«درآمد کمبریج بر ساموئل بکت» نوشتهی رونان مکدونالد، یکی از مدخلهای دانشگاهی فشرده و قابلاعتماد برای ورود به جهان بکت است؛ نویسندهای که سادگی ظاهری صحنهها و جملههایش اغلب با دشواری حیرتانگیز تفسیر آنها همراه است. کتاب در سال ۲۰۰۷ از سوی انتشارات دانشگاه کمبریج، در مجموعهی «درآمدهای کمبریج بر ادبیات» منتشر شد. مکدونالد که هنگام انتشار کتاب در دانشگاه ریدینگ تدریس میکرد، مسئلهی خود را صرفا توضیح زندگی و آثار بکت نمیداند. پرسش بنیادیتر او این است که چگونه باید نویسندهای را خواند که آثارش پیوسته میل ما به استخراج «معنا»ی نهایی را ناکام میگذارند و در عین حال یکی از شناختهشدهترین زبانها و تصاویر ادبی قرن بیستم را ساختهاند. مکدونالد کار را با چیزی آغاز میکند که میتوان آن را «اسطورهی بکتی» نامید. برای بسیاری، حتی کسانی که بکت نخواندهاند، صفت «بکتی» مجموعهای از تصاویر آماده را احضار میکند: صحنهی خالی، انتظار بیحاصل، بدن فرسوده، سخن گفتن در آستانهی خاموشی، جهان تیره و طنزی سیاه. نویسنده نشان میدهد که این تصویر کاملا بیاساس نیست، اما اگر به کلیشه تبدیل شود بخش بزرگی از بکت را پنهان میکند. بکت خود نیز به تفسیر آثارش رغبت نداشت و از توضیح دادن معناهای نهایی پرهیز میکرد. بنابراین مکدونالد میخواهد هم دشواری آثار را جدی بگیرد و هم آنها را از هالهای که بکت را فقط پیامبر پوچی و نومیدی معرفی میکند بیرون بیاورد. ساختار کتاب برای چنین هدفی سنجیده است. پس از فصلی دربارهی زندگی بکت، مکدونالد زمینههای فرهنگی و فکری او را بررسی میکند و سپس دو فصل اصلی را به نمایشنامهها و نثر اختصاص میدهد. کتاب با فصلی دربارهی تاریخ نقد بکت به پایان میرسد و یک راهنمای مطالعهی بیشتر نیز دارد. در بخش نمایش، «در انتظار گودو»، «دست آخر»، نمایشنامههای رادیویی «همهی افتادگان» و «خاکسترها»، «آخرین نوار کراپ» و «روزهای خوش» محور تحلیل قرار میگیرند. بخش نثر نیز از «نیشهای بیشتر از نوازشها»، «مورفی» و «وات» به سهگانهی مشهور «مالوی»، «مالون میمیرد» و «نامناپذیر» و سپس «چگونه است» میرسد. بنابراین مکدونالد به جای مرور سطحی همهی نوشتههای بکت، چند اثر محوری را با تفصیل بیشتری میخواند. یکی از امتیازهای کتاب، مقاومت در برابر جدا کردن بکت از تاریخ است. در خوانش قدیمیتر، بکت اغلب نویسندهای تقریبا بیزمان تصور میشد که دربارهی وضعیت جهانشمول انسان، تنهایی، مرگ و بیمعنایی مینویسد. مکدونالد این لایه را انکار نمیکند، اما نشان میدهد که زندگی و آثار بکت در نسبت با ایرلند، مهاجرت، زبان فرانسه، سنت مدرنیسم، جنگ جهانی دوم و محیط فرهنگی اروپا شکل گرفتهاند. بحث او دربارهی ایرلندیبودن بکت نمونهی خوبی است: بکت از ملیگرایی فرهنگی ایرلندی فاصله داشت و بیشتر آثار بزرگش را در فرانسه نوشت، بااینحال نام شخصیتها، آهنگ زبان و جغرافیای کودکی ایرلندیاش بارها در آثار او بازمیگردند. مکدونالد از این تناقض برای نشان دادن دشواری قرار دادن بکت در یک هویت ملی ساده استفاده میکند. در تحلیل نمایشنامهها نیز کتاب از پاسخهای تکخطی پرهیز میکند. بحث «در انتظار گودو» نمونهی روشنی است. اینکه گودو «خدا» است، یکی از مشهورترین تفسیرهای نمایش است؛ مکدونالد شواهدی را که چنین خوانشی را ممکن میکنند بررسی میکند، اما آن را کلید قطعی اثر نمیداند. اهمیت نمایش دقیقا از مقاومت آن در برابر چنین بستهشدنی میآید. انتظار ولادیمیر و استراگون میتواند رنگی مذهبی، تاریخی، وجودی یا نمایشی پیدا کند، اما هیچیک از این خوانشها به تنهایی نمایش را مصرف نمیکنند. مکدونالد در اینجا به خوانندهی تازهوارد مهارتی مهم میآموزد: دربارهی بکت میتوان استدلال کرد، اما باید در برابر وسوسهی رمزگشایی نهایی مقاومت کرد. فصل نثر از اهمیت مشابهی برخوردار است، زیرا تصویری را که بکت عمدتا نمایشنامهنویس «در انتظار گودو» است اصلاح میکند. مکدونالد حرکت نثر بکت را از تراکم ارجاعات، شوخیهای دانشورانه و جهان نسبتا ملموس «مورفی» و «وات» تا فرسایش تدریجی شخصیت، پیرنگ، مکان و حتی ثبات گوینده در سهگانه دنبال میکند. در «نامناپذیر»، مسئله دیگر فقط این نیست که چه اتفاقی برای یک شخصیت افتاده است؛ خود امکان گفتن «من»، روایت کردن و خاموش شدن به موضوع داستان تبدیل میشود. این مسیر برای فهم بکت متأخر اساسی است: ادبیات او هرچه پیش میرود کمتر میشود، اما همین «کمتر شدن» به شیوهای تازه برای آزمودن حدود زبان بدل میشود. فصل پایانی دربارهی نقد بکت یکی از هوشمندانهترین انتخابهای کتاب است. مکدونالد نشان میدهد چگونه آثار نویسندهای که به سمت ایجاز، سکوت و کاهش حرکت میکنند، حجم عظیم
درباره رانن مک دانلد
رانن مك دانلد متولد 7 سپتامبر 1970 ، مدیر بنیاد بین المللی ساموئل بکت و مدرس دانشکده زبان انگلیسی در دانشگاه ریدینگ است. وی تا کنون "تراژدی و ادبیات ایرلندی" (2002) و "مقدمه کمبریج بر ساموئل بکت"(2005) و همچنین مقالاتی را منتشر کرده است.