روایت بلند میباشد. داستانها و شخصیتهایی که در دنیایی مستقل نفس میکشند و هر یک دریچهای تازه به جهانی متفاوت میگشایند.
این مجموعه در دورههای مختلف زمانی روایت میشود و از زوایای گوناگون به عشق، فقدان، جنگ، خیانت، خشونت و مرز باریک میان واقعیت و خیال میپردازد؛ داستانهایی که گاه تلخ و تکاندهنده، گاه رازآلود و تأملبرانگیز، و گاه سرشار از تعلیق و کشف، خلق شدهاند و مخاطب را با گرههای روایی منحصربهفرد تا پایان همراه خود میکنند. در کنار روایتهایی واقعگرایانه و اجتماعی، روایتی سوررئال نیز در این مجموعه حضور دارد که بعدی متفاوت از جهان داستانی نویسنده را پیش روی خواننده به نمایش گذاشته است.
پلکانی برای پاهای برهنه روایت انسانهایی است که، هر یک ناگزیر به شیوهٔ خود، مسیر دشوار زندگی را با پاهای برهنه پشتسر میگذارند؛ انسانهایی که رنج، عشق، شکست، حسرت و امید را همزمان بر دوش میکشند و در جستوجوی معنایی ژرف برای ادامه هستند.
کلا کتاب خوبی بود، مخصوصا داستان بیوفتی که خیلی خیلی قشنگ بود.
در کتاب پلکانی برای پاهای برهنه احساس میکنم در داستان نقابهای یک نقاب باز سانسور زیادی شده ولی نویسنده باز هم با قلم ماهرانه خودشون خیلی خوب مفهوم داستان رو به خواننده رسوندن و خیلی هنرمندانه معانی رو القا کردن با تشکر از زحمات ایشون
این کتاب رو خیلی دوست داشتم. هم روان بود و هم خیلی راحت میشد باهاش ارتباط گرفت. داستانها هم هر کدوم حالوهوای متفاوتی داشتن. در مجموع، از خوندنش لذت بردم و تجربهی خوبی بود.🫡😎👍🏼🤌🏽👌🏽
ضمن تشکر از خانم مقصودی بابت زحمات که برای این کتاب کشیدن پلکانی برای پاهای برهنه یک کتاب با چندین داستان متفاوت و لذت بخش و بسیار زیبای که با فضایی مرموز و ایده متفاوت باعث شده که خواننده غرق در کتاب بشه و ذهن خواننده رو به چالش بکشه بسیار عالی بود
پلکانی برای پاهای برهنه به نظرم کتاب خوب و روانی بود. چون شامل هفت داستان بود، باعث میشد خوندنش راحتتر باشه. چیزی که برام جذاب بود، قابل فهم و باورپذیر بودن داستانهاست؛ اتفاقات و ماجراها طوری بودن که میشد باهاشون ارتباط گرفت. در کل، هفت داستانهای خوشخوانیه که میشه راحت تا آخر باهاش همراه شد.
به نظرم نقطه قوت این کتاب اینه که هر داستانش حالوهوای متفاوتی داره و با اینکه حجم زیادی نداره، راحت میتونه آدم رو با خودش همراه کنه. بعضی روایتها هم حس تلخدیر آشنایی دارن و باعث میشن ناخودآگاه به همهٔ داستانها فکر کنیم. مخصوصا داستان بیوقتی👍🏻
چیزی که من در مورد این کتاب خیلی دوست داشتم اینه که داستاناش کوتاهن و انگار هر کدوم یه حس خاصی به آدم میدن. بعضیهاشون آدمو ی یاد آدمای زندگیمون میندازن. اگه هم بخوام یه داستان از بین این هفتتا انتخاب کنم، میگم داستان هیچچیز از دور حقیقت نداشت خیلی عالی بود.
این کتاب از آن کتابهایی است که باید داستانهایش را دوباره مرور کرد و هر بار شاید نکته یا احساسی تازه از آن گرفت. من خواندنش را دوست داشتم و به نظرم ارزش چندبار خواندن را دارد؛ کتابی که میتوان آن را به نسلهای مختلف پیشنهاد کرد و مطمئن بود که هر خواننده، متناسب با سن و تجربهٔ خودش، چیزی از آن با خود خواهد برد.
