1. خانه
  2. /
  3. کتاب ایمان بی‌پدران

کتاب ایمان بی‌پدران

نویسنده: پاول سی ویتز
3.5 از 1 رأی

کتاب ایمان بی‌پدران

روانشناسی خداناباوری
Faith of the Fatherless
مترجم:
انتشارات: آرما
٪10
550000
495000
معرفی کتاب ایمان بی‌پدران
کتاب «ایمان بی‌پدران: روان‌شناسی خداناباوری» نوشته‌ی پل ویتز، از منظری نامتعارف و چالش‌برانگیز به یکی از بنیادین‌ترین پرسش‌های بشر نگریسته است. ویتز که خود سال‌ها در فضای آکادمیک به عنوان روان‌شناسی بی‌خدا زیسته، در این اثر به جای بررسی اعتبار منطقی براهین علیه وجود خدا، به سراغ زیرساخت‌های عاطفی و پیشینه‌ی خانوادگی بی‌خدایان می‌رود. او با واژگون ساختن نظریه‌ی مشهور زیگموند فروید، دریچه‌ای نو به فهم بی‌ایمانی می‌گشاید. فروید معتقد بود دین حاصل فرافکنی تصویر پدر قدرتمند بر پهنه‌ی آسمان است تا انسان در برابر هراس‌های هستی و ناتوانی‌های خود احساس امنیت کند. ویتز اما این پرسش را مطرح می‌کند که اگر رابطه‌ی سالم با پدر می‌تواند زمینه‌ساز تصور مثبت از امر متعالی باشد، آیا گسست در این رابطه یا فقدان آن نمی‌تواند ریشه‌ی روانی طرد خدا باشد؟ او بر این باور است که نفی خدا در بسیاری از متفکران بزرگ، بیش از آنکه یک انتخاب صرفا عقلانی باشد، واکنشی ناخودآگاه به تجربه‌ی «پدر معیوب» است. ویتز در تبیین فرضیه‌ی خود، سه وضعیت عمده را برای پدر معیوب تعریف می‌کند: پدری که در کودکی فرزند مرده است، پدری که به لحاظ عاطفی یا جسمی غایب بوده و پدری که با خشونت، تحقیر یا ضعف، اقتدار اخلاقی و عاطفی خود را در ذهن فرزند از دست داده است. نویسنده برای اثبات ادعای خود به سراغ تبارشناسی روانی مشهورترین چهره‌های الحاد می‌رود. او به زندگی‌نامه‌ی افرادی چون فریدریش نیچه، برتراند راسل و ژان پل سارتر اشاره می‌کند که هر سه در کودکی طعم تلخ فقدان پدر را چشیده‌اند. همچنین در تحلیل زندگی افرادی چون ولتر، فویرباخ، توماس هابز و حتی خود فروید، به روابطی اشاره می‌کند که سرشار از نفرت، تحقیر یا ناامیدی از پدر بوده است. ویتز در ویرایش دوم کتاب، دامنه‌ی تحلیل خود را به چهره‌های جریان «الحاد جدید» نیز می‌کشاند و مدعی است که این الگوی تکرارپذیر در زندگی آن‌ها نیز به وضوح دیده می‌شود. نکته‌ی برجسته‌ی نگاه ویتز، نقد عدم تقارنی است که در روان‌شناسی دین حاکم بوده است. او می‌پرسد چرا همیشه ایمان به عنوان پدیده‌ای که نیاز به توضیح و توجیه روانی دارد نگریسته شده، اما بی‌خدایی به عنوان یک وضعیت پیش‌فرض، عقلانی و بی‌نیاز از واکاوی درونی پذیرفته شده است؟ او استدلال می‌کند که الحاد نیز مانند ایمان، می‌تواند ریشه در آرزوها، ترس‌ها و جراحت‌های روانی فرد داشته باشد. با این حال، او با هوشمندی از ورطه‌ی جبرگرایی می‌گریزد و تأکید می‌کند که این تجربه‌ها تنها زمینه‌ساز و مستعدکننده هستند، نه علت تامه. او در مقابل، گروهی از متفکران مومن مانند پاسکال، چسترتون و نیومن را بررسی می‌کند تا نشان دهد که در زندگی آن‌ها، پیوند عاطفی با پدر یا وجود یک الگوی مقتدر و مهربان، راه را برای پذیرش مفهوم «پدری خدا» هموار کرده است. با وجود جذابیت‌های روایی این فرضیه، روش روان‌زندگی‌نامه‌ای ویتز با محدودیت‌های روش‌شناختی جدی روبه‌روست. تکیه بر نمونه‌های گزینشی و فقدان گروه کنترل در مطالعات او باعث می‌شود که نتوان رابطه‌ی علّی مستقیمی میان رفتار پدر و باور مذهبی برقرار کرد. بسیاری از انسان‌ها با وجود داشتن پدرانی آسیب‌رسان، به ایمان پناه می‌برند و برعکس، بسیاری در خانه‌هایی سرشار از مهر، راه الحاد را برمی‌گزینند. با این حال، ارزش اثر ویتز در این است که وزن «عاطفه» و «تجربه‌ی زیسته» را در شکل‌گیری جهان‌بینی‌های کلان به ما یادآوری می‌کند. او نشان می‌دهد که سوژه‌ی انسانی، مجموعه‌ای از استدلال‌های محض نیست، بلکه تاریخی است که در گوشت و پوست و استخوانش جاری است. تأمل در این اثر ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که ابطال یا اثبات یک باور، از مسیر ریشه‌یابی روانی آن نمی‌گذرد؛ یعنی حتی اگر ثابت شود الحاد یک فرد ناشی از خشم او نسبت به پدرش است، این موضوع به خودی خود بطلان مدعای او را ثابت نمی‌کند. اما آنچه ویتز به درستی بر آن انگشت می‌گذارد، سکوت روان‌شناسی مدرن در قبال انگیزه‌های پنهان بی‌ایمانی است. «ایمان بی‌پدران» دعوتی است برای نگریستن به شکاف‌های عمیق جان آدمی، جایی که میان زمزمه‌های عقل و فریادهای فروخورده‌ی کودکی، بنای عظیم باور یا انکار پی‌ریزی می‌شود. گویی هر انسانی در جست‌وجوی معنا، آیینه‌ای به دست دارد که پیش از هر چیز، تصویر نخستین پیوندهای انسانی‌اش در آن منعکس شده است. این کتاب به ما می‌گوید که شاید بزرگ‌ترین نبرد فکری بشر، نه در ساحت منطق و برهان، بلکه در تاریک‌خانه‌ی خاطراتی رقم می‌خورد که در آن، تصویر پدر و خدای پدرگونه در هم گره خورده‌اند. در نهایت، آنچه از این کنکاش باقی می‌ماند، تصویر سوژه‌ای است که در میانه تمنای حضور و هراس از
درباره پاول سی ویتز
درباره پاول سی ویتز

پاول سی ویتز روان‌شناس آمریکایی و پژوهشگر ارشد در دانشگاه «دیواین مرسی» (Divine Mercy University) در استرلینگ، ویرجینیا است. او استاد ممتاز روان‌شناسی در دانشگاه نیویورک است و پژوهش‌هایش عمدتاً بر رابطه میان روان‌شناسی و مسیحیت متمرکز است.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب ایمان بی‌پدران" ثبت می‌کند