«آخرین پادشاهی» نخستین رمان از مجموعهی تاریخی بلند برنارد کرنول دربارهی شکلگیری انگلستان است؛ مجموعهای که ابتدا با نام «داستانهای ساکسون» شناخته میشد و سرانجام در سیزده جلد کامل شد. کرنول برای روایت این تاریخ، بهجای قرار دادن آلفرد بزرگ در مرکز، شخصیتی خیالی به نام اوترد میسازد: پسری از اشراف نورثامبریای قرن نهم که ساکسون به دنیا آمده، اما در کودکی به دست دانمارکیها میافتد و میان آنان بزرگ میشود. از همین موقعیت، تنش اصلی رمان شکل میگیرد: انسان به سرزمینی تعلق دارد که در آن زاده شده یا به مردمی که در میانشان آموخته چگونه زندگی کند؟ بریتانیا در آغاز داستان هنوز «انگلستان» به معنایی که امروز میشناسیم نیست. نورثامبریا، مرسیا، آنگلیای شرقی و وسکس قلمروهای جداگانهاند و پیشروی ارتشهای دانمارکی بیشتر آنها را به زیر سلطه برده است. وسکس، زیر فرمان آلفرد، به یکی از آخرین مراکز مقاومت ساکسونها تبدیل میشود. کرنول این زمینهی تاریخی را نه به صورت درس تاریخ، بلکه از منظر نوجوانی روایت میکند که هیچ تعهد طبیعی و روشنی به یکی از دو اردوگاه ندارد. خود نویسنده نیز پروژهی مجموعه را روایت شکلگیری انگلستان از خلال سرگذشت اوترد توصیف کرده است. همین انتخاب، «آخرین پادشاهی» را از روایت سادهی «ساکسونها در برابر وایکینگها» دور میکند. اوترد در میان دانمارکیها با جهانی روبهرو میشود که خشونت دارد، اما آزادی، وفاداری و سرزندگی نیز دارد. در سوی مقابل، جامعهی مسیحی ساکسون برای او هم خانهی موروثی است و هم جهانی پر از قواعد دینی و سیاسی که همیشه با طبعش سازگار نیست. بنابراین جنگ بیرونی دائما با جنگی درونی همراه است. دشمن و دوست را نمیتوان فقط از روی قومیت شناخت و وفاداری نیز چیزی نیست که یکبار برای همیشه تعیین شود. شخصیت آلفرد در این میان اهمیت ویژهای پیدا میکند. کرنول او را نه پادشاه افسانهای بینقص، بلکه فرمانروایی بیمار، عمیقا مسیحی، حسابگر و از نظر سیاسی دوراندیش تصویر میکند. بخش مهمی از انرژی رمان از تضاد او و اوترد میآید: یکی به قانون، ایمان و ساختن نظمی پایدار فکر میکند؛ دیگری بیشتر با شمشیر، افتخار شخصی و وفاداری مستقیم به آدمها جهان را میفهمد. بااینحال، هیچیک را نمیتوان بدون دیگری فهمید. حتی نقدهای نخستین رمان نیز به اتکای کرنول بر منابع تاریخی مربوط به آلفرد، در کنار آزادیهایی که برای ساخت روایت داستانی به خود داده، توجه کردهاند. کرنول در صحنههای نبرد، بهویژه نبرد دیوار سپرها، مهارت شناختهشدهی خود را نشان میدهد. جنگ در این رمان مجموعهای از حرکات باشکوه قهرمانانه نیست؛ فشاری جسمانی، آشفته و نزدیک است که در آن ترس و شانس به اندازهی شجاعت اهمیت دارند. در عین حال، سرعت روایت و صدای صریح اوترد باعث میشود زمینهی تاریخی سنگین نشود. محدودیت اثر نیز به همین انتخاب مربوط است: تاریخ تقریبا همیشه از نگاه جنگجویی مرد و اشرافزاده دیده میشود و برخی گروهها و تجربههای اجتماعی کمتر مجال استقلال پیدا میکنند. خود کرنول نیز دربارهی رمانهای تاریخیاش آشکارا میان «داستان بزرگ» تاریخی و «داستان کوچک» خیالی تمایز میگذارد. «آخرین پادشاهی» بیش از آنکه دربارهی فتح یک سرزمین باشد، دربارهی ساختهشدن تعلق است. اوترد در جهانی زندگی میکند که مرزهایش هنوز قطعی نشدهاند؛ هم مرز میان کشورها و هم مرز میان «ما» و «آنها». شاید به همین دلیل تاریخ در رمان کرنول چیزی نیست که پیشاپیش وجود داشته باشد و شخصیتها فقط درونش حرکت کنند؛ تاریخ همان چیزی است که انتخابهای نامطمئن آنها آرامآرام میسازد.