من کتاب پلکانی برای پاهای برهنه رو واقعاً دوست داشتم. داستانهاش تنوع خوبی داشت و هرکدوم به شکلی منو با خودش همراه کردن. بعضی از داستانها رو که تموم کردم، مدتها بهشون فکر میکردم و هنوز حالوهوای شخصیتها و اتفاقاتشون توی ذهنم هست. همین موندگاری داستانها برای من یکی از جذابیتهای کتاب بود. در کل، از خوندن این کتاب لذت بردم و از اون کتابهاست که ارزش وقت گذاشتن داره. اگر اهل داستان کوتاه هستین و دوست دارید کتابی بخونید که حالوهواش بعد از تموم شدن هم باهاتون بمونه، پیشنهادش میکنم.
دو داستان «بیوقتی» و «نقابهای یک نقابباز» برای من از متفاوتترین داستانهای این مجموعه بودن. «بیوقتی» یک سورئال عاشقانه و بسیار جذاب بود؛ روایتی بکر از عشقی که انگار هزاران سال مرز زمان رو پشت سر گذاشته. فضای مرموز و ایدهٔ متفاوتش باعث شد از خوندنش بینهایت لذت ببرم. و اما «نقابهای یک نقابباز» حالوهوای کاملاً متفاوتی داشت. داستانی که در دههٔ چهل اتفاق میافته و تصویری از آدمها و فضای اجتماعی اون دوران ارائه میده. چیزی که هنگام خوندن داستان توجهم رو جلب کرد، این بود که احساس کردم بخشهایی از روایت تحت تأثیر سانسور قرار گرفته و نویسنده مجبور شده بعضی قسمتها رو تغییر بده. همین حس باعث شد فکر کنم شاید پشت همین داستان «واقعیتهایی» بوده که امکان بیان کاملش وجود نداشته. در مجموع، همهٔ داستانهارو دوست داشتم، مخصوصا «نقابهای یک نقابباز» رو به خاطر لایههایی که به نظر پشت روایتش پنهان مونده بود، قابل تأمل دیدم.
درود. کارنامهی کاری سحر مقصودی و نوشتن از ابعاد مختلف و گسترش ذهن ایشان در مقام نویسنده سبب شده در خلق اثر ادبی قابل ملاحظه و اعتماد باشند. این مجموعه داستان کوتاه، هر کدام از داستان ها؛ ذهن و زندگی را در یک سمت خاص به چالش میکشد که توصیه میکنم با خواندن آنها از دیر و دور ذهن تا اکنون زندگی با قلم و ذهن ایشان سفر خوبی را تجربه کنید.
بهعنوان یه مخاطب، مطالعهٔ کتاب پلکانی برای پاهای برهنه برام فقط ورق زدن چند روایت متفاوت نبود؛ بلکه هر کدوم از داستانها یه تجربهٔ جدید و خاص از زندگی، جلوی چشمم گذاشت. انگار با هر داستان برای چند دقیقه وارد دنیای آدمهای دیگه میشدم و از زاویه نگاه اونها به زندگی نگاه میکردم. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد، تنوع این تجربهها بود. هر روایت باعث میشد با موقعیتها و احساساتی روبهرو بشم که شاید هیچوقت در زندگی خودم تجربهشون نکردم، اما از دلشون چیزهای تازهای یاد گرفتم. به نظرم ارزش این کتاب دقیقا همینجاست؛ اینکه فقط روایت نمیکنه، بلکه تجربههای تازهای به مخاطب هدیه میده و نگاه خواننده به زندگی رو عمیقتر میکنه. اگر جزو آدمهایی هستید که فرصت خوندن رمانهای بلند رو ندارید، به نظرم این مجموعه انتخاب خیلی خوبیه.چون در زمان کوتاه میشه خیلی از خوندنش لذت برد .
خانم مقصودی از بهترینها هستند.
بسیار زیبا و پرمحتوا