1. خانه
  2. /
  3. کتاب کیمیا و خاک

کتاب کیمیا و خاک

نویسنده: رضا براهنی
3.6 از 1 رأی

کتاب کیمیا و خاک

(موخره ای بر فلسفه ادبیات)
Kimiya Va Khak
انتشارات: نگاه
٪10
350000
315000
معرفی کتاب کیمیا و خاک
«کیمیا و خاک: موخره‌ای بر فلسفهٔ ادبیات» از آن کتاب‌هایی است که برای فهم رضا براهنی منتقد، جایگاهی فراتر از حجم نسبتا اندکش دارد. اگر «طلا در مس» و «قصه‌نویسی» را صورت‌بندی گستردهٔ مواجههٔ او با شعر و داستان فارسی بدانیم، «کیمیا و خاک» لحظه‌ای است که خود مبانی این نقد بیشتر به مسئله تبدیل می‌شوند. براهنی دیگر فقط نمی‌پرسد یک شعر یا داستان خوب چگونه ساخته شده است؛ می‌خواهد بداند چه چیزی اصلا یک متن را ادبی می‌کند، «معاصر بودن» چه معنایی دارد و ادبیات چگونه هم در تاریخ و جامعه ریشه دارد و هم به چیزی بیش از سند تاریخی و اجتماعی تبدیل می‌شود. کتاب نخست در دههٔ ۱۳۶۰ منتشر شد و در چاپ تازهٔ نشر نگاه دوباره در دسترس قرار گرفته است. این جابه‌جایی برای مسیر فکری براهنی مهم است. منتقدی که در نوشته‌های پیشین با حساسیت اجتماعی و تاریخی به ادبیات می‌پرداخت، اینجا بیش از گذشته به ساختار زبان، «ادبیت» متن و سازوکارهایی توجه می‌کند که اثر ادبی را از کاربردهای عادی زبان جدا می‌کنند. از همین رو «کیمیا و خاک» را می‌توان یکی از نشانه‌های چرخش او به سوی خوانشی فرمالیستی‌تر و ساختارگرایانه‌تر دانست؛ هرچند براهنی هیچ‌گاه به فرمالیسمی که متن را از تاریخ و جامعه قطع کند تن نمی‌دهد. برای او مادهٔ ادبی از «خاک» می‌آید، اما در زبان به «کیمیا» بدل می‌شود. همین دوگانه عنوان کتاب، خلاصه‌ای از تنش مرکزی آن است. بحث‌ها دامنه‌ای وسیع دارند. براهنی از محمدعلی جمال‌زاده، نیما یوشیج، صادق هدایت، جلال آل‌احمد و فروغ فرخزاد سخن می‌گوید و از خلال آثار آن‌ها می‌پرسد ادبیات معاصر ایران چگونه خود را از سنت جدا کرده و در عین حال چه نسبتی با آن حفظ کرده است. مسئلهٔ فرهنگ ملی، رابطهٔ ادبیات شرق و غرب، نسبت ادبیات ملی و ادبیات جهانی، زمان در اثر ادبی و شیوهٔ خواندن متن نیز وارد همین شبکه می‌شوند. اینها فصل‌های مستقل یک رسالهٔ منظم فلسفی نیستند؛ بیشتر وجوه مختلف پرسشی‌اند که براهنی پیوسته از زاویه‌ای تازه به آن بازمی‌گردد: اثر ادبی چگونه از شرایط پیدایش خود فراتر می‌رود، بی‌آنکه بتوان ریشه‌های تاریخی و زبانی آن را قطع کرد؟ ویژگی جذاب‌تر کتاب این است که براهنی هنگام خواندن دیگران، تحول فکری خودش را نیز آشکار می‌کند. به همین سبب «کیمیا و خاک» فقط مجموعه‌ای از داوری‌ها دربارهٔ نویسندگان معاصر نیست؛ سندی از بازنگری یک منتقد در ابزارهای نقد خودش نیز هست. او در این مرحله دیگر با تقسیم سادهٔ «فرم و محتوا» راحت نیست و می‌کوشد نشان دهد فرم خود بخشی از معنای اثر است و محتوا نیز چیزی نیست که بتوان آن را از ساختمان زبانی متن بیرون کشید و جداگانه خلاصه کرد. همین تراکم نظری، محدودیت کتاب را نیز می‌سازد. عنوان فرعی «موخره‌ای بر فلسفهٔ ادبیات» ممکن است انتظار دستگاهی منظم دربارهٔ هستی‌شناسی یا معرفت‌شناسی ادبیات ایجاد کند، در حالی که با مجموعه‌ای پرتحرک از استدلال‌ها، تفسیرها و موضع‌گیری‌ها روبه‌رو هستیم. براهنی گاه با سرعت از نمونهٔ ادبی به حکم نظری می‌رسد و دامنهٔ بعضی تعمیم‌های تاریخی و فرهنگی بیش از شواهدی است که همان‌جا عرضه می‌شوند. اما انرژی فکری کتاب دقیقا از همین ناآرامی می‌آید: منتقدی را می‌بینیم که حاضر نیست دستگاه قبلی خودش را دست‌نخورده نگه دارد. در «کیمیا و خاک»، ادبیات نه چیزی کاملا جدا از جهان است و نه آینه‌ای که جهان را بی‌واسطه منعکس کند. آنچه از خاک تاریخ، زبان و جامعه می‌آید باید در متن دگرگون شود. شاید مسئلهٔ اصلی براهنی نیز همین دگرگونی باشد: آن لحظهٔ دشوار و نامطمئن که ماده هنوز از جهان آمده است، اما دیگر فقط جهان نیست.
درباره رضا براهنی
درباره رضا براهنی
رضا براهنی در سال ۱۳۱۴، در تبریز به دنیا آمد. در ۲۲ سالگی از دانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجه دکتری در رشته ی خود به ایران بازگشت و در دانشگاه به تدریس مشغول شد. رضا براهنی هم چنین چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه نویسی برگزار کرد که باعث شکل گیری یک جریان ادبی در دهه ی هفتاد شمسی شدند. در سال ۱۳۵۱ خورشیدی به آمریکا رفت و شروع به تدریس کرد. در سال ۱۳۵۳ خورشیدی، بار دیگر به آمریکا رفت در سال ۱۳۵۶ جایزه ی بهترین روزنامه نگار حقوق انسانی را گرفت.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب کیمیا و خاک" ثبت می‌کند