1. خانه
  2. /
  3. کتاب سه نفر می روند دیدن شاه

کتاب سه نفر می روند دیدن شاه

نویسنده: مگنوس میلز
پیشنهاد ویژه
3.5 از 1 رأی

کتاب سه نفر می روند دیدن شاه

Three to See the King
انتشارات: نیماژ
٪30
140000
98000
معرفی کتاب سه نفر می روند دیدن شاه
رمان «سه نفر می‌روند دیدن پادشاه» نوشته‌ی مگنوس میلز اثری کوتاه، مینیمالیستی و تمثیلی است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و به‌واسطه‌ی نثر خونسرد، فضای انتزاعی و ساختار تمثیلی‌اش، جایگاهی خاص در ادبیات داستانی معاصر بریتانیا پیدا کرده است. این رمان نه بر روایت پرحادثه، بلکه بر موقعیت، تکرار و تغییرات تدریجی در وضعیت ذهنی و اجتماعی شخصیت‌ها استوار است و بیش از آن‌که داستانی درباره‌ی «چه رخ می‌دهد» باشد، تأملی است بر این‌که انسان‌ها چرا حرکت می‌کنند، چرا جذب جمع می‌شوند، و چگونه گاهی بی‌آن‌که خودشان متوجه باشند، از زندگی خودبسنده‌ی خویش دل می‌کنند. داستان در فضایی نامشخص و غیرواقع‌گرایانه آغاز می‌شود؛ دشتی شنی و بادخیز که راوی بی‌نام داستان در آن، به‌تنهایی، در خانه‌ای حلبی زندگی می‌کند. زندگی او ساده، خودبسنده و به‌ظاهر رضایت‌بخش است: کار مشخصی ندارد، کسی مزاحم او نیست، و روزها در یک نظم آرام و تکرارشونده می‌گذرند. این تعادل ابتدایی با ورود زنی به نام مری پتری به‌هم می‌خورد؛ حضوری که نه با حادثه و هیاهو، بلکه صرفا با «بودن» خود، نظم عادت‌کرده‌ی زندگی راوی را جابه‌جا می‌کند. بعد از آن، همسایه‌ها که هر یک مانند راوی در خانه‌های حلبی جداگانه زندگی می‌کنند کم‌کم سروکله‌شان پیدا می‌شود، رفت‌وآمد آغاز می‌گردد، و گفت‌وگوها حول شخصیتی شکل می‌گیرد که در صحنه حضور ندارد اما نیرویی پررنگ بر ذهن دیگران می‌اندازد: مردی به نام مایکل هاوکینز. هاوکینز در دوردست‌ها پروژه‌ای عظیم را آغاز کرده است: حفر دره‌ای بزرگ و برپا کردن نوعی اجتماع تازه. هدف نهایی این کار هیچ‌گاه به‌روشنی توضیح داده نمی‌شود، اما همین ابهام، همراه با جذابیت کلام و نفوذ شخصیتی رهبر، برای جذب پیروان کافی است. همسایه‌ها یکی‌یکی خانه‌های حلبی خود را باز می‌کنند، وسایلشان را جمع می‌کنند و راهی می‌شوند. راوی که در ابتدا با بی‌میلی و بدگمانی به این موج نگاه می‌کند، کم‌کم زیر فشار خالی‌شدن اطراف، زیر سنگینی نگاه جمع، و از همه مهم‌تر زیر اثر کنجکاوی، تصمیم می‌گیرد او هم حرکت کند؛ نه از سر ایمان، بلکه از سر این حس مبهم که شاید چیزی را از دست می‌دهد. از این نقطه به بعد، رمان به کاوشی آرام اما تیزبینانه درباره‌ی کشش اجتماع، فرمان‌بری، و وسوسه‌ی معنا بدل می‌شود. راوی وارد جایی می‌شود که آدم‌ها پیوسته کار می‌کنند، اما توضیح روشنی درباره‌ی چرایی کار وجود ندارد. همه انگار پذیرفته‌اند که «باید» این دره کنده شود، «باید» این طرح جلو برود، و «باید» تابع نظم تازه بود. میلز با همین سازوکار ساده نشان می‌دهد چگونه انسان‌ها می‌توانند به سمت ایده‌ها و رهبرانی کشیده شوند که وعده‌ی معنا می‌دهند بی‌آن‌که محتوای معنا روشن باشد. عنوان رمان نیز با اشاره‌ای پنهان به روایت‌های دینی «رفتن برای دیدن پادشاه»، حال‌وهوای زیارتی و شبه‌مقدس این حرکت جمعی را تقویت می‌کند: انگار راه افتادن آدم‌ها، خودش به جای مقصد می‌نشیند