شاه هر کاری بخواهد می تواند انجام دهد، سخنش قانون است. این ضرب المثل که: «قانون مادها و پارس تغییرناپذیر است» صرفا سخنان قدیمی زائدی درباره حکومت خودسرانه بوده است. شاه همه وزیران را منصوب می کند و می تواند وزرا، صاحب منصبان، ماموران و قاضیان را برکنار کند. زندگی و مرگ همه افراد خانواده شاه در دست اوست و هیچ کدام از ماموران لشکری و کشوری که در خدمت شاه اند، از این قانون مستثنا نیستند. افرادی که مورد بی مهری واقع شده اند یا معدوم می شوند، اموالشان به سلطان می رسد و حق سلب حیات در هر حال فقط در اختیار اوست. اما وی می تواند این حق را به کارگزاران یا نواب خود واگذار کند. همه اموالی که قبلا به وسیله مقام سلطنت تفویض و یا خریداری نشده باشد و در واقع هر گونه مالی که اثبات حق قانونی نسبت به آن مقدور نباشد به او تعلق دارد، وی می تواند آن مال را به هرکه دلخواه اوست انتقال دهد. همه حقوق و امتیازات، مانند خدمات عمومی، استخراج معادن، کشیدن خطوط تلگراف، ساختن جاده، راه آهن، تراموا و... و حق بهره برداری از همه منابع کشور متعلق به اوست. سه قوه حکومت یعنی مقننه، قضائیه و مجریه در وجود او متمرکز است و هیچ گونه قید و الزامی نمی توان بر شاه تحمیل کرد.
بحث و مناقشه در کامنتها درباره این کتاب بسیاره من هم اومدم با مدرک دقیق کامنت بذارم.. این کتاب دروغ بسیار دارد! یعنی اگر چندجانبه وبا تطبیق منابع مختلف مطالعه نکنید و خواننده زبلی نباشید کلاه بزرگی سرتون گذاشتند.. اولین مورد مثلا صفحه ۶۱۳ با زیرکی تمام درصد تورم اجاره خانههای پنج ساله دهه پنجاه رو از زبان مجله اکونومیست ذکر کرده ۳۰۰ برابر! متعجب از منبعی که خودش پانویس کرده بود سرچ کردم متوجه شدم ۳۰۰ “درصد” بوده که یعنی حدود ۳ برابر نه ۳۰۰ برابر! و این ترجمه غلط قطعا عمدی بوده. یا در صفحه ۳۰۶ میبینیم نوشته شده قتل محمد مسعود، روزنامهنگار دهه ۲۰ به دست خانواده سلطنتی انجام شده! که این مورد حقیقتا در زمانه ای که ویدیو دادگاه قاتل ایشون که توده ای بوده وجود داره همچین دروغی خجالت آوره! نویسنده سعی کرده مردان گذشته رو شر نشان بده اما همان توصیفاتِ شر اش در امروز تنها اندوه و پشیمانی مونو بیشتر میکنه. سبز و جاوید باد ایران
پیش از شروع به مطالعه، نظرات راجع به این کتاب را خواندم. به نظرم کسانی که با این کتاب مخالفت میکنند باید به طبع علوم انسانی توجه کنند که عرصه اختلافنظر است. خصوصاً در تاریخ سیاسی معاصر دو چیز بر این اختلافنظرها دامن میزند: اولاً اختلاف منافع وارثان جریانات سیاسی، ثانیاً این واقعیت که هنوز همه منابع تاریخی در دسترس مورخان قرار نگرفته. اینها اختلاف و حتی اشتباه و سوءتفاهم را برای نویسنده تاریخ سیاسی معاصر اجتنابناپذیر میکند. بنابراین: 1- اگر علوم انسانی عرصه اختلافنظر است، طالب این علوم باید از جمود فکری خارج شود و شهامت داشته باشد که از دیدگاههای مختلف به موضوع واحد نگاه کند و اختلافات و علت آنها را بفهمد و جریانهای فکری را بشناسد و بعد رسیدن به چنین شناختی، با همه یا بخشهایی از آنها مخالفت کند (البته با استدلال). مگر وقتی افلاطون میخوانیم همه دیدگاههای او را میپذیریم؟ ۲- اینکه مورخ طوری بنویسد که همه بپذیرند، توهم است. دنبال چنین کتاب و نویسندهای نگردید. البته اگر کتاب، کتاب درسی و در سطح پیشرفته باشد از نویسنده توقع میرود به دیدگاههای مخالف هم بپردازد اما به نظر میرسد این کتاب، یک اثر تحقیقی است نه درسی. 3- بازهم به علت همین اختلافی بودن علوم انسانی، اکتفا به یک کتاب، گمراهکننده است و مایه جهل مرکب. کسی که هیچ مطالعهای نکرده شناختی ندارد، کسی که فقط یک کتاب خوانده کمترین شناخت را دارد. هرچه بیشتر با منابع دستاول، دیدگاهها و اختلافنظرهای مربوط به آن آشنا شوید شناخت و فهم شما بیشتر و قابلاعتمادتر خواهد بود هرچند ممکن است بازهم اشتباهاتی داشته باشید. این ذات علوم انسانی است. 4- من از دانشجویان و فارغالتحصیلان تاریخ، تحقیق کردم. این کتاب را علیرغم همه انتقادات، کتابی جدی و قابلتوجه برای مطالعه در تاریخ معاصر ایران معرفی میکنند. 5- کسانی که انتقاد میکنند باید دلیل خودشان را هم بیان کنند تا مخاطب بتواند در موردنظر ایشان قضاوت کند. لااقل قسمتی از کتاب را مشخص کنند و بگویند چه نقدی بر آن قسمت دارند. در این صورت است که بحث میتواند مفید باشد. ۶- همانطور که عرض کردم هنوز کتاب را نخواندهام اما مقدمه آن نشان میدهد نویسنده، شخصی متخصص و آکادمیک است و خودش هم به نقص منابع اعتراف دارد.
سلام تاریخ بین دو انقلاب و تاریخ ایران مدرن هر دو از نظر زمانی بعد از مشروطه هستند؟ در نظرات گفته شده بود ایران مدرن تقریبا خلاصه این کتاب هست. اگر اینطور باشه فقط یکیش رو تهیه کنم؟
حیف پولی که بابت این کتاب هزینه کردم ....
حاضر نیستم پولم خرج کتاب کسی بکنم که سوگیری به سمت چپ داره
میخواستم این کتاب رو تهیه کنم اما به قدری دو دستگی ایجاد شده در کامنتها حالم رو به هم زد که احساس میکنم دارم پشیمون میشم از خریدش.
ابراهامیان دو کتاب در خصوص تاریخ ایران معاصر داره(به جز تک نگاریها که جدا هستند): یکی "ایران بین دو انقلاب" و دومی "تاریخ ایران مدرن". در اولی، پرداختن به جنبشهای چپ ایران پررنگ هست (حتی فصل جداگانه ای به آن پرداخته شده) و در دومی اینگونه نیست. اگر قرار بر این هست که یکی مطالعه بشه، دومی توصیه میشه. اما خواندن کتاب اول هم خالی از لطف نیست.
سلام دوستان برای شروع خوندن تاریخ چه کتابی رو پیشنهاد میدین؟
سلام دو قرن سکوت رو بخوانید
تاریخ ایران پژوهش اکسفورد هم خوبه
سلام خدمت همگی، من قصد خرید و جمع آوری اطلاعات از کتاب داشتم ، قبل اینکه اون رو تهیه کنم به مطالعه نظرات پرداختم ، که خواستم نکته ای بگم مشکلات کنونی و مشکلات در دوره پهلوی غیر قابل انکار هست و تفرقه و شکاف بین مردم فقط اوضاع رو بدتر میکنه چرا که تنها با وحدت همبستگی و عقیده ای واحد و درست میشه ایران رو اصلاح کرد وگرنه حتی دوباره تاریخ تکرار میشه و ایران روز خوش نمیبینه ، همچنین تفرقه و دشمنی باعث میشه دشمن بر ما غلبه کنه ، دشمن یعنی دشمن ایران ، دشمن ملت ایران، و هرگاه که اتحاد و یکپارچگی در ملت ما وجود داشته باشه قطعا شکست ناپذیر خواهیم بود ، همانطور که در نحضت ملی شدن نفت ابتدا با اتحاد و یکرنگی روشنفکران و عالمان دینی و دیگران بود ولی مدتی بعد که تفرقه بین آنها افتاد دشمن از هم پاشیدند و به شکست انجامید امیدوارم که روزی بلاخره جهان در آرامش باشد
املای کلمه نهضت اینگونه است.
سلام. بنده تا نیمههای کتاب را خوندم. کتاب خوبیه و با استفاده از منابع دست اول نوشته شده. بیشتر تاریخ تحلیلی هست. ولی تا اینجا که خوندم یه اشتباه جالب تو این کتاب دیدم صفحه ۱۶۳ چاپ نشر نی نوشته که رضاخان بعد از رسیدن به قدرت، اشرافی را که سید ضیا زندانی کرده بود از زندان آزاد کرد، در حالی که چند صفحه قبل به اشتباه نوشته بود وقتی رضاخان وارد تهران شد خود رضاخان اشراف را به زندان انداخت و حرفی از سیدضیا نمیزنه! و مینویسه که رضاخان پیشنهاد نخست وزیری سیدضیا را به احمدشاه داد!
در زمان انقلاب اسلامی حتی کمونیسمها هم با مذهبیها همراه شدند،این جزو وضوحات و مستندات تاریخه،آنقدر بی عدالتی پهلوی تحمل ناپذیر شده بوده که حتی کسایی که یک وجهه اشتراکات عقیدتی با مذهبیها نداشتند همراهشون شون تا حکومت پهلوی رو براندازی کنند،نمیدونم بعضیها چه اصراری دارند آنقدر پهلوی رو خوب بدونند،منم میدونم حکومت الان مشکی داره ولی بد بودن جمهوری اسلامی باعث تطهیر پهلوی نمیشه😐🤦🏻♀️
این شخص فرد بی اراده و مترسکی بیش نبود. تصمیمات اساسی را شاه و امریکاییها میگرفتند و بموقع اجرا میگذاشتند . اردشیر زاهدی بارها در حضور دیگران کلی ناسزا و لیچار کوچه بازاری نثارش کرد، انگار نه انگار که این شخص (هویدا) مثلا نخست وزیر مملکت است . کسانی که به تاریخ معاصر ایران علاقمند هستند حتماً خاطرات علم را بخوانند .حتماً.
عقدههای بچگیت رو اینجا خالی نکن
پاسخی نداشتی رفتی سراغ بچگی ! چه ربطی داشت! کافر همه را به کیش خود پندارد! از طرفداران رضا پالون توقع بیشتری نیست.
تو که از پالون گفتنت معلومه چقد سواد داری😂😂.
سلام. من این کتاب رو به همراه سه کتاب دیگه (اختناق ایران، کودتا (آبراهامیان) و ناگهان انقلاب) هفته پیش سفارش دادم و قراره فردا ارسال بشه. با اینکه هنوز نخوندم، امروز به صورت اتفاقی خواستم یک نگاهی به نظرات بندازم ببینم چی گفتن درباره کتاب. شوکه شدم! این حجم از کاهلی و ساده لوحی واقعا برام غیر قابل تصوره. از بین همه این نظرات عجیب و غریب یک نظر برام خیلی جالب بود و خواستم راجع بهش نظرم رو بگم؛ "تاریخ رو باید بی طرف نوشت". این جمله انقدر من رو تکون داد که مجاب شدم بیام و نظرم رو بنویسم. دوست عزیز ساده لوح من، هرکس به شما گفت فلان کتاب، فیلم، تاریخ نگار، شخصیت و هر چیزی که فکرش رو بکنی بی طرفه رجوع کن به خودت، آیا تا حالا توی سلام احوال پرسی بی طرف بودی اصلا؟ شما هر کلمه ای که از زبانت جاری میشه یک سری عوامل محیطی و ناخوداگاه پشتشه. آدم هیچوقت نمیتونه بی طرف باشه و مگر تاریخ یک اتفاق ساده است که بخواد عین واقعه رو بنویسه؟ طرف جامعه شناسه اصلا! و تحلیلی مینویسه. واقعا انقدر سطحی مینویسید آدم شک میکنه به خودش که شاید من مجنونم. یک نفر دیگه نوشته "جالبه که هنوز توی جامعه افرادی هستن که امثال این چپ دروغگو و هم کیش هاش رو چشم بسته قبول دارن و تعصبشون اجازه نمیده حقیقت رو ببینند". داداش تو با همین انداختن آبراهامیان و "هم کیش" هاش و چپها توی دسته باطل و قرار دادن خودت توی دسته حق تعصب عجیب و غریب خودت رو نمایان کردی، انتلکت نمای کوچه بازاری. از همه اینها گذشته، توصیه من به دوستان این هستش که حتما هر کتابی از یک فرد معتبر دیدید رو بخونید و سعی کنید نقدش کنید (نقد بر اساس منطق نه برچسب زدن و به کار بردن مغالطات دم دستی). در ضمن یک سرچ کنید کتابهای تاریخ معاصر ایران یا اگر خیلی به نظرتون رسانههای خارجی مهمن به انگلیسی سرچ کنید تا به وضوح اعتبار آبراهامیان رو ببینید. پیروز باشید، کتاب رو که خوندم نظرم رو درباره کتاب میذارم.
سلام . کتاب *بحران نفت در ایران* پروفسور آبراهامیان بسیار خواندنی است. مدارک و اسناد جدیدی در آن ارائه شده. کتاب *کودتا* بسیار خواندنیه . توصیه میکنم پس از آن ، کتاب فوق الذکر را هم بخوانید.
دوست گرامی. این حرف شما که میگی «آدم هیچوقت نمیتونه بی طرف باشه» حرف مبهم و غلطی است. یه پژوهشگر میتونه تلاش کنه تا بیطرف باشه ولی در این مسیر دچار اشتباه بشه، و یا مثل آبراهامیان از همون اول مغرضانه از یک رویکرد چپی طرفداری کنه و نگاه ضد پهلوی داشته باشه. این دو سوگیری خیلی با هم فرق دارن: «طرفداریِ آگاهانه و مغرضانه» خیلی فرق داره با «طرفداری و اشتباه ناآگاهانه». ضمنا دکتر طباطبایی هم میگه کتابهای آبراهامیان ابداً منبع موثقی برای تاریخ ایران نیست. شما اگر آدم با انصاف و بیطرفی هستی پس جستجو کن و دلایل طباطبایی رو هم ببین شاید قانع بشی.
ممنون از پیشنهاد کتاب شما. درباره نظر آرش هم عرض کنم که بنده جواد طباطبایی (اگر مقصود شما از دکتر طباطبایی، جواد طباطبایی باشد) را نمیشناختم و جستجو کردم نقد آبراهامیان طباطبایی و متن ایشان را خواندم. این متن بازتاب دهنده چپ ستیزی گسترده ای است که نتیجه پروپاگاندای گسترده غرب است. چپ به خودی خود نیروی بدی نیست، صرف اینکه چپهای کمونیست شوروی چه جنایاتی انجام داده اند یا مائو چه جنایاتی انجام داده نمیتوان چپها را در دستهی باطل قرار داد (کما اینکه اصلا دسته باطلی وجود ندارد و این منطق صفر و صدی که در جامعه ایرانی رواج دارد بسیار خطرناک است). کل متن طباطبایی در یک جمله خلاصه میشود : آبراهامیان اندیشههای چپ داشت، پس تاریخ نگاری او باطل است. این نگاه تقلیل گرایانه و استفاده از مغالطات متعدد (حمله به شخص، مسموم کردن سرچشمه و ...) اعتبار متن را به کل نقض میکند. پ.ن 1 : اگر پیام بنده را دیدید محبت کنید نگاه مغرضانه را توضیح دهید. پ.ن 2 : بنده بی طرف نیستم اما با انصافم. طرفداری بنده هم کاملا آگاهانه است.
