1. خانه
  2. /
  3. کتاب زنان توی دیوار

کتاب زنان توی دیوار

3.43 از 3 رأی

کتاب زنان توی دیوار

The Women in the Walls
انتشارات: باژ
٪15
573000
487050
معرفی کتاب زنان توی دیوار
کتاب «زنان توی دیوار» نوشته‌ی ایمی لوکاویکس یک رمان وحشت گوتیک در ادبیات نوجوان است که بیشتر از آنکه روی ترس‌های لحظه‌ای تکیه کند، روی یک حس طولانی و کش‌دار از اضطراب در یک فضای بسته ساخته شده. داستان در یک عمارت قدیمی و ویکتوریایی در دل جنگل اتفاق می‌افتد؛ جایی که انگار زمان در آن گیر کرده و هر اتاق چیزی از گذشته را نگه داشته که کامل گفته نشده. روایت از نگاه لوسی آکوستا جلو می‌رود؛ دختری که از کودکی در همین خانه بزرگ شده و عملا جهان بیرون را فقط از پشت پنجره‌ها دیده است.
لوسی در خانه‌ای زندگی می‌کند که از بیرون شبیه یک عمارت خانوادگی است، اما در عمل بیشتر به یک ساختار بسته و کنترل‌شده شباهت دارد. پدرش حضوری سرد و فاصله‌دار دارد، مادرش سال‌ها قبل از داستان مرده و جای او فقط به شکل یک خلأ در رفتار شخصیت‌ها باقی مانده و عمه پنه‌لوپه تنها کسی است که نقش یک تکیه‌گاه عاطفی واقعی برای لوسی دارد؛ کسی که فضای خانه را تا حدی قابل تحمل می‌کند. وقتی پنه‌لوپه به شکل ناگهانی و توضیح‌نداده در جنگل اطراف عمارت ناپدید می‌شود، تعادل شکننده‌ی این خانواده به‌هم می‌ریزد. از همین نقطه داستان آرام‌آرام از یک فضای خانوادگی نیمه‌عادی وارد یک فضای ناپایدار می‌شود؛ جایی که هیچ‌چیز به اندازه‌ی قبل قابل اعتماد نیست.
بعد از ناپدیدشدن پنه‌لوپه، تمرکز روایت به مارگارت منتقل می‌شود؛ دخترعمه‌ی لوسی که تا قبل از این اتفاق، حضورش در داستان کاملا معمولی و قابل‌پیش‌بینی است. اما کم‌کم رفتار او تغییر می‌کند. او بیشتر وقتش را در بخش‌های دورافتاده‌ی خانه می‌گذراند و ادعا می‌کند صداهایی از داخل دیوارها می‌شنود. این صداها در ابتدا مبهم‌اند؛ چیزی شبیه زمزمه‌هایی که نمی‌شود منبعشان را پیدا کرد. اما به مرور شکل پیدا می‌کنند، انگار چندین روایت جداگانه از داخل خود دیوارها بیرون می‌آیند. در همین نقطه، خانه از یک فضای فیزیکی ساده تبدیل می‌شود به یک نوع حافظه‌ی انباشته. انگار دیوارها فقط بتن و چوب نیستند، بلکه چیزی را نگه داشته‌اند که مربوط به آدم‌های قبل از این خانواده است. همین‌جا عنوان «زنان توی دیوار» معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند؛ نه‌فقط یک تصویر ترسناک، بلکه اشاره‌ای به حضورهای خاموشی که در ساختار خانه گیر افتاده‌اند و به شکل صدا خودش را نشان می‌دهند.
دیوارها در این روایت فقط مرز فیزیکی نیستند؛ بیشتر شبیه یک حافظه‌ی جمعی‌اند که تجربه‌های گذشته را نگه داشته‌اند، حتی اگر کسی نخواهد آن‌ها را به یاد بیاورد. همین ایده باعث می‌شود «زنان توی دیوار» فقط یک داستان ترسناک درباره‌ی یک خانه‌ی تسخیرشده نباشد، بلکه روایتی درباره‌ی این باشد که چطور بعضی تجربه‌ها در یک خانواده یا یک فضا باقی می‌مانند و شکل جدیدی از حضور پیدا می‌کنند؛ حضوری که همیشه دیده نمی‌شود، اما شنیده می‌شود.
درباره ایمی لوکاویکس
درباره ایمی لوکاویکس
امی لوکاویکس نویسنده آمریکایی رمان های ترسناک بزرگسالان است که بیشتر با اولین رمانش "دختران روی شیاطین" و "کلاغ ها" نامزد جایزه برام استوکر شناخته می شود. لوکاویکس در آریزونا شمالی بزرگ شد. او می گوید که او از کودکی همیشه مجذوب کتاب ها و فیلم های ترسناک بوده است، اما هرگز به عنوان نویسنده فکر نکرده است زیرا این کار برای او غیرممکن است. او مخصوصاً عاشق داستانهای ترسناک برای گفتن در سریال تاریک توسط آلوین شوارتز و رمان کری از استیون کینگ در سال 1974 بود.
مقالات مرتبط با کتاب زنان توی دیوار
آشنایی با عناصر «داستان نوآر»
آشنایی با عناصر «داستان نوآر»
ادامه مقاله
ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت
ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت

زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟

نظر کاربران در مورد "کتاب زنان توی دیوار"
5 نظر تا این لحظه ثبت شده است

قلم روان داشت نویسنده. ایده داستان قبل از اینکه بفهمم پایانش چیه (که واقعا حدس زدن پایانش سخت بود.) مثل ایدش رو متفاوت دیده بودم اما این ایده جالب‌تری داشت. صحنه‌های وحشتناک رو به خوبی به تصویر میکشه. ارزش یه بار خوندن رو داره. ولی خوب به لیست کتاب‌های که می‌خواید بخونین نگاهی کنید میتونید تو اولویت پنجم برای خوندن کتاب بزارید.

1405/05/11 | توسطعلی اکبر دلیری
0
| |

قلم نویسنده برای داستان ترسناک خوبه و به خوبی هم خواننده رو درگیر داستان می‌کنه اما هر دو کتابی که از این نویسنده خوندم پایان باز دارن

1405/01/03 | توسطحانیه
1
| |

پایان بندی کتاب واقعا مسخره و افتضاح بود. انقدر غیر منطقی بود که به عنوان خواننده حس کردم به شعورم توهین شده. کتاب تا قبل بخش‌های پایایی خوب پیش می‌رفت.

1402/07/27 | توسطپرند گنجی
8
| |

کتاب داشت خیلی خوب و هیجانی پیش میرفت ولی دو فصل اخر اصلا خوب نبود. انگار نویسنده میخواسته کتاب رو سرسری تموم کنه. قلم نویسنده برای نوشتن پایان کتاب ضعیف بود.

1401/12/04 | توسطکاربر سایت
7
| |

رده سنی این کتاب رو میشه یکی بگه

1401/11/17 | توسطکاربر سایت
0
| |
پاسخ ها

برای بزرگساله

1402/03/20|توسطکاربر سایت
1
|