1. خانه
  2. /
  3. کتاب احساس بی‌معنایی

کتاب احساس بی‌معنایی

3.6 از 1 رأی

کتاب احساس بی‌معنایی

the feeling of meaninglessness
٪10
795000
715500
معرفی کتاب احساس بی‌معنایی
کتاب «احساس بی‌معنایی» اثر ویکتور فرانکل، روان‌پزشک و بنیان‌گذار معنادرمانی، متنی فشرده اما تعیین‌کننده در فهم یکی از بحران‌های اصلی انسان مدرن است: چرا کسی که ظاهرا همه‌چیز دارد، باز هم احساس تهی‌بودن می‌کند؟ عنوان آلمانی اثر، Das Leiden am sinnlosen Leben، به‌خوبی نشان می‌دهد که مسئله فقط رنج نیست، بلکه رنجی است که از ناتوانی در یافتن معنا زاده می‌شود. این کتاب نخستین‌بار در سال ۱۹۷۷ منتشر شد و برخلاف «انسان در جست‌وجوی معنا»، بیشتر اثری نظری و بالینی است تا زندگی‌نامه‌ای. فرانکل در اینجا نه از اردوگاه‌های کار اجباری، بلکه از وضعیت انسان امروز سخن می‌گوید؛ انسانی که ممکن است امنیت، شغل، رفاه و حتی روابط اجتماعی داشته باشد، اما نداند برای چه زندگی می‌کند. هسته اصلی استدلال فرانکل بر مفهوم «خلأ وجودی» استوار است. از نظر او، بسیاری از رنج‌های روانی جدید از کمبود لذت یا قدرت ناشی نمی‌شوند، بلکه از ناتوانی در تشخیص یک افق معنایی سرچشمه می‌گیرند. انسان می‌تواند نیازهای اولیه‌اش را برآورده کند و با این حال، در سطحی عمیق‌تر، احساس بی‌جهتی، ملال و بی‌محتوایی داشته باشد. این خلأ همیشه به شکلی آشکار ظاهر نمی‌شود؛ گاهی خود را در پرکاری، مصرف‌زدگی، اعتیاد، فرار به سرگرمی یا همرنگی کامل با جمع پنهان می‌کند. فرانکل این وضعیت را فقط یک اختلال بالینی نمی‌بیند، بلکه آن را نشانه‌ای از بحران معنایی در زیست مدرن می‌داند. یکی از نکات مهم کتاب، فاصله گرفتن فرانکل از تقلیل‌گرایی روان‌شناختی است. او معتقد است انسان را نمی‌توان فقط با میل به لذت یا میل به قدرت توضیح داد. در نظر او، بنیادی‌ترین نیروی محرک انسان «اراده معطوف به معنا» است. وقتی این اراده ناکام می‌ماند، آنچه پدید می‌آید صرفا ناراحتی گذرا نیست، بلکه نوعی سرخوردگی وجودی است که می‌تواند به اضطراب، افسردگی، پرخاشگری یا رفتارهای مخرب راه ببرد. اهمیت نگاه فرانکل در این است که رنج روانی را فقط در سطح نشانه‌ها متوقف نمی‌کند، بلکه آن را به نسبت فرد با پرسش معنا پیوند می‌زند. فرانکل معنا را نسخه‌ای کلی و از پیش‌تعیین‌شده نمی‌داند. از نظر او، معنا چیزی نیست که از بیرون به انسان داده شود یا در قالب یک پاسخ انتزاعی درباره هدف جهان به دست آید. هر موقعیت، امکان معنایی خاص خود را دارد و هر فرد باید آن را در نسبت با زندگی مشخص خویش کشف کند. درمانگر نیز حق ندارد معنایی آماده به مراجع تحمیل کند؛ نقش او این است که به فرد کمک کند امکان‌هایی را ببیند که زیر فشار اضطراب، یأس یا خودمشغولی از چشمش افتاده‌اند. فرانکل سه مسیر اصلی برای تحقق معنا پیشنهاد می‌کند: آفرینش و عمل، تجربه عشق و مواجهه با دیگری، و اتخاذ موضعی مسئولانه در برابر رنجی که تغییرناپذیر است. بخش عملی کتاب بر دو فن مشهور معنادرمانی تکیه دارد: «قصد متناقض» و «بازتاب‌زدایی». در قصد متناقض، فرد با کمک فاصله‌گیری و گاه طنز، همان چیزی