کتاب پس از کمونیسم

Short stories
داستان هایی از نویسندگان امروز بلغارستان
کد کتاب : 25582
مترجم :
شابک : 978-9644087233
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 165
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 23 تیر

معرفی کتاب پس از کمونیسم اثر مجموعه ی نویسندگان

«شاید بعضی از ایرانی ها از طعم سوسیس بلغاری خوش شان بیاید، اما بعید است کسی در ایران داستان سوسیسی را بداند که از گوشت الاغ در شهری در بلغارستان درست شده بود و هر دختری که از آن سوسیس می خورد بخت اش باز می شد؛ یا شاید دیگر همه ی مردم دنیا از استالین و کارهای مخوف اش باخبر باشند، اما بعید است که اغلب شان درباره ی ماشین شگفت انگیز استالین چیزی بدانند که برای نابودی آنی همه ی دنیا ساخته شده بود؛ یا… اما در کتاب «پس از کمونیسم» خواننده می تواند از همه ی این ماجراها سردربیاورد. «پس از کمونیسم» مجموعه ی داستان های کوتاهی است از نویسندگان معاصر بلغارستان؛ کشوری که تاریخ و ادبیات اش شاید برای خوانندگان ایرانی یکسره ناآشنا باشد. فرید قدمی، که در سال ۲۰۱۹ به دعوت موسسه ی Next Page نویسنده و مترجم میهمان کشور بلغارستان بوده است، در این کتاب سعی کرده است با انتخاب و ترجمه ی داستان هایی خواندنی خوانندگان فارسی زبان را با مشهورترین چهره های ادبیات بلغارستان و ادبیات معاصر داستانی اش آشنا کند. اغلب نویسندگانی که آثارشان در این کتاب آمده است در اروپای امروز نویسندگانی پیشرو و مشهور به شمار می آیند.»

این کتاب گزیده داستانی است از بهترین داستان های معاصر بلغارستان که برای اولین بار نویسندگان این کشور را به ایرانیان معرفی می کند و طنز بسیار قوی و برجسته ویژگی مشترک همه این داستان هاست. مخاطبان ایرانی همیشه توجه خاصی به ادبیات کشورهای بلوک شرق، که دوران دیکتاتوری کمونیستی را پشت سر گذاشته اند، داشته اند و این کتاب چهره دیگری از بلوک شرق را برای آن ها به نمایش می گذارد.

از مهم ترین نویسندگانی که برای نخستین بار در ایران با این کتاب معرفی می شوند می توان به الک پوپوف، زدراوکا اوتیموا و ولینا مینکوف اشاره کرد.

کتاب پس از کمونیسم

قسمت هایی از کتاب پس از کمونیسم (لذت متن)
دوستم دارا به موبایل ام زنگ زد و گفت: «وقت را تلف نکن. زود بیا خانه ی من. به محض این که برسی، با یک تکه گوشو روبه راهت می کنم.» گوش کردم، مردد. دیروز شوهرم چاقوی بزرگی خرید و گفت که باهاش گلویم را می برد. صادقانه بگویم به تان که چندان تحت تأثیر این حرفش قرار نگرفتم. اجازه بدهید اول توضیح بدهم که کل ماجرا از چه قرار بود. گوشو الاغی بیست ویک ساله بود که مالک مغرورش پدر دارا، یعنی عمو پشو، بود. عمو پشو گاری اش را آماده کرد، بعد گوشو را برداشت و رفت سراغ دزدی کاشی ها، آهن قراضه ها، خاک اره ها، یا هر چیز دیگری که ممکن است گیر آدم بیاید این جاها. من یکی از معدود کسانی بودم که حقیقت را درباره ی الاغ پیر می دانستم و به این دانستن هم افتخار نمی کردم. برای این که داستان را زیادی کش ندهم، مختصر بگویم که این خود عمو پشو بود که گوشو را به گوشت چرخ کرده و بعدش سوسیس تبدیل کرد. من خیلی خوب از نقش مهمی که این سوسیس ها در شهر کوچک مان بازی می کردند اطلاع یافتم. عمو پشو همچنان مشغول دزدیدن آهن قراضه بود که گوشو افتاد روی شکم اش و شروع به سکسکه و ناله کرد. بعد ناگهان پشت حیوان از پیچ زدن به خودش بازایستاد.