کتاب دستور الکاتب فی تعیین المراتب نوشته محمد بن هندوشاه نخجوانی (شمس منشی) یکی از مهمترین منابع برای مطالعه سبک نگارش و مکاتبات اداری در دوره ایلخانی است. این کتاب که در اواخر قرن هشتم هجری تالیف شده به درخواست خواجه غیاثالدین محمّد رشیدی نگاشته شد و هدف از ان ارایه راهنمایی جامع برای نگارش انواع نامهها و مکاتبات اداری و رسمی بوده است.شمس منشی مورخ قرن هشتم هجری بود. او فرزند سنجر صاحبی بود و اصالت نخجوانی داشت و در انجا بزرگ شد. تحصیلات خود را در مدرسهٔ مستنصریهٔ بغداد به پایان رساند و نیز نزد شمسالدین محمد کیشی تحصیل کرد. هندوشاه مدتی به خدمت خاندان جوینی درامد و در ۶۷۴ هجری قمری به نیابت از برادر خود سیف الدوله چندی بر کاشان حکمرانی کرد و در ان جا مدرسهای ساخت و کتابهای بسیاری وقف کرد.شمس منشی مولف کتاب با گرداوری نمونههای متنوعی از مکاتبات این دوره به خوانندگان کمک میکند تا با اصول نگارش نامههای مختلف، از جمله نامههای اداری، خصوصی و تبریک اشنا شوند. وی همچنین به تشریح اصطلاحات و عبارات رایج در مکاتبات اداری پرداخته و به این ترتیب درک عمیقتری از ساختار و محتوای این نوع متون را برای خواننده فراهم میکند.سبک نگارش کتاب دستور الکاتب فی تعیین المراتب بسیار فنی و مصنوع است و از ارایههای ادبی و زبانی متنوعی بهره میبرد. مولف در این کتاب به نکات ظریف نگارشی و ادبی توجه ویژهای داشته و سعی کرده است تا با استفاده از زبانی شیوا و روان مطالب را به خواننده منتقل کند.اهمیت این کتاب تنها به عنوان یک منبع برای مطالعه سبک نگارش محدود نمیشود. بلکه با مطالعه دقیق این کتاب میتوان به اطلاعات ارزشمندی در مورد تاریخ، فرهنگ و جامعه دوره ایلخانی دست یافت. از جمله این اطلاعات میتوان به ساختار اداری و حکومتی این دوره روابط اجتماعی و اقتصادی مردم و همچنین باورها و ارزشهای رایج در ان زمان اشاره کرد.کتاب دستور الکاتب فی تعیین المراتب یک اثر ارزشمند ادبی و تاریخی است که به علاقهمندان به تاریخ ادبیات فارسی تاریخ ایران و همچنین پژوهشگران حوزه زبان و ادبیات توصیه میشود.
محمد بن هندوشاه شمس منشی (حدود684-پیش از777ق)، از مؤلفان و نویسندگان معروف ایران در قرن هشتم هجری و صاحب کتاب «دستور الکاتب فی تعیین المراتب» است.وی که از خانواده دانشمند نامی آن زمان، مولانا فخرالدین هندوشاه بن سنجر بن عبدالله صاحبی نخجوان بود و تربیت و تحصیل اعلائی گرفته بود، مانند پدرش، یکی از علمای برجسته زمان خود و مؤلف چندین اثر بود. او به نام «شمس منشی النخجوانی» شهرت وسیعی یافت. با خواجه غیاثالدین، پسر رشیدالدین نزدیک بود و اثر خود «صحاح العجم» را به وی اتحاف کرد. این مناسبات شاهد آن است که محمد نخجوانی با غیاثالدین که رجل دولتی بزرگی در دوران آخرین حکمرانان ایلخانیان بود، همکاری میکرد. فکر تألیف «دستور الکاتب» نیز چنانکه از دیباچه مؤلفش پیداست، به غیاثالدین تعلق داشت که بدون شک، تأثیر معینی بر روی جهانبینی و خلاقگی محمد نخجوانی داشته است. وی چه در دیباچه و چه در خاتمه اثر خود، متذکر میشود که آن را در سنین کهولت به انجام رسانیده است و برای اینکه زندگی آتی خود را تأمین نماید، آن را به حکمران آن زمان، سلطان شیخ اویس، پسر شیخ حسن بزرگ مؤسس سلسله جلایری، اتحاف کردهمکاری محمد نخجوانی با غیاثالدین، همچنین در بخش امور مالی نیز صورت میگرفت و به دیوان مالیه او در زمان سلطان ابوسعید، دعوت شده بود. نخجوانی را نیز میتوان مانند پدرش، یکی از رجال دولتی و صاحبمنصبان دیوان مالیه محسوب داشتخدمت در دیوان، اثری جدی روی جهانبینی و بنابراین، روی آثار او باقی گذاشت. آشنایی مستقیم با اوضاع کشور و وضعیت اسفناک اهالی زحمتکش که درنتیجه اشغال مغولها و بالنتیجه حکمرانی فئودالهای کوچنشین، سختتر و بدتر شده بود، وی را بر آن داشت که مانند رشیدالدین، وصاف، حمدالله قزوینی و دیگران، به شرح وضعیت اسفناک سکنه اصلی شهرها و دهات و همه کشور، بهطور کلی، بپردازد. در این زمینه، او نظریاتی پیرامون مرتب ساختن مالیات و طرز گرفتن آن و بهبود وضعیت دهقانان و پیشهوران و همچنین، درباره امور دولتی میدهد. ضمنا با شرح وضعیت اقشار مظلوم اهالی و دادن نظریات مشورتی خود درباره این و آن، مسئله مهم او نیز مانند رجال دولتی نامبرده در بالا، منافع طبقه حاکمه غیر کوچنشین محلی را در نظر میگرفتخدمت در دیوان مالیه، آشنایی نزدیک با وضع سیاسی و اقتصادی کشور و سکنه آن، همچنین وجود تضاد شدید بین اقتصادیات کوچنشینی و غیر کوچنشینی و ضدیت میان طبقه حاکمه فئودال و اهالی زحمتکش با او که شاهد حوادث جاری بود، امکان میداد در آثار خود، روی مهمترین مسائل اقتصادی و اجتماعی بایستد[