بسیار درست و منطقی. برای بنده باعث افتخاره که کاربر سایتی هستم که شما هم کاربرش هستی.
اتفاقا ساده لوح نیستن و شما هم از همین حرصت گرفته که این طومار رو نوشتی اخوی، برعکس گفته شما این هنر تاریخ نویس هست که بتونه علی رغم وجود عوامل بقول شما محیطی، ناخوداگاه، دیدگاهها و نظر شخصی خودش یا هر چیز دیگه ای، واقعیتهای تاریخی رو نمیگیم صددرصد، ولی تا حد امکان نزدیک به واقعیت بنویسه، در ضمن تاریخ نویسی سلام و احوالپرسی نیست که بی طرف بودن یا نبودن در اون مهم نباشه و اتفاقا به همین دلیلی که نوشتی ((نمیشه بی طرف بود)) و بخاطر سختی همین کار هست که تاریخ نویسی کار هرکسی نیست و تعداد تاریخ نویسهای معتبر و عالی رتبه این مرز و بوم به تعداد انگشتهای دست هم نمیرسه
خواستم با لحن و شیوه گفتار همیشگی خودم پاسختون رو بدم، اما متاسفانه مطلبی در نظر شما ندیدم پس به دو سه جمله کوتاه اکتفا میکنم. اول از همه توصیه میکنم حداقل 100 صفحه از کتاب رو مطالعه بفرمایید. دوم، همینکه همچین جایی نظرتون رو نوشتید باز جای شکر داره و به تحقیق ادامه بدید. سوم، تاریخ ماهی نیست، ابزار ماهیگیری است، ماهیگیری با شماست. موفق و پیروز باشید.
طنز ماجرا همینجاس جناب علی که من این کتاب و کتاب تاریخ ایران مدرن آقای آبراهامیان رو خوندم و دارم راجع بهش نظر میدم، شما تا کتاب رو سفارش دادی اومدی براش نظر نوشتی ! شاید بهتر باشه شما اول 100 صفحه از کتاب رو مطالعه کنی، بعد منابع دیگه رو راجع به تاریخ معاصر مطالعه کنی، بعد اونها رو باهم مقایسه کنی و بعد بیای راجع بهش نظر بدی.
طنز ماجرا همینجاس که من این کتاب و کتاب تاریخ ایران مدرن آقای آبراهامیان رو خوندم و دارم راجع بهش نظر میدم، ولی شما تا کتابو سفارش دادی اومدی اینجا نظر نوشتی، شاید بهتر باشه شما اول 100 صفحه از کتاب رو بخونی، بعد اون رو با بقیه منابع تاریخی مقایسه کنی و بعدا بیای راجع بهش نظر بدی
سلام ممنون از پیشنهاد کتابتان. برای تاریخ معاصر ایران کتابی را معرفی میکنید؟ کتاب هایی که من در این سایت پیدا کردم: تاریخ ایران بعد از اسلام زرین کوب، تاریخ مشروطه کسروی، ایران بین دو انقلاب و تاریخ مدرن ایران ابراهامیان است. بنظرتان مناسب هستند؟ خودم تاریخ باستان ایران پیرنیا انتشارات نگاه را فقط دارم. و اینکه من به طور تخصصی تاریخ نمیخوانم و فقط کتابخوانی هستم که علاقه دارم یه سری اطلاعات تاریخی هم داشته باشم.
چقدر جالب! و قابل تامل! هست که تنها با خرید کتاب بدون مطالعه اش انقدر طولانی نظریه پردازی کرده اید.
