کتاب مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی

Mohammad Ali Bahmani
کد کتاب : 21527
شابک : 978-9643516598
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 848
سال انتشار شمسی : 1395
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 18 آذر

معرفی کتاب مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی اثر محمدعلی بهمنی

دوره ی معاصر غزل با چهره هایی همچون بهار و شهریار جوانه می زند و با حضور رهی معیری و هوشنگ ابتهاج «سایه» و بانو سیمین بهبهانی به بار می نشیند. دهه ی پنجاه شمسی شاهد ظهور چهره ای است در غزل که استیل و زبان خاص خود را دارد. محمدعلی بهمنی که از کودکی و نوجوانی شیفته ی سرودن است به جای مدرسه سر از چاپخانه درمی آورد. در ده دوازده سالگی چاپخانه ی «تابان» در خیابان ناصرخسرو محل کار او بود که مجله ی «روشنفکر» در آن چاپ می شد. این مجله صفحه ی شعری داشت به نام «هفت تار چنگ» که از سوی زنده یاد فریدون مشیری نظارت می شد. اتّفاقی در این باره راه بهمنی را برای رسیدن به شعر و آفرینش ادبی هموار می کند. این روایت بهمنی است از ماجرا:
«… روزی در قسمت فرم بندی داشتم یواشکی شعرهای حروف چینی شده و آماده ی غلط گیری و چاپ را نگاه می کردم که متوجه شدم قسمتی از شعر شاعری را نمی شود به آسانی قسمت های دیگرش خواند. وزن اش خراب بود. با زبان بی زبانی به آقای صفحه بند گفتم این شعر غلط است. و آقای صفحه بند که شاید خستگی کار بی حوصله اش کرده بود با عصبانیت جواب داد: “این فضولی ها به تو نیامده بچّه!”
اما ساعتی بعد همراه مردی که لبخندی فراموش نشدنی بر لب داشت به سویم آمد و مرا به مرد همراه نشان داد و گفت: “این بچه را می گفتم.”
آن مرد که بعد دانستم فریدون مشیری است، زودتر از من سلام کرد و دست مهربانش را بر شانه ام گذاشت و گفت: “شعر دوست داری؟” باور کنید تا آن زمان هیچ کس این قدر مهربان با من حرف نزده بود، آن هم درباره ی
شعر که نمی شناختمش امّا عاشقش بودم. زبانم مثل دست و پایم گم شده بود. آن مرد خوب گویا متوجّه احوالم شده بود، مهربانی را بیشتر کرد و پرسید: “از کجا فهمیدی این شعر غلط است؟” گفتم: “به روانی قسمت های بالا و پایینی اش نیست.”

کتاب مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی

محمدعلی بهمنی
محمدعلی بهمنی (زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۲۱) شاعر و غزل‌سرای ایرانی است.وی دربارهٔ تولّد خود می‌گوید: «دو ماه به زمان تولّدم باقی‌مانده بود، که برادرم در دزفول بیمار می‌شود. خانواده هم از این فرصت استفاده می‌کنند تا به عیادتش بروند. این است که در قطار به‌دنیا آمدم و در شناسنامه‌ام درج شد متولّد دزفول، چون دایی من در ثبت احوال آن منطقه بود، شناسنامه‌ام را همان زمان می‌گیرد. البتّه زیاد آنجا نبودم، همان زمان ۱۰ روز یا یک‌ماه را در آنجا سپری کردیم...
دسته بندی های کتاب مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی