سندباد بیشتر سال های عمرش در سفر بود. او تجربیات بسیاری به دست آورده و در حالی که مرد جوان و عاقلی شده بود به خانه اش بازگشت. پدرش در بستر بیماری خواست او را ببیند. پدر گفت: «سندباد! روزهای آخر عمرم را میگذرانم. تمام ثروتم مال توست از تو می خواهم از آن خوب نگهداری کنی.» سندباد با ناراحتی گفت: «خواهش می کنم، تو نباید بمیری…» پدر مرد و…
جنت هاردی-گلد برای سازمانهای مختلف EFL در بریتانیا و خارج از کشور از جمله International House، ST. Giles College، Regent Language Training و Bell تدریس کرده است. او در حال حاضر مربی آزاد معلمان و نویسنده ELT است. جانت به طور منظم برای بخش Speaking English هفتهنامه گاردین مینویسد و آثار منتشر شده او شامل تعدادی از عناوین مجموعه Oxford Bookworms و Dominoes است.