آقای علی گرامی، بنیان فکری شما خود گرفتار همان چیزی است که میکوشد از آن بگریزد: اراده به تحمیل یک تفسیر بر جهان. شما بیطرفی را "سادهلوحانه" میخوانید، اما در عمل، با جایگزین کردن آن با "طرفداری آگاهانه"، فقط صورت مسئله را عوض میکنید، نه ماهیت آن را. اینجا مسئله دیگر حقیقت نیست، بلکه این است که چه کسی حق دارد جهان را آنگونه که میخواهد معنا کند. هر جا تفسیر به میدان میآید، میل به چیرگی نیز در پس آن حرکت میکند. پس آنچه شما دفاع میکنید، اگرچه با نام صداقت عرضه میشود، میتواند فقط شکلی آراسته از خواستِ سلطه بر معنا باشد. این دقیقا همان نقطهای است که اندیشه، به جای فروتنی در برابر واقعیت، به ابزار تثبیت پیشداوریهای خود بدل میشود. این دیدگاه، راه را برای توجیه هرگونه جهتگیری ایدئولوژیک باز میکند. تاریخنگاری، حتی با پذیرش ناگزیری تفسیر، باید در پی وفاداری به شواهد و پژوهش دقیق باشد. وقتی این اثر را بررسی میکنیم، نمیتوانیم و نباید پیشزمینههای فکری نویسندهاش را نادیده بگیریم. مارکسیست بودن و حمایت همهجانبه از حزب توده، چارچوب تحلیل و دیدگاه او را مطلقا شکل میدهد. وقتی تاریخ را صرفاً "مبارزات طبقاتی" میبینید، دیگر تاریخنگاری بیطرفانه معنایی ندارد. چنین پیشینهای، توانایی او برای ارائه تحلیلی کاملا بیطرفانه را به طور جدی زیر سوال میبرد. نقد شما به جواد طباطبایی به عنوان "چپستیزی"، دقیقا همان الگوی "برچسبزنی" است که خودتان با آن مخالفت کردید. این تناقض، نشان میدهد که حتی مدافعانِ سرسختِ "نقد با منطق"، گاه به راحتی به "برچسبزنی" روی میآورند. اعتبار دانشگاهی، به هیچ وجه با درستیِ اندیشه اشتباه گرفته نمیشود. آکادمیک بودن یک شخص، لزوما به معنای درست بودن اندیشهها و شیوهکاری آن شخص نیست. بهترین مثال این، نگرش کارل مارکس و مفهوم "سیر تاریخی" است که خودِ تاریخنگاری را به ابزاری ایدئولوژیک بدل کرد و با ایجاد منطقِ زوری در فهم کنش انسانی بر اساس طبقات، باعث کجفهمیهای عمیقی چون آنچه در آثار هابسبام درباره انقلاب صنعتی و تاریخنگاری قرن نوزدهم میبینیم، گردید. پیروز باشید
به کاربر علی. احسنت چه نظر پخته ای. دیگه لازم نمیبینم چیزی بنویسم هرچی تو ذهنم بود رو شما نوشتی.
آبراهامیان عزیز،استاد گرانقدر،عمرت دراز باد.
استاد چپی بیسواد😄
آخی! عقده به روایت تصویر! کی به کی میگه بیسواد!
تاریخ ایران رو در حال حاضر فقط میتونین از کتابهای صوتی چاپ قدیم یا کتابهای چاپ افست قدیم بخونین، بقیه یا سانسور دارن یا نویسنده هاشون مثل این جناب آبراهامیان باید برای جلب نظر دوستان مطالب رو بنویسن و از واقعیتها یا دور هستن یا وارونه نوشته شدن، البته مورخین بهتر هم وجود دارن که کتاب هاشون اندکی به واقعیتهای تاریخی نزدیک هستن ولی جناب آبراهامیان با سابقه چپ گرایی و حضور در صدا و سیما دیگه تکلیفشون مشخصه، یکی دیگه از منابع معتبر برای پی بردن به واقعیتهای تاریخی خوندن خاطرات و سفرنامههای افراد عادی اون دوره هست (عادی نه سیاستمدار یا چپ گرا و . . .)
کتاب خاطرات حاج سیاح نسخه بدون سانسور رو خوندم، عالی بود، آدم بخوبی با شرایط اسفناک مردم در دوره قاجار آشنا میشه و میفهمه رضاشاه چه کار عظیمی انجام داده
اون کتاب همش خالی بندیه . سند نداره . مورد وثوق نیست . بی اعتباره و خود او هم به گفته اطرافیانش دچار جنون ادواری بوده. کتابهای مستند و معتبر بخوانید. ایناچیه...
