این کتاب که تحت عنوان «ایران در زمان ساسانیان» توسط نشر "صدای معاصر" به چاپ رسیده است، توسط نویسنده ای برجسته به نام آرتور کریستین سن به نگارش در آمده است.
همان طور که از عنوان کتاب مشخص است، این کتاب بازه مشخصی از تاریخ ایران باستان را مورد مطالعه قرار داده است. آرتور کریستین سن در این پژوهش، تاریخ حکومت ساسانیان در ایران را سوژه اصلی کتاب خود قرار داده است.
این کتاب از منابع اصلی برای مطالعه تاریخ ایران باستان به حساب می آید. نویسنده در این اثر ارزشمند، هم برای متخصصین این حوزه و هم برای علاقه مندان به تاریخ ایران، نکات خواندنی و جذابی را ارائه داده است.
از میان صدها صفحه کتاب که پر از تحلیلهای تاریخی، جامعه شناسی و هنری درباره ایران ساسانی است، ویراستار این یک پاراگراف را انتخاب کرده تا پشت جلد کتاب را با آن بیاراید. نه تنها این انتخاب نشان میدهد که وی به تفاوت متن اصلی با ترجمه، توجهی نداشته، بلکه حتی اگر کریستن سن چنین واژگانی را به کار برده بود، باز هم انتظار میرفت که ویراستار به جای بازتولید یک نگاه تحقیرآمیز، از واژگان مناسبتری استفاده کند و متن معرف کتاب را طوری انتخاب نماید که به جای دامن زدن به کینه ورزی، به تقارب فرهنگی کمک کند. ویراستار میتوانست این بخش از ترجمه را با یک پانوشت یا توضیحی در مقدمه همراه کند و نشان دهد که این نگاه، متعلق به یک دوره خاص تاریخی است و امروز جایی در ادبیات علمی ندارد. اما چنین نکرد. این انتخاب، یک پیامد روشن دارد: فروش بیشتر کتاب از طریق تحریک احساسات قوم گرایانه. در جامعه ای که اقوام مختلف با تنوع فرهنگی در کنار هم زندگی میکنند، انتشار چنین متنی در پشت جلد یک کتاب مرجع، یعنی تایید ضمنی یک دیدگاه نژادپرستانه. یعنی القای این پیام که شکست ایران در برابر اعراب، نه به خاطر عوامل پیچیده تاریخی مثل جنگهای طولانی با روم، طاعون، بحران جانشینی یا شکاف طبقاتی، بلکه به خاطر وحشی گری یک قوم بوده است. این نه تنها غیرعلمی است، بلکه به همزیستی مسالمت آمیز اقوام در این سرزمین هم آسیب میرساند. دکتر رضایی میتوانست بخشی از کتاب را انتخاب کند که به دستاوردهای تمدنی، نظام اداری یا ساختار اجتماعی ساسانیان پرداخته است. و البته چاپهای متعدد این کتاب و عدم حذف یا تعدیل متن پشت جلد حس عرب ستیزی ویراستار را بیشتر در ذهن خواننده القا میکند بهتر بود که ویراستار (دکتر حسن رضایی باغ بیدی) در چاپهای دوم و بعدی توضیح میداد که برخی از این عبارات، ترجمه آزاد مترجم بوده و در متن اصلی چنین چیزی وجود ندارد. این کار نه تنها به اعتبار علمی کتاب کمک میکرد، بلکه نشان میداد که ناشر و ویراستار به جای سودجویی، به مسئولیت فرهنگی خود پایبندند. به هر حال، تاریخ قرار است پلی باشد جهت تقارب فرهنگی و همزیستی مسالمت آمیز و نه دیواری از جنس کینهورزی و نفرت. حبیب عبادی فخر
خود من که این متن را دیدم، اول فکر کردم شاید نویسنده اصلی، یعنی کریستن سن، چنین نگاهی به اعراب داشته است ، چون بالاخره از یک خاورشناس دانمارکی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، آن هم در اوج دوران استعمار، چه انتظاری میتوان داشت؟ اما وقتی کمی بیشتر کنجکاو شدم و متن اصلی فرانسوی کتاب را با همین قسمت مقایسه کردم، متوجه شدم که قضیه اصلا" این طوری نیست. آنچه در پشت جلد آمده، ترجمه آزاد و گزینشی یاسمی است، نه عین نوشته پروفسور کریستن سن. برای مثال، در متن اصلی و تا جاییکه با استفاده از جستجوگرهای مجازی موجود و دسترسی به متن اصلی کتاب ، هیچ جایی کلمهی ((وحشی)) در توصیف اعراب به کار نرفته است. کریستن سن در جایی از کتابش از واژه ((sauvage)) استفاده کرده، اما آن را برای توصیف منطقه هیرکانی به کار برده، نه برای اعراب. یا کلمه ((بی تمدن)) کاملا" از ذهن مترجم تراوش کرده و در متن اصلی اثری از آن نیست. واژهی ((بادیه نشین)) که معادل فرانسویش ((bédouins)) است، در صفحه ۷۳ کتاب آمده، اما در آنجا هیچ صفت منفی دیگری همراه ندارد. جالبتر اینکه کلمه ((تعصب مذهبی)) که در ترجمه به اعراب نسبت داده شده، در کتاب اصلی در صفحات ۳۲۰ و ۱۳۵ به کار رفته، اما آنجا درباره سیاستهای مذهبی خود ساسانیان است، نه اعراب. واژهی ((روح غارتگری)) هم که در پشت جلد به چشم میخورد، در متن اصلی در صفحات مختلف آمده، اما همیشه دربارهی رومیان، اشکانیان یا سربازان اورلیان است، نه اعراب. با این حساب، مرحوم یاسمی در ترجمه این بخش، دست به آزادی بیش از حد زده و واژگانی را به متن اضافه کرده که در اصل وجود نداشته است . این کار، چه از روی بی دقتی بوده باشد، چه از روی باورهای شخصی، با اصول ترجمه یک متن علمی جور در نمیآید. اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود، چون یک نفر دیگر هم در این میان نقش دارد: ویراستار کتاب، دکتر رضایی باغ بیدی. کسی که به عنوان یک استاد زبانهای باستانی و عضو فرهنگستان، باید از این تفاوتها مطلع باشد.
نقدی بر انتخاب متن پشت جلد کتاب ((ایران در زمان ساسانیان)) کتاب ((ایران در زمان ساسانیان)) نوشته آرتور کریستن سن، یکی از آن کارهایی است که هر کسی سراغ تاریخ ایران باستان برود، دیر یا زود به آن میرسد. ترجمهی یاسمی و ویراستاری رضایی باغ بیدی ، عضو فرهنگستان، هم اسم و رسمی به این کتاب داده و هم آن را در دسترس مخاطب فارسی زبان قرار داده. اما وقتی این کتاب را برمی داری و نگاهی به پشت جلدش میاندازی، یک چیز خیلی زود چشم را میگیرد ، متنی که در آن اعراب با صفت هایی مثل ((وحشی)) و ((بی تمدن)) معرفی شده اند و فتح ایران نتیجه ((روح غارتگری)) آنها خوانده شده است. این متن، ظاهراً از خود کتاب است، اما ماجرا از این قرار است که خیلی چیزها در آن درست نیست.
برگردان رشید یاسمی برای خواننده امروزی در بسیاری از جاها سخت و ناخواناست ( بخاطر به کار بردن واژگان عربی بسیار که در دوره ایشون انجام میدادن ) پس این کتاب نیاز به یه برگردان تازهتر و امروزیتر داره.
مخالفم. به دلایل زیادی که گفتنش سخن به درازا میکشد. خلاصه بگویم که عربی چه دوست داشته باشیم و چه نه جزوی از تاریخ و فرهنگ ادبی ما از چند صد سال پیش شده. شاید بهتر باشد دایره لغات خود را قویتر کنیم تا اینکه سهل انگاری کنیم و مفاهیم را برای خودمان سادهتر و رشته ارتباطی را با گذشتگانمون قطع کینم.
انتشارات نگاه پیشنهاد میشود البته خالی از ایراد ویراستار نیست ولی کیفیت بالایی دارد از نظر محتوا بسیار ارزشمند است و نگارنده کتاب هم دانشمند و پژوهشگر بسیار مفید و بدون هیچگونه مطلب اضافه ای مطالب را ارائه داده.
سلام نسخه انتشارات نگاه بهتر هست یا انتشارات بهزاد یا که فرقی نداره
نمیدونم بقیه چطوره ولی نشر بهزاد خیلی غلط ویراستاری و تایپی داره جوری که از خون ن آدم خسته و زده میشه
سلام بنده کتاب ایران در زمان ساسانیان رو سفارش داده بودم یه کتاب اشتباهی برام ارسال شده من مشتریه شما هستم و خیلی ناراحتم ازین بابت لطفا رسیدگی کنید
سلام من رشته کارشناسی م تاریخه میخای ازمن ارزون تربخرید
نسخهی کدام انتشارات کاملتر هست؟
من کاملشو دارم