1. خانه
  2. /
  3. کتاب سه‌گانه صندلی: من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی

کتاب سه‌گانه صندلی: من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی

نویسنده: ادوارد باند
3.4 از 1 رأی

کتاب سه‌گانه صندلی: من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی

The Chair Plays
انتشارات: نشر نی
٪10
580000
522000
معرفی کتاب سه‌گانه صندلی: من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی
کتاب «سه‌گانه صندلی: من کسی ندارم، اتاق مخفی و صندلی» اثر ادوارد باند مجموعه‌ی سه نمایشنامه‌ی تک‌پرده‌ای است که نویسنده آنها را اجزای یک درام پیوسته درباره‌ی آینده‌ی جامعه‌ی انسانی می‌داند. مجموعه در قالب حاضر در سال ۲۰۱۲ توسط انتشارات متوئن دراما منتشر شد. سه نمایش در جهانی نزدیک به پایان قرن بیست‌ویکم، عمدتا در سال ۲۰۷۷، رخ می‌دهند؛ جهانی که بحران زیست‌محیطی، فروپاشی اقتصادی و ترس اجتماعی راه را برای دولتی به‌شدت اقتدارگرا باز کرده است. سربازان خیابان‌ها را کنترل می‌کنند، مهاجران می‌گریزند، گذشته به امری خطرناک تبدیل شده و قدرت سیاسی حتی می‌تواند درباره‌ی جای قرارگرفتن اثاث خانه تصمیم بگیرد. با این همه، مسئله‌ی اصلی باند خود استبداد نیست؛ پرسش دشوارتر او این است که در جهانی که انسانیت به تخلف تبدیل شده، انسان چگونه هنوز می‌تواند انسانی رفتار کند؟ در «من کسی ندارم»، گذشته عملا ممنوع شده است. سارا با همسرش جمز زندگی می‌کند؛ مردی وابسته به دستگاه امنیتی که نظم موجود را پذیرفته است. ورود مردی به نام گریت، که ادعا می‌کند برادر سارا است و عکسی ممنوع از دوران کودکی همراه دارد، ثبات این زندگی را بر هم می‌زند. عکس چیزی بیش از مدرک خانوادگی است: نشانه‌ای از گذشته‌ای که حکومت برای کنترل حال باید آن را پاک کند. باند جامعه‌ای را تصور می‌کند که پس از افراط مصرف‌گرایی به نقطه‌ی مقابل رسیده و حالا حتی خاطره و تعلق خانوادگی می‌توانند تهدیدی علیه نظم باشند. طنز سیاه نمایش از همین تناقض می‌آید؛ قدرت برای ساختن جامعه‌ای منظم، انسان را از چیزی محروم می‌کند که بدون آن نمی‌تواند بداند کیست. «اتاق مخفی» مسئله را از حافظه به مهاجرت و مسئولیت اخلاقی می‌برد. جوانی فاقد مدارک قانونی برای فرار از سربازان وارد زیرزمین خانه‌ی زنی به نام جوآن می‌شود. باند برای نمایش این مهاجر از تمهیدی خشن و غیرعادی استفاده می‌کند: بدن شخصیت یک آدمک پارچه‌ای است، در حالی که بازیگری جداگانه سخنان و حرکات او را اجرا می‌کند. جوآن با آدمک حرف می‌زند، نه با بازیگر. این فاصله‌ی عجیب به‌تدریج پرسشی آزاردهنده می‌سازد: وقتی نظام سیاسی انسانی را به «فاقد مدارک»، «مهاجر غیرقانونی» یا مسئله‌ای اداری تبدیل می‌کند، چه مقدار از بدن و فردیت او هنوز برای دیگران قابل دیدن است؟ تصمیم اولیه‌ی جوآن برای پناه‌دادن به جوان، او را میان قانون و شفقت گرفتار می‌کند و ورود قاچاقچی‌ای به نام جک این تعارض را به سوی فاجعه می‌برد. در «صندلی»، باند این پرسش را به ابتدایی‌ترین شکل ممکن کاهش می‌دهد: آیا یک عمل ساده‌ی مهربانی می‌تواند جرم باشد؟ آلیس همراه بیلی، جوان بیست‌وشش‌ساله‌ای که او سال‌ها پیش به شکلی غیرقانونی نجات داده، در آپارتمانی منزوی زندگی می‌کند. وقتی آلیس از پنجره سربازی را همراه زندانی سالخورده‌ای می‌بیند که ساعت‌ها ایستاده‌اند، برای آنها یک صندلی پایین می‌برد. همین حرکت کوچک دستگاه بوروکراتیک را فعال می‌کند. مأمور رفاه وارد زندگی او می‌شود و رفتار آلیس با همان دقت سردی بررسی می‌شود که گویی شفقت نوعی اختلال اداری است. مایکل بیلینگتون این نمایش را تصویری از آینده‌ای دانست که در آن بوروکراسی انعطاف‌ناپذیر به ابزار اصلی قدرت تبدیل شده و خود صندلی به نمادی از انسانیتی سرسخت بدل می‌شود. باند در هر سه نمایش، خانه را در برابر دولت قرار می‌دهد، اما خانه نیز پناهگاهی مطمئن باقی نمی‌ماند. قدرت از خیابان وارد اتاق می‌شود، حافظه را کنترل می‌کند، روابط را تعریف می‌کند و حتی شکل محبت را زیر نظر می‌گیرد. آنچه سه نمایش را به هم پیوند می‌دهد همین شکنندگی مرز میان فضای خصوصی و اقتدار عمومی است. باند آینده را با فناوری‌های عجیب نمی‌سازد؛ جهان او با اتاق، میز، عکس، آدمک و صندلی شکل می‌گیرد. چیزهای بسیار معمولی زیر فشار سیاسی ناگهان معنایی هولناک پیدا می‌کنند. این سادگی گاهی به محدودیت نیز تبدیل می‌شود. برخی منتقدان، به‌ویژه درباره‌ی «اتاق مخفی»، ریتم اجرا و صراحت پیام را سنگین دانسته‌اند و بیلینگتون نیز معتقد بود بخش پایانی «صندلی» استدلال نمایش را بیش از اندازه توضیح می‌دهد. با این حال، قدرت باند دقیقا در لحظاتی آشکار می‌شود که نظریه عقب می‌رود و یک تصویر باقی می‌ماند: عکسی ممنوع، بدنی که به آدمک تبدیل شده، یا صندلی‌ای که کسی فقط از سر دلسوزی به خیابان برده است. «سه‌گانه صندلی: من کسی ندارم، اتاق مخفی و صندلی» درباره‌ی آینده‌ای است که هنوز نیامده، اما ترس آن از چیزهایی ساخته شده که از همین حالا می‌شناسیم: حذف گذشته، تبدیل انسان به پرونده، اطاعت از مقررات و عادت‌کردن به رنج دیگری. باند امید را در انقلاب‌های بزرگ جست‌وجو نمی‌کند؛ گاهی آن را در حرکت دست کسی می‌بیند که دری را باز می‌کند، غریبه‌ای را پنهان می‌کن
درباره ادوارد باند
درباره ادوارد باند
ادوارد باند نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و فیلمنامه‌نویس انگلیسی است. نجات‌یافته از نامدارترین نمایشنامه‌های اوست. او نویسنده پنجاه نمایشنامه از جمله Saved (1965) است که تولید آنها در لغو سانسور تئاتر در انگلستان نقش مهمی داشت. از دیگر کارهای مورد استقبال می توان به جاده باریک به سمت شمال عمیق (1968)، لیر (1971)، دریا (1973)، احمق (1975) و ترمیم (1981) اشاره کرد. باند به طور گسترده یکی از مهمترین دراماتورژیستهای زنده محسوب می شود اما او همیشه به دلیل خشونت نشان داده شده در نمایشنامه هایش، رادیکالیسم اظهاراتش درباره تئاتر مدرن و جامعه و تئوری هایش درباره درام بحث برانگیز بوده و هست.

دسته بندی های کتاب سه‌گانه صندلی: من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سه‌گانه صندلی: من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی" ثبت می‌کند