کتاب خاطرات حاج سیاح اتفاقا کتاب معروف و بااعتباری هست، خود ایشون هم جزو معدود آدم حسابیهای دوره قاجار بودن، به چند زبون دنیا مسلط بودن و به خیلی از کشورهای اروپایی و حتی چین و آمریکا سفر کرده بودن، کتاب ایشون جزو سفرنامههای معتبر دوره قاجاره
با این منطق باید گفت که تمام کتاب هایی که از بد بودن زمان قاجار نوشته شده. بی سند و مدرک هستن چرا که نویسندهها اون کتابها رو برای جلب رضایت حکومت پهلوی نوشتن. و همهی اون کتابها یا مجوز سازمانهای دولت پهلوی اجازهی چاپ پیدا کردن.در نتیجه دولت پهلوی برای بزرگ نمایی خودش قاجار رو سیاه نمایی کرده و در نتیجه باید گفت که قاجار حکومت چندان بدی هم نبوده.اما از نظر ملی همنطور که قرار داد ترکمن چای و گلستان داغ نکنی بر پیشانی حکومت قاجاره هست جداشدن بحرین و حدود 7 منطقهی دیگه در دوران پهلوی هم داغ ننگی بر پیشانی حکومت پهلوی هست. زمان حال حاضر رو هم که خودمون داریم میبینیم
اینکه آمریکا هم شاه رو پس زد درسته حتی بهش گاز اشک آور نداد! ولی با دولتهای به ظاهر مخالفش تبادلات ضد سرکوب خوبی داره! آمریکا بزرگترین خیانت کار کل تاریخ کره زمینه! فریب مخالف و خیانت به هم پیمان کار همیشگیشه!
موضوع عصر محمدرضا پهلوی خصوصا بعد از کودتای سال ۱۳۳۲ ، پیچیده و گاهی مثل فیلمهای جیمز باند امنیتی و جاسوسی پیش رفته و مطمانا هر تحلیل سرنخ هایی برای حقیقت جویی داره اما به نظر آمریکا برای رقابت با شوروی از ابزارهای منطقه خاورمیانه استفاده و گاها سواستفاده کرده و وقتش رو صرف حمایت از دولت هایی کرده که روزی بهشون خیانت کنه ! هزارتویی از ندانم کاری به جای گذاشته! سیا فکر تشکیل دولت بن لادنی رو در افغانستان داشت اما بن لادن تصمیم گرفته بود ( بعد از عقب نشینی شوروی از افغانستان ) به عراق و سوریه هم گسترش پیدا کنه ! شروع عفونت با آمریکاست اما پیشروی با اجتماعات درگیر در موضوع ! و این همون کلاف سردرگم هست که آمریکا برای همه تولید میکنه!
استاد، از نظر جنابعالی، خود شخص اعلاحضرت همایونی ،شخصاً ،خدای ناکرده مرتکب افعال و اعمال اشتباه و یا نابخردانه ای نشده بودند؟ اگر ایشان تکبر و خود بزرگ بینی کمتر و مردم داری و مردم مداری بیشتری داشتند ، آیا نمیشد از دام امریکا به سلامت گذشت؟مشکل ایشان این بود که در قلوب ملتش جایگاهی نداشت. که اگر براستی داشت ، کسی را یارای براندازی او نبود.
کتاب خیلی خوبی بود،مهمترین نکته درمورد کتاب استنادهای قوی و محکمش بود و هر حرفی که زده میشد بر اساس منبعی معتبر بود و بنظرم کسانی که فکر میکنند کتاب جهت گیری داشته سلطنت طلبانی هستند که از شنیدن حقایق نارحتند.به اینطور افراد توصیه میکنم کتاب "خاطرات فرح دیبا" و "سقوط بهشت" را بخوانند اما از کتابهای خوب تاریخی با سند و مدرکی قوی میتوان به "تاریخ 20 ساله ایران حسین مکی" و "پاسخ به تاریخ دکتر ابوترابیان" اشاره کرد.
