کتاب بام بلند هم چراغی

Shamlo and Aida
با آیدا درباره ی احمد شاملو
کد کتاب : 31253
شابک : 978-600-490-186-4
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 544
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب بام بلند هم چراغی اثر سعید پورعظیمی

"بام بلند هم چراغی" کتابی است که به قلم "سعید پورعظیمی" درباره ی "احمد شاملو" نوشته شده است . "سعید پورعظیمی" در این کتاب گفتگوهایی با "آیدا سرکیسیان" همسر وی داشته و زندگی ادبی و شخصی "احمد شاملو" را از زبان آیدا بر کاغذ نشانده است. شاملو بارها به نقش بی بدیل آیدا در ادامه ی قلم زدن و شاعری خود اشاره کرده و مخاطبینی که با اشعار شاملو آشنایی دارند، آیدا را نیز جز جدا نشدنی بسیاری از شاعرانگی های او یافته اند. جدای اشعار متعددی که "احمد شاملو" برای همسر خود "آیدا سرکیسیان" سروده، می توان نقش اصلی وی را، ادامه دار شدن عمر شاعری شاملو دانست . شاملو در دهه سی، بار خود را برای هجرت از ادبیات فارسی بسته بود؛ اما حضور آیدا سبب شد تا قلم شاملو تا دهه ی هفتاد شمسی همچنان استوار بماند و شعر و ادب فارسی، همچنان از تکامل نوآوری هایی که شاملو آغازگر بسیاری از آن ها بود، بهره ببرد.
در کنار توضیحاتی که از زندگی ادبی شاملو در کتاب "بام بلند هم چراغی" ارائه شده، بخش های بسیار دل انگیزی از آشنایی و زندگی عاشقانه ی آیدا و شاملو نیز مطرح شده؛ زندگی سرشار از عشق و احساسی که نظیرش در جهان قصه و شعر یافت می شود اما این بار این حیات خود شاعر و عشق زندگی اوست که این چنین خیال انگیز و مثال زدنی است. "سعید پورعظیمی" در کنار گفتگوهای گرم و صمیمی با "آیدا سرکیسیان"، بخشی از نامه ها و یادداشت های منتشر نشده ی شاملو را نیز ضمیمه ی کتاب "بام بلند هم چراغی" نموده و متن تعدادی از سخنرانی های شاملو و همچین وصیت نامه ی وی درباره حق انتشار آثارش را نیز در این کتاب آورده است.

کتاب بام بلند هم چراغی

قسمت هایی از کتاب بام بلند هم چراغی (لذت متن)
برای اولین بار همدیگر را از نزدیک دیدیم، جلو دانشکده، چند ساعتی راه رفتیم و حرف زد. پر از شور زندگی بود. دفعه بعد که همدیگر را دیدیم کتابی به من داد که روی جلدش نوشته بود باغ آینه، الف بامداد. من نمی دانستم او شاعر است و الف بامداد خود اوست. خودش هم توضیحی نداد. گفت که تو شعر می خوانی، این را هم بخوان. می خواهم نظرت را بدانم! در مواردی که درباره شعر یا موسیقی صحبت می کرد خیلی جدی بود؛ این بود که در ملاقات بعدی خیلی جدی پرسدی: شعرها چطور بود؟ گفتم: خیلی دوست داشتم. الف بامداد کیه؟ گفت: شاعر است.