«اختلالات سایکوسوماتیک: رویکردی نوین در روانشناسی سلامت» اثری تألیفی درباره پیوند پیچیده روان، بدن و محیط اجتماعی است؛ پیوندی که در تجربه روزمره بسیاری از بیماران حضور دارد، اما گاه در زبان پزشکی یا روانشناسی بهدرستی توضیح داده نمیشود. موضوع کتاب از همان ابتدا با یک مسئله مهم آغاز میشود: بیماری را نمیتوان فقط با نگاه کردن به اندامها، آزمایشها یا یافتههای زیستی فهمید. بدن انسان در شبکهای از عوامل عصبی، هورمونی، ایمنی، شناختی، هیجانی، رفتاری و اجتماعی زندگی میکند و هر اختلال جسمانی، دستکم در سطح تجربه بیمار، از این شبکه جدا نیست. محور نظری کتاب بر الگوی زیستی، روانی و اجتماعی استوار است؛ الگویی که میکوشد از دوگانهسازی ساده ذهن و بدن عبور کند. در این نگاه، درد، خستگی، تنگی نفس، مشکلات گوارشی، نشانههای پوستی یا تنش عضلانی فقط رویدادهایی مکانیکی در بدن نیستند، بلکه ممکن است با استرس، سبک زندگی، کیفیت خواب، روابط عاطفی، شیوه تنظیم هیجان و تاریخچه آسیبهای روانی ارتباط پیدا کنند. اهمیت این چارچوب در آن است که بیمار را نه به یک بدن خراب تقلیل میدهد و نه به روانی که همه چیز را «میسازد». سلامت در اینجا حاصل گفتوگوی چند سطح متفاوت است؛ گفتوگویی که گاهی آرام و هماهنگ پیش میرود و گاهی به شکل نشانه، درد یا فرسودگی خود را نشان میدهد. کتاب ظاهرا در بخشهای آغازین به مسیرهای اثرگذاری فشار روانی بر بدن میپردازد؛ از جمله محور هیپوتالاموس، هیپوفیز و آدرنال، دستگاه عصبی خودمختار، واکنشهای هورمونی و ارتباط میان سیستم عصبی، غدد درونریز و ایمنی. این مباحث نشان میدهند که استرس صرفا یک حالت ذهنی نیست. بدن در برابر فشار روانی واکنش نشان میدهد: ضربان قلب تغییر میکند، تنفس تندتر میشود، عضلات منقبض میشوند، هورمونهای استرس افزایش مییابند و سیستم ایمنی میتواند دچار نوسان شود. اگر این وضعیت طولانی و مزمن شود، بدن هزینه آن را میپردازد. البته نکته مهم این است که این رابطه همیشه خطی و ساده نیست. استرس میتواند زمینهساز یا تشدیدکننده باشد، اما نمیتوان هر بیماری جسمانی را مستقیما به فشار روانی نسبت داد. یکی از مفاهیم مهم کتاب الکسیتیمیا است؛ یعنی دشواری در شناخت، تمایزگذاری و بیان هیجانها. فردی که نمیتواند خشم، اندوه، ترس یا اضطراب خود را بهروشنی تشخیص دهد، ممکن است تنش روانی را بیشتر از راه بدن تجربه کند. برای چنین فردی، بدن گاه به زبان دوم روان تبدیل میشود؛ زبانی که با درد، گرفتگی، خستگی یا تنگی نفس حرف میزند. این ایده از نظر پژوهشی پشتوانه دارد، اما باید با احتیاط فهمیده شود. الکسیتیمیا علت یگانه نشانههای جسمانی نیست و وجود درد یا علامت بدنی نیز به معنای ناتوانی هیجانی بیمار نیست. ارزش علمی کتاب تا حد زیادی به این بستگی دارد که چنین مفاهیمی را با دقت و بدون تعمیمهای شتابزده توضیح داده باشد. در ادامه، کتاب به نمودهای روانتنی در دستگاههای مختلف بدن، مانند پوست، گوارش، قلب و عروق، تنفس و عضلات میپردازد. این بخش میتواند برای خواننده جذاب باشد، زیرا بسیاری از افراد تجربه کردهاند که اضطراب یا فشار روانی چگونه بر معده، پوست، خواب یا تنفس اثر میگذارد. با این حال، همین بخش نیازمند بیشترین دقت است. میان بیماری جسمانیای که با استرس تشدید میشود، اختلال علائم جسمانی، و شکایتهایی که علت پزشکی روشنی برای آنها یافت نشده، تفاوت وجود دارد. در طبقهبندیهای جدید، واقعی بودن رنج بیمار انکار نمیشود؛ حتی اگر توضیح پزشکی کامل برای نشانهها وجود نداشته باشد. مسئله اصلی، شدت درگیری ذهنی، اضطراب، رفتارهای تکراری و کاهش کارکرد فرد در ارتباط با نشانههاست. بخش درمانی کتاب، بر اساس معرفی موجود، به درمان شناختی رفتاری، ذهنآگاهی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تنظیم هیجان، بیوفیدبک، تابآوری و اصلاح سبک زندگی میپردازد. این جهتگیری زمانی ارزشمند است که رواندرمانی را جایگزین پزشکی نکند، بلکه آن را مکمل ارزیابی و درمان جسمانی بداند. درمان روانشناختی میتواند به بیمار کمک کند نشانهها را فاجعهبار تفسیر نکند، رابطه سالمتری با بدن خود بسازد، خواب و فعالیت روزانهاش را سامان دهد و در برابر فشارهای مزمن انعطاف بیشتری پیدا کند. «اختلالات سایکوسوماتیک: رویکردی نوین در روانشناسی سلامت» را میتوان مدخلی فارسی برای ورود به یکی از مهمترین حوزههای میانرشتهای سلامت دانست. نقطه قوت احتمالی آن، گردآوردن مفاهیم اصلی در حجمی کوتاه و قابل استفاده برای دانشجویان و علاقهمندان است. نقطه خطر آن نیز همان جایی است که هر بحث روانتنی ممکن است بلغزد: ساده کردن بیماری و نسبت دادن درد انسان به «هیجانهای حلنشده». بدن نه دروغ میگوید و نه همیشه همه حقیقت
درباره نازنین فهیمی
نازنین فهیمی ؛ متولد 1364 ؛ کارشناس ارشد و دکتری روانشناسی عمومی و عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران است.