را که از آن می‌ترسد به‌گونه‌ای ارادی طلب می‌کند تا چرخه ترس و تشدید نشانه شکسته شود. در بازتاب‌زدایی، توجه بیمار از نظارت وسواس‌گونه بر خود و علائمش برداشته می‌شود و به سوی کاری، رابطه‌ای یا مسئولیتی بیرون از خود جهت می‌گیرد. پشت این روش‌ها یک ایده عمیق نهفته است: انسان زمانی بیشتر خودش می‌شود که از زندان تمرکز افراطی بر خودش بیرون بیاید. فرانکل این حرکت را «خودفراروی» می‌نامد و آن را شرط بلوغ وجودی می‌داند.
حساس‌ترین و ماندگارترین بخش کتاب، بحث معنای رنج است. فرانکل هرگز رنج را ستایش نمی‌کند و نمی‌گوید باید در برابر ظلم یا بیماری منفعل ماند. اگر بتوان شرایط را تغییر داد، باید تغییر داد. مسئله آنجاست که گاهی رنج اجتناب‌ناپذیر است. در چنین وضعی، هنوز چیزی از آزادی انسان باقی می‌ماند: آزادی انتخاب موضع. معنا در خود درد نهفته نیست، بلکه در شیوه مواجهه با آن، در حفظ کرامت، در نوع ایستادگی و در نحوه پاسخ‌دادن پدیدار می‌شود. ارزش ماندگار «احساس بی‌معنایی» همین‌جاست. کتاب وعده آرامش سریع نمی‌دهد، بلکه از خواننده می‌خواهد مسئولیت رابطه‌اش با زندگی را بپذیرد. انگار فرانکل آرام در گوش انسان خسته زمزمه می‌کند: وقتی همه پاسخ‌ها فرومی‌ریزند، شاید هنوز یک پرسش باقی مانده باشد؛ این‌که تو با این لحظه چه خواهی کرد.
درباره ویکتور فرانکل
درباره ویکتور فرانکل
ویکتور امیل فرانکل، زاده ی 26 مارس 1905 و درگذشته ی 2 سپتامبر 1997، روانپزشک و عصب شناس اتریشی و پدیدآورنده ی معنادرمانی (لوگوتراپی) بود.فرانکل در وین به دنیا آمد. او در دوران دبیرستان مشتاقانه آرای فیلسوفان را مطالعه می نمود و در سخنرانی های مربوط به روانشناسی عمومی شرکت می کرد. فرانکل در همین دوره با روانکاوی آشنا شد. او در 16 سالگی، مکاتباتش را با فروید آغاز کرد و یکی از دست نوشته هایش را در حیطه ی روانکاوی برای او فرستاد که این دست نوشته سه سال بعد در نشریه ی بین المللی روانکاوی چاپ شد. فرانکل یک سال بعد، فروید را ملاقات کرد اما به مرور زمان، گرایش های نظری اش به آرای آدلر نزدیکتر شده بود. او در سال 1925 مقاله ای را در نشریه ی بین المللی روانشناسی فردی منتشر کرد و در آن با تمرکز بر مفاهیم معنا و ارزش به بررسی تفاوت های فلسفه و روانشناسی پرداخت.فرانکل در سال 1949 موفق به گرفتن درجه ی دکترای اعصاب و روان از دو دانشگاه وین و آدیتشنالی شد. او در ضمن از 120 دانشگاه در سراسر جهان دکترای افتخاری گرفت.فرانکل پس از پایان جنگ جهانی دوم، ریاست بخش اعصاب بیمارستانی در وین را به عهده گرفت و به مقام استادی دانشگاه در رشته ی عصب شناسی و روانپزشکی نائل آمد. او در سال های 1970 تا 1973 استاد دانشگاه بین اللملی سن دیه گو بود و نظریه ی معنادرمانی اش در میان روانشناسان و روانپزشکان، پیروان زیادی دارد.ویکتور فرانکل در سپتامبر سال 1997 در 92 سالگی در وین درگذشت.
مقالات مرتبط با کتاب احساس بی‌معنایی
درس هایی از کتاب «انسان در جست و جوی معنا»
درس هایی از کتاب «انسان در جست و جوی معنا»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب احساس بی‌معنایی" ثبت می‌کند