مطالعهی کتاب «نقاط عطف در پژوهشهای ارتباط جمعی» نوشتهی مشترک شرون ای لاوئری و ملوین ال دی فلور، فراتر از مرور چند نظریهی رسانهای، تجربهی گام برداشتن در یک آزمایشگاه بزرگ تاریخ علوم اجتماعی است. ساختار این کتاب بر اساس جزییات مستند چهارده پژوهش تجربی کلیدی بنا شده است؛ تحقیقاتی که هر کدام در زمانهی خود یک چرخش پارادایمی به شمار میرفتند. لاوئری و دی فلور نشان میدهند که فهم دانش نوین از تأثیرات رسانهها (Media Effects) چگونه از ایدههای اولیه و افراطی نظیر تئوری گلولهی جادویی یا همان تزریق مستقیم پیام، به سمت تحلیلهای ظریفتر رفت و توسعه یافت. آنها با بازسازی بستر تاریخی دهههای آغازین قرن بیستم به بررسی مطالعات معروفی همچون پروژههای بنیاد پین دربارهی سینما و کودکان، یا واکاوی هراس اجتماعی ناشی از پخش رادیویی جنگ دنیاها اثر اورسون ولز میپردازند تا فاش کنند که پیامدهای رسانهای هرگز در خلاء رخ نمیدهند، بلکه همواره تابعی از ساختار روانی مخاطب و بافتار اجتماعی جامعه هستند. ارزش متدولوژیک و روششناسانهی این کتاب در این است که هر فصل را به یک اتاق تشریح علمی تبدیل میکند؛ فضایی که در آن علاوه بر مرور فرضیهها، نقشهی راه عملی دانشمندان پیشگام ارتباطات مرور میشود. نویسندگان کتاب با کالبدشکافی کار کلاسیک پل لازارسفلد در پژوهش انتخاب مردم، مفهوم نفوذ شخصی و رهبری فکری را در جریان دو مرحلهای ارتباطات برجسته میکنند و به ما نشان میدهند که چگونه روابط میانفردی میتواند خطوط موازی پیامهای سیاسی را قطع یا تقویت کند. بررسیهای عمیق کتاب در زمینهی انگیزههای مخاطبان، به ویژه در قالب تئوری استفاده و رضامندی، مسیر نگاه علمی را از پرسش سنتی «رسانهها با مردم چه میکنند» به سمت پرسش واقعگرایانهی «مردم با رسانهها چه میکنند» سوق میدهد. روایتهای مستند کتاب از آزمایشهای مربوط به فیلمهای آموزشی برای سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم یا سنجش میزان اثرگذاری پخش بذر ذرت هیبرید در آیووا، همگی شواهدی عینی هستند بر این که فرآیند اقناع، یادگیری و پذیرش نوآوری، سیستمی به غایت پیچیده، گامبهگام و مشروط است که نمیتوان آن را با فرمولهای خطی تحلیل کرد. در فصول بعدی نویسنده با تکیه بر اسناد تجربی محکم، به قلمرو تیرهتر رسانههای تصویری یعنی بررسی رابطهی خشونت رسانهای و تلویزیون با رفتار جمعی و جنبههای شناختی کودکان پا میگذارد. تحلیل آزمایشهای تجربی روانشناختی، نظیر عروسک بوبوی آلبرت باندورا، در کنار ارزیابی ابعاد بلندمدت نظریهی کاشت و قدرت برجستهسازی مطبوعات، به خوبی بازگوکنندهی این حقیقت است که رسانهها اگرچه شاید نتوانند به صورت لحظهای به مردم بگویند چگونه بیندیشند، اما به شدت موفق میشوند به آنها دیکته کنند که به چه موضوعاتی فکر کنند. لاوئری و دی فلور در کتاب «نقاط عطف در پژوهشهای ارتباط جمعی» تشریح میکنند که رسانهها نه ابزارهای شستوشوی مغزی مطلق هستند و نه پدیدههایی بیآزار و خنثی؛ بلکه جریانی مداوم، انباشتی و درهمتنیده با سلامت جسمی، روانی و فرهنگی کل جامعه به شمار میروند.
درباره شرون ای لاوئری
شرون ای لاوئری (Shearon A. Lowery) نویسنده انگلیسی است.
دسته بندی های کتاب نقاط عطف در پژوهش های ارتباط جمعی