درمورد این بحثهای تاریخی بهتر است به صحبتهای آقای ایمان سلیمانی امیری توجه کنید یا حداقل کتاب داریوش همایون را بخوانید چرا دنبال عقب گرد هستید امروز با دیرروزهرچه بود برای فردا فرق دارد
درمورد این بحثهای تاریخی بهتر است به صحبتهای آقای ایمان سلیمانی امیری توجه کنید یا حداقل کتاب داریوش همایون را بخوانید چرا دنبال عقب گرد هستید امروز با دیرروزهرچه بود برای فردا فرق دارد
میدونید دوستان، من نظرات همه رو دربارهی این کتاب خوندم.یک سری این کتاب رو بی طرفانه میبینن یک سری هم نظرشون اینه که به دفاع از انقلاب اسلامی نوشته شده.خیلی واسم جالب بود که اینهمه با هم سرش بحث کردید منم تا به امروز خیلی سره اینجور موضوعها بحث میکردم،توی فضای توی جمع فامیل و خانواده ودوستا و خلاصه هر جا که میشد.ولی امشب که داشتم نظرات رو میخوندم و یه چیزی به ذهنم رسید که خیلی منطقی جلوه کرد .اونم این بود که (چرا اگه حکومت پهلوی خوب بود مردم پنجاه سال پیش اینهمه جنگیدن و کشته دادن؟واقعا ببخشید ولی مگه مرض داشتن که جووناشونو بدن زیر گلوله چون خوشی زده بوده زیر دلشون؟دقیقا حکایت الانمونه.مرض نداریم که خودمونو اذیت کنیم و اینهمه جنگ و دعوا راه بندازیم .یا مشکل اینه که مردم دنباله بهانه هستن تا انقلاب کنن.یا اینم که دولت هیچ وقت نمیتونه زبون مردم و بفهمه و راه دموکراسی رو پیش بگیره .کاش بشه یه روزی برسه که هممون توی پرسش این سوال که مشکل کشور دقیقا از کجاست به یه وحدت ملی فولادین برسیم و قدمتی بزرگی واسه حلش برداریم.
تبریک میگم به شما کمتر حرفی رو میان کامنتا دیدم که انقدر بیطرف و انسانی باشه. کاش همه بتونن از قضاوت بر اساس حزب گرایی پرهیز کنن و با احترام،علم و صرفا خیرخواهی که دور از هرگونه تعصب ایدوئولوژیکی باشه با هم بحث کنن و به وحدتی مشترک برسند به امید رهایی
کاملا همینطوره صدرصد اتفاقاتی که در ایام گذشته رخ داده رو ما نسلهای جدید نمیتونیم درک کنیم که چرا انقلاب کردن (خلاصه کسی مرض نداشت) هر رهبری مشکلات خودشو داره که اون دوران هم بخاطر ضعف در اداره حکومت کسی نمیخواستش
دیکتاتورها و حامیانشان که نباید جزء مردم حساب شوند همیشه مردم ناراضی را که انقلاب میکنند متهم میکنند تا بتوانند حکومت دیکتاتوری را توجیه کنند و از برچسب زدن به مخالفان حکومت تحت عناوین مختلف کوتاهی نمیکنند وگرنه مردم ناراضی از حکومتهای استبدادی بیمارنیستند که قیام کنند .هیچ ملت مرفهی هم انقلاب نمیکنه وگرنه ملتهای سویس و کویت و امارات وهلند و اکثر کشورهای مرفه باید شاهد دهها انقلاب بوده باشند که نیستند و این چرندیات را جناح سلطنت طلب برای تبرئه حکومت دیکتاتوری پیشین عنوان میکنند و همیشه طلبکار مردم هستند والسلام
داعش و القاعده و بقیه عزیزان تکفیری هم کشته کم ندادن پس بهحق هستن و استدلال درستی پشت عملشونه؟ نفس مبارزه و هزینه دادن با دستگیر شدن و یا کشته شدن قرار نیست باعث بشه اشخاصی که این هزینه رو دادن محق دونست. میشود با بدترین نیات یا در حالت خوشبینانه اون با نیت خوب اما سادهلوحی محض در غلطترین راهها هزینه داد و با هر کسی، فارغ از خوبی و بدیش، جنگید.