«متن هایی درباره هرمنوتیک: از افلاطون تا امروز» به کوشش النا فیکارا، صرفا مجموعهای آموزشی از نوشتههای مهم درباره تفسیر نیست؛ کتاب را میتوان نقشهای تاریخی از دگرگونی مفهوم «فهم» و جایگاه انسان در فرایند معناآفرینی دانست. متونی که در این مجلد کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، نشان میدهند خواندن هیچگاه عملی کاملا بیطرف، شفاف و بیرون از تاریخ نبوده است. هر مفسر با زبانی معین، پیشفرضهایی بهارثرسیده و پرسشهایی برخاسته از زمانه خویش به سراغ متن میرود. ازاینرو، معنای اثر نه شیئی پنهان در پشت واژههاست که بتوان آن را یکبار برای همیشه کشف کرد، نه محصول دلخواه خواننده؛ معنا در برخورد میان متن، سنت و افق تاریخی مفسر پدیدار میشود. خاستگاه هرمنوتیک با نیاز به توضیح سخنان دشوار، قوانین، اسطورهها و متون مقدس پیوند دارد. در جهان باستان و سنتهای دینی، تفسیر غالبا میکوشید ابهام ظاهری متن را برطرف و حقیقت معتبر آن را آشکار کند. مفسر در برابر مرجعی قرار داشت که اقتدار آن از پیش پذیرفته شده بود؛ بنابراین وظیفهاش بیشتر کشف پیام درست بود تا مشارکت در ساختهشدن معنا. حضور متونی از افلاطون و آگوستین در این مجموعه، ریشههای پرسشی را روشن میکند که سراسر تاریخ هرمنوتیک را همراهی کرده است: آیا زبان میتواند حقیقت را بیواسطه منتقل کند و آیا خواننده قادر است از محدودیتهای موقعیت خویش عبور کند؟ با ظهور هرمنوتیک مدرن، بهویژه در آثار شلایرماخر و دیلتای، تفسیر از قلمرو محدود متون مقدس و حقوقی فراتر رفت و به بنیانی برای فهم آثار انسانی تبدیل شد. شلایرماخر بر پیوند میان ساختار زبانی متن و فردیت مولف تأکید گذاشت؛ دیلتای نیز فهم را راهی برای شناخت زندگی تاریخی و تمایز علوم انسانی از الگوی علوم طبیعی دانست. در این مرحله، مفسر فعالتر میشود و میکوشد جهان مولف را بازسازی کند. بااینحال، همچنان این امید وجود دارد که با روش درست، فاصله تاریخی مهار و معنایی نسبتا اصیل بازیابی شود. کتاب فیکارا اجازه میدهد هم اهمیت این چرخش دیده شود و هم محدودیت آن: ذهن مولف فضایی کاملا دسترسپذیر نیست و خواننده نیز نمیتواند پیشفرضهای خود را پشت در متن باقی بگذارد. چرخش تعیینکننده با هایدگر رخ میدهد. نزد او، فهمیدن پیش از آنکه فن یا روش باشد، یکی از شیوههای بنیادین بودن انسان در جهان است. انسان ابتدا موجودی منزوی نیست که سپس به تفسیر اشیا بپردازد؛ او از آغاز در جهانی از مناسبات، امکانها، زبان و تاریخ قرار گرفته و هر مواجههاش متکی بر نوعی پیشفهم است. گادامر این نگرش را در قلمرو سنت، زبان و گفتوگو بسط میدهد. مفهوم پیشداوری نزد او الزاما به معنای داوری نادرست نیست، بلکه به پیشزمینهای اشاره دارد که پرسیدن و فهمیدن را ممکن میکند. «تاریخ اثرگذار» نیز یادآور میشود که آثار گذشته فقط موضوع شناخت ما نیستند؛ آنها پیشاپیش شیوه پرسیدن و حتی تصور ما از حقیقت را شکل دادهاند. ساختار تاریخی مجموعه، خواننده را با نظریهای واحد و بسته مواجه نمیکند. هر متن مسئلهای را از نوشتههای پیشین به ارث میبرد، بخشی از پاسخهای گذشته را اصلاح میکند و دشواری تازهای پدید میآورد. از کوشش برای کشف نیت مولف تا توجه به زبان، تاریخمندی، فاصله، گفتوگو و چندگانگی معنا، مسیری شکل میگیرد که پیشرفت خطی و آرام نیست. اندیشههای ریکور امکان میانجیگری میان توضیح و فهم را مطرح میکنند، درحالیکه دریدا اعتماد به حضور کامل معنا و دستیابی به یک مرکز نهایی را متزلزل میسازد. کنارهمنشستن این صداها مزیت اصلی کتاب است، زیرا اختلاف میان آنها را به مسئلهای زنده تبدیل میکند، نه فهرستی از نظریههای خاتمهیافته. از منظر نقد سوژه، «متن هایی درباره هرمنوتیک» روایت محدودشدن اقتدار خواننده است. مفسر دیگر فرمانروایی بیرون از زبان نیست که متن را به موضوعی خاموش تبدیل کند، اما این محدودیت به انفعال کامل نمیانجامد. عاملیت او در توانایی پرسیدن، بازبینی پیشداوریها و گشودن افق خویش به روی چیزی ظاهر میشود که متن مقاومتکنان پیش میکشد. امتزاج افقها نیز محو تفاوت میان گذشته و اکنون نیست؛ گفتوگویی است که طی آن هر دو افق قابلفهمتر میشوند، بیآنکه یکی دیگری را کاملا در خود حل کند. خواننده مسئول است میان تفسیر سنجیده و تحمیل خودسرانه تفاوت بگذارد و برای ادعای خویش به زبان، زمینه و ساختار اثر پاسخ دهد. ارزش مجموعه فیکارا در این است که تاریخ هرمنوتیک را به تجربه خود خواندن بازمیگرداند. کتاب به ما نمیآموزد چگونه آخرین معنای یک متن را تصاحب کنیم؛ نشان میدهد چرا چنین تصاحبی ناممکن و چهبسا نامطلوب است. فهم، رخدادی پایانناپذیر میان پذیرش سنت و آزمودن حدود آن است. پس از بستن کتاب، متن خاموش نمیشود؛ پ
درباره النا فیکارا
النا فیکارا استادیار دانشگاه پادربورن و پژوهشگر بورسیه «فئودور لینن» در مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهری نیویورک است. حوزه اصلی پژوهش او، اهمیت سنت استعلایی و دیالکتیکی برای فلسفه معاصر (بهویژه منطق و مابعدالطبیعه) است.