کتاب حماسه بابک خرمدین

The Epic of Babak Khorramdin
کد کتاب : 24441
شابک : 978-6003768109
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 295
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1962
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 29 اردیبهشت

معرفی کتاب حماسه بابک خرمدین اثر نادعلی همدانی

حماسه ی بابک خرمدین به روایت نادعلی همدانی بیش از اینکه اثری تاریخی باشد، روایتی داستانی در بستر رویدادهای تاریخی بوده و بر خلاف تاریخ نگاری های مرجع که از لحنی اخباری و رسمی برخوردارند، با بیانی شورانگیز و در مواردی دراماتیک خواننده را با این شخصیت تاثیرگذار سیاسی و اجتماعی ایران آشنا می سازد. بابک، رهبری برخاسته از توده ی مردم بود که جنبش خرمدینان یا سرخ جامگان را هدایت می کرد. این جنبش در برابر ظلم های خلیفه ی عباسی وقت، پس از مرگ ابومسلم خراسانی به اوج مخالفت خود رسیده بود و خرمدینان که از ظلم و زورگویی های حاکمان عباسی و فقر به تنگ آمده بودند، با رهبری دلاورانه ی بابک دست به قیام زندند. بابک پسری دلاور از دیار آذربایجان بود که آشنایی او با رهبر نهضت سرخ جامگان به نام جاویدان، مسیر زندگی اش را تغییر داد. جاویدان شیفته ی ذکاوت و زیرکی بابک شد و او را با خود همراه کرد.
پس از اینکه خبر مرگ جاویدان، رهبر نامدار سرخ جامگان به گوش خلفای عباسی رسید، با این گمان که بابک جوان است و تجربه ی رهبری ندارد، شادمان بودند که نهضت سرخ جامگان به انتهای خود رسیده است و بابک نمی تواند وفاداری افراد پیرو و حامیان جاویدان را به خود جلب کند. اما جوانی و بی تجربگی بابک، مانعی بر سر راه رشادت و دلیری های او نشد. این کتاب که بیش از نیم قرن پیش توسط نادعلی همدانی در وصف قیام شجاعانه ی بابک خرمدین و اطرافیان او نوشته شده و با استقبال خوانندگان بارها به تجدید چاپ رسیده، اکنون در ویرایشی نو توسط انتشارات نگاه منتشر شده و در اختیار مخاطبین قرار گرفته است.

کتاب حماسه بابک خرمدین

نادعلی همدانی
نادعلی همدانی (۱۳۱۲–۱۳۸۷)، نویسنده و مترجم ایرانی. اودر شهرستان اردبیل متولد شد. تحصیلات دبستانی را در زادگاه خود و دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند و به دلیل مشکلات اقتصادی از ادامه تحصیل بازماند و با مدرک دیپلم دبیرستان وارد کار مطبوعاتی شد. نخست در روزنامه کیهان و سپس در مؤسسه اطلاعات به عنوان نویسنده، خبرنگار و قصه‌نویس به کار پرداخت. قصه‌نویسی در مطبوعات را از ۱۵ سالگی شروع کرده بود و نخستین رمانش (ولگرد) را انتشارات علی اکبر علمی در ۱۳۳۰ منتشر کرده بود.در ۱۳۴۵ از...
قسمت هایی از کتاب حماسه بابک خرمدین (لذت متن)
بابک جوان شانزده ساله ای بود که با مادرش در قریه بلال آباد زندگی و از راه چوپانی و گله بانی امرار معاش می کرد. پدرش را در کودکی از دست داده و مادرش با رختشویی برای مردم او را بزرگ کرده بود و بابک که کودک باهوشی بود از دهسالگی کوشیده بود یار و مددکار مادر باشد. در آن شب طوفانی که جاویدان برای بیتوته به خانه محقر آنها آمده بود، مادر بابک حتی نان خشکی هم نداشت که جلوی مهمانش بگذارد. فقط توانست آتشی روشن کند تا جاویدان و همراهانش بتوانند دست و پایشان را گرم کنند و بابک ستوران جاویدان را به اصطبل خالی و متروکی که در گوشه حیاط داشتند برد و به تیمار آنها پرداخت. جاویدان بابک را صدا کرد و پولی به او داد تا غذا و نانی برای ایشان فراهم کند و چون شام خوردند او را کنارخود نشاند و به گفتگو با او پرداخت. جاویدان خیلی زود آثار هوش و زرنگی را در سیمای بابک تشخیص داد و دید با آنکه کمی لکنت زبان دارد ولی خیلی خوب حرف می زند و سخنان جاویدان را که سرشار از احساسات میهنی بود به خوبی درک می کند.

چشمان درشت و سیاهش را که نگرانی و اضطرابی ناشناخته در عمق آنها موج می زد به شعله های رنگارنگ و رقصان آتش دوخته بود و فکر می کرد. جاویدان شوهرش دو هفته پیش دو هزار رأس از گوسفندان خود و یارانش را برای فروش به زنجان برده بود. او همه ساله در این موقع سال به چنین مسافرتی می رفت و بانو از پنج سال پیش که همسری جاویدان را پذیرفته بود هرگز به خاطر نداشت که سفر جاویدان بیش از سیزده یا چهارده روز طول بکشد. به یاد عروسی باشکوه و پرسر و صدای خود افتاد. پنج سال پیش، پدرش او را که دختر چهارده ساله ای بیش نبود؛ به جاویدان که مرد چهل ساله ای بود شوهر داد ولی بانو نه تنها از این وصلت ناراضی نبود بلکه جاویدان را به حد پرستش دوست داشت. جاویدان مرد پخته و فهمیده ای بود که به میهن خود ایران صمیمانه عشق می ورزید و نسبت به دشمنانی که اینک ایران را تحت تسلط جابرانه خود داشتند، عداوت و کینه عمیقی داشت. او خداوندگار قریه «بذ» و عاشق تجدید عظمت و استقلال ایران بود…