زندگی راستی ویلسون در سراشیب فروپاشی است: همسرش به خیانت اعتراف کرده، شغلش را هوش مصنوعی از چنگش درآورده، و حالا والدین هشتادسالهاش که دههها پیش با پرتاب تاس او و خواهر دوقلویش را از هم جدا کرده بودند، بهحکم دولت به آپارتمان یکخوابهاش برگشتهاند. اما اینها همهی ماجرا نیست. او هر شب در خواب جملاتی به زبان میآورد که از شنیدنشان به خود میلرزد. جملاتی افشاگر رازهایی که خودش هم از آنها بیخبر است. اما راستی با کمک ادوینا، دوست قدیمیای که سالها پیش شبی را روی قایق غریبهای با هم سپری کردهاند، و همسایهای وسواسی، نقشهای ترتیب داده است: یک کلاهبرداری احمقانه با یک هوش مصنوعی دروغین، تا بلکه هم بتواند پولی به جیب بزند و هم شاید برای آخرین بار خانوادهاش را دور هم جمع کند. اما آیا این نقشهی مضحک، فرصتی برای ساختن پیوندهای از دست رفته است؟ یا آخرین صحنه از فروپاشی یک خانواده را به نمایش میگذارد؟
این «داستان زندگیِ» پرحادثه، پراحساس، طنزآمیز و حدودا هفتصد صفحه ای، به وضوح نشان می دهد که نویسنده برای خلق آن، به تفکر و خودکاوی عمیق و بلندمدتی نیاز داشته است.
ترجمه کتاب که خیلی خوبه ، روایت داستانی و معرفی شخصیتهای کتاب لذت بخش و تاریکه ، میدونی انگار در هم لحظههای تاریک زندگی میشه طور دیگه هم نگاه کرد ، چرخش زمانی که بین زمان حال و معرفی شخصیتهای داستان داره برام لذت بخش بود البته فعلا تا صفحه ۱۹۸ خوندم .
من هنوز کتاب رو نخوندم، تازه سفارش دادم ولی به نظرم هر نویسنده سبک خودشو داره و اینکه وقتی شما یه نویسنده رو دوست دارید یعنی قلم و سبک اون نویسنده رو دوست دارید، اگر قرار باشه این سبک تغییر کنه که آدم میره سراغ یه نویسندهی دیگه با سبک متفاوت. پس اینکه ما انتظار سبک متفاوت داشته باشیم به نظرم منطقی نیست
چیزی که میگید کاملاً درسته اما تولتز به واقع سبک نداره. نثر که مطلقاً نداره. انگار از هر نویسنده ای که به کاراش علاقه داشته یه خصیصه برداشته. یه تیکه فیلیپ راث، یه تیکه بوکوفسکی، یه تیکه کرت ونه گات یه تیکه دشیل همت، فقدان انسجام در آن چیزی که بهش میگن سبک. یا بهتر بگیم جهان بینی نویسنده. دریچه ای که نویسنده به جهان نگاه میکنه. به همین دلیل به نظر من تولتز یه کلاژیست موفقه نه یه نویسندهی مولف. برای جهانش منطق روایی نمیسازه. انگار که مخاطب پرت شده وسط جهانی که آدم هاش زمینی نیستن. منطق به روابط شون حاکم نیست. چرا آدمها عجیب و غریبن؟ چرا تصمیماشون غریبه؟ چون صرفاً جذابه؟ چون صرفاً یه موقعیت کمیک ایجاد میکنه؟ منطق این جهان داستانی کجاست؟ منظورم منطق بر ساخته از جهان اثره نه منطق دو دو تا چهارتا. این ذوق زدگی کودکانه نسبت به هوش مصنوعی در این کتاب چرا انقدر خامه؟ بخش هایی از این کتاب اگر به کل حذف بشن هیچ آسیبی به ساختار کلی کتاب نمیخوره. که البته مترجم به طور حتم این زحمت رو برای مخاطب فارسی زبان کشیدن به عادت کتابهای قبلی. کمی روانشناسی زرد. کمی مسائل روز. کمی ترندهای شبکههای اجتماعی. تولتز یه نویسنده اینستاگرامیه. تجربه خواندن کتاب هاش درست مثل بالا پایین کردن ریلزهای شبکههای اجتماعیه. شاید جذاب باشه نشه زمینش گذاشت اما در نهایت وقتی کتاب رو میبندی هیچ چیز نه از کتاب نه از کاراکترها یادت نمیمونه جز خل خل بازیها و رفتارهای عجیبشون. یا جملههای قلنبه و سلمبه ای که جویده و نجویده بی ربط و با ربط از بزرگان دیگه وسط روایتش پرتاب میکنه. اما سطحی. جای هیچ تحلیلی نیست. برای این نویسنده تحلیل شخصیت مهم نیست پرداخت شخصیت مهم نیست کارش صرفا ایجاد موقعیتهای اگزوتیکه. که اونم شاید تو کار اولش برای مخاطب کمتر کتاب خونده تازگی داشت اما تو بقیه آثار جز تکرار ملال چیزی نیست. به نظرم مخاطبی که جدی رمان کلاسیک خونده باشه مرعوب این بازیهای به ظاهر جذاب نمیشه. داستان غصه چخوف رو بخونید از پنج صفحه متجاوز نیست اما تا همیشه یادتون میمونه. ادبیات اصیل بعد از تموم شدن تازه برای خواننده شروع میشه.
