1. خانه
  2. /
  3. کتاب استنطاق

کتاب استنطاق

نویسنده: پیتر وایس
4 از 1 رأی

کتاب استنطاق

The Investigation
انتشارات: خوارزمی
٪15
790000
671500
معرفی کتاب استنطاق
«استنطاق» نوشتهٔ پیتر وایس نمایشنامه‌ای دربارهٔ آشویتس است، اما تصمیم تعیین‌کنندهٔ نویسنده دقیقا این است که آشویتس را «نمایش» ندهد. نه اردوگاه روی صحنه بازسازی می‌شود، نه شخصیت‌هایی داستانی ساخته می‌شوند تا تماشاگر از راه همدلی با آنها وارد فاجعه شود. وایس به دادگاه بازمی‌گردد: به شهادت‌ها، انکارها، سوال‌ها و پاسخ‌هایی که در جریان محاکمهٔ کارکنان آشویتس در فرانکفورت، میان سال‌های ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵، ثبت شدند. حاصل، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تئاتر مستند قرن بیستم است؛ متنی که می‌پرسد پس از وقوع فاجعه‌ای در ابعاد هولوکاست، هنر چگونه می‌تواند شهادت بدهد بی‌آنکه رنج را به نمایش تبدیل کند. وایس شخصا جلساتی از دادگاه فرانکفورت را دنبال کرد و از گزارش‌ها و اسناد آن برای ساختن نمایشنامه استفاده کرد، اما «استنطاق» رونوشت سادهٔ صورت‌جلسات نیست. او مواد انبوه دادگاه را انتخاب، فشرده و از نو سازمان‌دهی کرد و نمایش را در قالب «اوراتوریویی در یازده سرود» ساخت. این یازده بخش مسیر قربانیان را از ورود به اردوگاه تا ماشین کشتار دنبال می‌کنند. انتخاب واژهٔ «سرود» تعمدی است: فرمی که معمولا با موسیقی آیینی و شکوه همراه است، اینجا حامل شهادت دربارهٔ نابودی انسان می‌شود. همین تضاد، سردی و سنگینی خاص متن را می‌سازد. شاهدان عمدتا نام ندارند و با شماره مشخص می‌شوند؛ قاضی، دادستان و وکیل مدافع نیز بیش از آنکه شخصیت باشند، کارکرد دارند. متهمان در جریان شهادت‌ها شناسایی می‌شوند، اما وایس از ساختن تقابل سادهٔ قهرمان و هیولا خودداری می‌کند. این بی‌چهرگی در نگاه نخست ممکن است فاصله ایجاد کند، اما دقیقا به مسئلهٔ اثر مربوط است: اردوگاه نظامی بود که انسان را از فردیت تهی می‌کرد و نمایشنامه نمی‌خواهد با ساختن شخصیت‌های جذاب، دوباره فاجعه را به قصه‌ای قابل‌مصرف تبدیل کند. نیروی «استنطاق» تا حد زیادی از برخورد دو زبان می‌آید. شاهدان دربارهٔ آنچه دیده و تحمل کرده‌اند سخن می‌گویند؛ متهمان انکار می‌کنند، مسئولیت را به مافوق نسبت می‌دهند، حافظه‌شان را ناکافی می‌خوانند یا نقش خود را کوچک جلوه می‌دهند. وحشت فقط در شرح خشونت نیست؛ در فاصلهٔ میان ابعاد جنایت و زبان اداری‌ای است که می‌کوشد آن را به وظیفه، مقررات و سلسله‌مراتب تقلیل دهد. وایس از همین شکاف نشان می‌دهد جنایت جمعی الزاما به انسان‌هایی با چهره‌ای غیرانسانی نیاز ندارد؛ می‌تواند در ساختاری رخ دهد که هرکس فقط «کار خودش» را انجام می‌دهد. این نگاه نمایشنامه را از روایت تاریخی صرف فراتر می‌برد. یکی از اصرارهای اصلی متن این است که اردوگاه را نباید به قلمرویی غیرقابل‌فهم و متعلق به موجوداتی کاملا متفاوت از ما تبعید کرد. چنین کاری شاید از نظر روانی آرامش‌بخش باشد، اما امکان پرسش از شرایط اجتماعی، نهادی و سیاسی‌ای را که جنایت را ممکن کردند از میان می‌برد. «استنطاق» تماشاگر را در موقعیت قاضی نهایی قرار نمی‌دهد؛ او را وادار می‌کند به سازوکار مسئولیت گوش کند. فرم سخت و ضدنمایشی اثر در عین حال محدودیت آگاهانهٔ آن است. حذف روان‌شناسی فردی و یکنواختی عمدی صداها می‌تواند خواندن متن را دشوار و حتی فرساینده کند. وایس دقیقا چنین تأثیری می‌خواهد: نه تسلی، نه تخلیهٔ عاطفی و نه پایان‌بندی‌ای که فاجعه را در گذشته ببندد. این انتخاب یکی از دلایلی است که «استنطاق» هنوز در بحث‌های مربوط به امکان بازنمایی هولوکاست جایگاهی جدی دارد. «استنطاق» دربارهٔ گذشته‌ای نیست که با صدور حکم دادگاه تمام شده باشد. مسئله‌اش لحظه‌ای است که انسان میان دانستن و مسئول بودن فاصله می‌اندازد. فاجعه از جایی هولناک‌تر می‌شود که هرکس بتواند بگوید سهم من فقط همین کار کوچک بود.
درباره پیتر وایس
درباره پیتر وایس
پتر وایس نمایش‌نامه‌نویس، رمان‌نویس، نقاش و فیلم‌ساز تجربی سوئدی، زاده‌ی سال ۱۹۱۶ در آلمان است. نخستین نمایش‌نامه‌ی او که برایش شهرت جهانی به ارمغان آورد، «مارا/ساد» بود که سال ۱۹۶۴ نوشته بود.

از دیگر نمایشنامه‌های او می‌توان به «استنطاق»، «ترانه‌ی دلقک لوسی‌تانیایی» و …. اشاره کرد. او به‌عنوان مترجم نمایشنامه‌های استریندبرگ هم شناخته می‌شود.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب استنطاق" ثبت می‌کند