داستایفسکی: جدال شک و ایمان

Dostoyevski

مشخصات کتاب داستایفسکی: جدال شک و ایمان
مترجم :
نوع جلد :جلد سخت
قطع :رقعی
شابک :978-600-8547-42-6
تعداد صفحه :408
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1931
سری چاپ :2

معرفی کتاب داستایفسکی: جدال شک و ایمان اثر ادوارد هالت کار | ایران کتاب

نیچه می گوید: «آن کس که با هیولاها پنجه در می افکند، باید به هوش باشد که مبادا خود هیولا شود، و آنگاه که زمانی دراز چشم به مغاک می دوزی، مغاک نیز چشم به روی روحت می گشاید.»

در زندان اومسک، داستایفسکی چهار سال با رانده شدگانی زیست که از قراردادها و رسوم اجتماعی عادی معاف بودند -موجوداتی که به هستی حیوانی بازگشته بودند. او به مغاکی چشم دوخته بود که در آن عنصر خام شهوت مجرد بشری می جوشید و مغاک داخل در روح او می شد. او شاید خود هنگامی که پا به زندان گذاشت انسانی غیرعادی بود. در آنجا او آموخت که خود را با جهانی غیرعادی وفق دهد، و هنگامی که سر برآورد نگاه کج و معوجش نمی توانست به کانونی دیگر دوخته شود.

انسان های عادی در رمان های داستایفسکی همان قدر نادرند که در محوطۀ زندان. جهان او جهان جنایتکاران و قدیسان، هیولاهای رذیلت یا فضیلت بود. داستایفسکی سی و سه ساله بود که آهنگر زندان غل و زنجیر از پایش گشود تا بار دیگر قدم به جهان انسان های آزاد بگذارد، اما این جهانی بود که به واسطۀ دوره ای که او از سر گذرانده بود برای همیشه چهره عوض کرده بود. سال های رشد به پایان رسیده بود، اما هنوز سال های طولانی تب و هیجان باید طی می شد تا سرانجام نبوغ وی بیان هنری اش را دربارۀ مسائل خیر و شر که روحش را در سایۀ تاریک زندان می خوردند پیدا کند.

ین کتاب ۴ فصل اصلی دارد که با عنوان کتاب های اول تا چهارم نامگذاری شده اند. به این ترتیب، فصول «داستایفسکی جدال شک و ایمان» به این ترتیب است: «کتاب اول: سالهای رشد»، «کتاب دوم: سالهای هیجان و جوشش»، «کتاب سوم: سالهای آفرینش» و «کتاب چهارم: سالهای کامروایی».

در اثر پیش رو، وقایع زندگی داستایفسکی به ترتیب وقوع و سالشمار زندگی او پیش می روند و از خلال آن ها، چگونگی شکل گیری آثار داستانی او روایت می شود. در این میان مفاهیم شک و ایمان نیز در نوشته های این نویسنده واکاوی می شود. انسان های عادی در رمان های داستایفسکی همان قدر نادرند که در محوطه زندان. جهان او جهان جنایتکاران و قدیسان، هیولاهای رذیلت یا فضیلت است.

کودکی، سالهای نخست در پطرزبورگ، ثمره های نخستین، فاجعه و خانه مردگان بخش های مربوط به فصل اول کتاب هستند. در فصل دوم هم این عناوین درج شده است: تبعید و ازدواج نخست، تجربه روزنامه نگاری، زندگی خصوصی، سالهای اندوه و میان پرده های احساساتی.

در فصل سوم کتاب این بخش ها به چشم می خورد: سال شگفتی ها، ماه های نخست اقات در خارجه، ادامه اقامت در خارجه، مشکلات اخلاقی _ جنایت و مکافات، آرمان اخلاقی _ ابله، اخلاق و سیاست _ جن زدگان. در آخرین فصل کتاب هم این مطالب چاپ شده است: بازگشت به روسیه، داستایفسکی روانشناس _ جوان خام، داستایفسکی روزنامه نگار _ یادداشتهای روزانه یک نویسنده، داستایفسکی پیامبر _ برادران کارامازوف، اوجا افتخار، پایان سخن.

کتاب داستایفسکی: جدال شک و ایمان

دسته بندی های کتاب داستایفسکی: جدال شک و ایمان
قسمت هایی از کتاب داستایفسکی: جدال شک و ایمان (لذت متن)
... منطقا نمی توان تردید کرد که شاتوف تصویری است که داستایفسکی از خود ترسیم کرده است، یا بهتر بگوییم تصویری آرمانی است که از خود در نظر داشته است. داستایفسکی با رقت و ترحم خود را در مقام قربانی جنایتی نشانده بود که آن همه وصفش را شنیده بود.

جن زدگان، برخلاف دیگر رمانهای داستایفسکی، پر از کاریکاتورسازی از افراد مختلف [واقعی] است. مشهورترین آنان، که یگانه کسی هم بود که در مقام و وضعی بود که می توانست دست به حمله متقابل بزند، تورگنیف بود. کاریکاتورسازی داستایفسکی از تورگینف تلخ و زهرآگین است. داستایفسکی در شخصیتی به نام کارمازینوف صورت ظاهر و ادا و اطوار رقیبش را به مسخره می گیرد، تصنعات نثر ادبی او را به شکلی مسخره بازسازی می کند، و باری دیگر این شایعه کهنه و خبیثانه را زنده می کند که تورگینف در جوانی بر اثر وحشت از توفانی که در دریا درگرفته بود با اشک و زاری از ملوانان می خواهد که پیش از همه او را به ساحل برسانند چون تنها فرزند مادرش است. این توهینها ظاهرا تورگینف را چندان برآشفته نکرد. اما عجیب اینجاست که آن بخشی از این کاریکاتورسازی که به نظر تورگینف تلخ تر و گزنده تر از بقیه آمد، بخشی بود که به نظر ما بسیار عادی و کمتر از همه توهین آمیز می آید. لیبرال روسی نیمه اروپایی شده، که تورگینف الگوی آن بود، در نظر داستایفسکی در قبال نیهیلیست ها همان موضعی را داشت که ایدئالیست های نسل پیشین؛ و کارمازینوف، مانند استپان تروفیموویچ، با نیهیلیست ها همدل و همراه نشان داده می شود، که البته این همدلی و همراهی بیشتر از فخرفروشی است تا از سر اعتماد. نام کارمازینوف در واقع شکل روسی شده واژه «کراموازی» فرانسه (به معنای متمایل به سرخ یا صورتی) است. در واقع مثل این است که رمان نویسی انگلیسی فردی متمایل به سرفها را «مستر پینک» (آقای صورتی) بنامد.