در جواب آقا یا خانم جنیتالیوس. آیا نویسندهای را میشناسید که از هیچیک از پیشینیان خود تاثیر نگرفته باشد؟ استیو تولتز هم مثل بقیه. اتفاقا جسارتش را دارد که از دیگران نقلقول کند. نقلقول کردن جزئی از سبکش است. تا به قول شما کلاژیست خوبی نباشی هنرمند خوبی نمیشوی. هیچ هنرمندی در خلاء متولد نمیشود. درضمن چرا فکر میکنید کسانی که تولتز یا ادبیات معاصر را میخوانند داستایوسکی و چخوف نخواندهاند؟ ادبیات کلاسیک صرفا در انحصار شما نیست که دائم آن را چماق میکنید و به سر بقیه میکوبید. ما هم کلاسیکها را میخوانیم و خواهیم خواند و هم ادبیات معاصر را.
همین که تو همه چیز دنبال جنتالیا و چماق میگردید کافیه. آقای کلاسیک خان. ما حدیث مفصل خواندیم.
کمتر کتابی خوندم که مثل آثار تولتز اینقدر گیرا و جذاب باشه برام و انتظار بکشم تا کتاب جدیدی بنویسه و اینکه در رویام بشینم و باهاش در مورد کتاب هاش و شخصیتهاش گفتگو کنیم این میزان دوست داشتن تمامش به آثار اون بر نمیگرده بخشی از اون هم مطمئنا ریشه در افکار و زندگی خودم داره
بین سه کتاب آخر، نزدیکترین به جزء از کل
ا رایزینگ آف د لایتس معناش میشه ذات الریه ؟!
منم واقعا واسم سواله 🤣🤣
بله به همین معنی است. اصطلاحی است در پزشکی. در متن کتاب بهش اشاره میشه اگر بخونید.
تولتز واقعا سبک خودش رو داره و به نظرم اگه کتابهای قبلیش رو کسی دوست داشته باشه این رو هم دوست داره ، البته که یکم فضا تکراری بود . اما باهاش خیلی خندیدم واقعا دارک کمدی موردعلاقه ام .
و کتابی که دیگر در این سرزمین کالای لوکس محسوب میشود...
چه خبررره؟!؟!؟! برا یه کتاب نزدیک چهارصد صفحه ای ۹۸۰ تومن؟!؟!؟ ... تولتز توی یه مصاحبه گفته بود با هر چه باداباد ، پرونده اون سه کتاب رو به عنوان سه گانهی ترس ، بست . پس اینکه بازم همون تم رو داره! من خیلی وقت بود منتظر اثر جدیدش بودم ولی واقعاااا توی ذوقم خورد و پشیمون شدم ؛ هم قیمتشو که دیدم هم محتوای کتاب 😐
فوقالعاده است. میخواستم یواش بخونم که دیر تموم بشه. ولی نشد. دو روزه تمومش کردم. این قدر که جذابه.
بدترین اتفاق ممکن برای یک نویسنده اینه که اولین کتاب بسیار معمولی اش بیش از حد تحویل گرفته بشه و اسم در کنه. چیزی که به نظر من برای تولتز اتفاق افتاده. همه کتاب هایی که بعد از جز از کل نوشته تلاشی مذبوحانه برای تکرار بهترین نسخهی میانمایهی خودش بوده، هر چند بی ثمر. این کتاب هم از این قاعده مستثنی نیست. بسیار معمولی. اما قیمتش اصلاً معمولی نیست خدا رو شکر🤣🤣
دقیقترین و بهجاترین نظر دربارهی این کتاب، و البته خیلی از نویسندههای دیگه همین حرف شماست...
انصافاً نویسنده بدی نیست. و جزء از کل هم کتاب خوبیه. ولی واقعاً در این حدی که در این ایران از استقبال شده هیچ کجا استقبال نشده. و به نظرم بیش از اندازه بزرگش کردهاند.
دقیقا همینطوره . حتی خواننده هم ناخودآگاه در بقیهی آثار به دنبال شکوه همون اثر اول میگرده ... ولی بقیهی آثار ش در حد بد نیست هستن ... هرچند که خودم معمولا چاپهای اول رو خریدم و سریع هم خوندم . اما قویا معتقدم (آن)ِ جز از کل رو نداشتن ...
اگه جز از کل یه رمان متوسط بوده پس چطوری نامزد جایزه بوکر شده؟!
ایران کتاب یه تخفیفی میذارن که اصلا وسوسه برانگیز نیست خب با پول ارسال همون میشه ، یه دفعه میری از کتابفروشی میگیری منتظر هم نمیمونی تا ببینی آیا سالم میرسه یا نه
دقیقاً😆😆😆 ؛ ولی واسه خرید زیادِ کتاب ( منظورم بالای ۴،۵تاست ) خیلی خوبه. مخصوصاً اگه کد تخفیف داشته باشی و یه کدِ تخفیفِ جدا واسه اسنپپی داشته باشی.
ولی در کل جذابیت خرید آنلاین کتاب یه چیز دیگه س. فاصله زمانی سفارش تا زمانی که به دستت میرسه جزو عمر آدم محسوب نمیشه. آنباکس رو هم که دیگه نگم برات.
لطفا موجود کنید😭
موجود شد! وقتشه که تهیه کنید!