و «حرکت» تبدیل به فضیلت می‌شود. یکی از محورهای اصلی رمان، تقابل میان رضایت فردی و کشش جمعی است. میلز نشان می‌دهد حتی زندگی‌ای که از درون متعادل و کافی به‌نظر می‌رسد، می‌تواند در برابر روایت‌های بزرگ‌تر، وعده‌های جمعی و ترس از جاماندن، سست شود. تغییر مسیر راوی نه با شور قهرمانانه، بلکه با لغزش‌های کوچک رخ می‌دهد: یک نگاه، یک گفت‌وگو، یک سکوت، و بعد تصمیمی که ناگهان می‌بینی گرفته شده است. همین نکته رمان را به نقدی ظریف از سازوکارهای پیروی اجتماعی بدل می‌کند؛ سازوکاری که اغلب با زور آشکار پیش نمی‌رود، بلکه با عادت، با تکرار، با هم‌رنگی، و با ترس بی‌صدا از تنها ماندن کار می‌کند. نثر میلز عمدا ساده، بی‌پیرایه و کم‌توضیح است. او از تحلیل‌های مستقیم روان‌شناختی پرهیز می‌کند و اجازه می‌دهد معنا از دل موقعیت‌ها، تکرارها و جابه‌جایی‌های ظریف بیرون بیاید. همین خونسردی روایی فضای اثر را به ادبیات عبث‌گرا نزدیک می‌کند؛ جایی که پرسش‌ها پررنگ‌تر از پاسخ‌ها هستند و خواننده ناچار می‌شود خودش نسبتش را با جمع، با رهبر، با معنا و با تصمیم بازسازی کند. البته همین سادگی و کم‌گویی ممکن است برای برخی خوانندگان آزارنده باشد، به‌خصوص برای کسانی که پایان‌بندی قاطع یا توضیح روشن درباره‌ی هدف پروژه می‌خواهند. در مجموع، «سه نفر می‌روند دیدن پادشاه» رمانی کم‌حجم اما پرلایه است که با کمترین عناصر، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی رهبری، جمع، معنا و انتخاب فردی مطرح می‌کند. این کتاب به جای آن‌که برای خواننده پناه بسازد یا نتیجه‌گیری راحت تحویل بدهد، موقعیتی می‌سازد که آدم را در برابر یک پرسش سخت می‌گذارد: چه لحظه‌ای، با چه بهانه‌ای، و به سود کدام «معنا»، از زندگی خودت دل می‌کنی و راه می‌افتی؟
درباره مگنوس میلز
درباره مگنوس میلز
مگنوس میلز رمان نویس انگلیسی و داستان کوتاه نویس است. مگنوس میلز در بیرمنگام متولد شد و در بریستول بزرگ شد. وی پس از فارغ التحصیل شدن در رشته اقتصاد از Wolverhampton Polytechnic ، دوره کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه وارویک آغاز کرد اما قبل از اتمام کنار گذاشت. بین سالهای 1979 و 1986 او حصارهایی با کشش بالا برای زندگی ساخت، تجربه ای که او برای اولین رمان خود با عنوان "Restraint of Beasts" به خود جلب کرد. در سال 1986 میلز به لندن نقل مکان کرد و راننده اتوبوس شد، که برای رمان سال 2009 خود "Maintenance of Headway" مورد استفاده قرار گرفت. اگرچه چیزهای زیادی در مطبوعات انگلیسی از پیشینه رانندگی اتوبوس میلز ساخته شده بود، اما در واقعیت او قبل از اینکه رمان نویس شود، ستونی برای The Independent نوشته بود. همچنین شایعات ادعا می کردند که وی در مجموع 1 میلیون پوند درآمد کسب کرده است، اما رقم واقعی نزدیک به 10،000 پوند بود. بعداً میلز ادعا كرد كه وقتی در "ایندیپندنت" شخصیت خود را گم كرد، "یك هفته، دقیقاً در همان مکان كه ستون من بوده است، مورد جدیدی با عنوان" خاطرات بریجت جونز "وجود داشت."
مقالات مرتبط با کتاب سه نفر می روند دیدن شاه
ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت
ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سه نفر می روند دیدن شاه" ثبت می‌کند