1. خانه
  2. /
  3. کتاب لبخند

کتاب لبخند

نویسنده: مجموعه ی نویسندگان
3.2 از 1 رأی

کتاب لبخند

Smile
انتشارات: علمی و فرهنگی
٪10
120000
108000
معرفی کتاب لبخند
«لبخند» یکی از مجلدهای مجموعهٔ «داستان‌های کوتاه جهان» انتشارات علمی و فرهنگی است که محمدعلی مهمان‌نوازان داستان‌های آن را به فارسی برگردانده است. این جلد نه نویسنده را از سنت‌ها و جغرافیاهای متفاوت کنار هم قرار می‌دهد: نافله ذهب، دینو بوتزاتی، فرانسیسکو خیمنس، امی همپل، دونگ زو هونگ، جوی ویلیامز، حنیف قریشی، چینوا آچه‌به و سینتیا کادوهاتا. بنابراین با مجموعه‌داستانی دارای جهان و سبک واحد روبه‌رو نیستیم؛ جذابیت کتاب دقیقا در تغییر ناگهانی صدا، فضا و شیوهٔ روایت از داستانی به داستان دیگر است. «هفت طبقه» دینو بوتزاتی یکی از شاخص‌ترین داستان‌های کتاب است و نمونهٔ خوبی از توانایی او در تبدیل یک موقعیت عادی به کابوسی منطقی. مردی با بیماری نه‌چندان جدی وارد آسایشگاهی هفت‌طبقه می‌شود که بیمارانش بر اساس شدت بیماری در طبقات مختلف جای گرفته‌اند. آنچه در آغاز نظامی کاملا منظم و عقلانی به نظر می‌رسد، آرام‌آرام کیفیتی هراس‌آور پیدا می‌کند. قدرت داستان از این واقعیت می‌آید که اتفاق‌های نامعقول با دلایلی ظاهرا معقول پیش می‌روند. بوتزاتی از بوروکراسی، بیماری و ترس از مرگ فضایی می‌سازد که هم واقع‌گرایانه است و هم به تمثیلی تاریک نزدیک می‌شود. در سوی دیگری از مجموعه، «سفر ادواری» فرانسیسکو خیمنس به تجربهٔ مهاجرت و کار خانواده‌های مکزیکی در آمریکا نزدیک می‌شود. اینجا خبری از منطق کابوس‌وار بوتزاتی نیست؛ فشار داستان از ناامنی اقتصادی، جابه‌جایی مداوم و تلاش برای ساختن زندگی در شرایطی می‌آید که هیچ چیز دوام ندارد. قرارگرفتن چنین روایتی در کنار داستان‌های نویسندگانی چون حنیف قریشی و چینوا آچه‌به، دامنهٔ اجتماعی مجموعه را وسیع‌تر می‌کند: مهاجرت، نژاد، تعلق فرهنگی و مواجهه با جامعه‌ای که شخصیت‌ها همیشه در مرکز آن قرار ندارند. «در گورستانی که ال جولسون دفن است» از امی همپل نیز جنس دیگری از داستان کوتاه را نشان می‌دهد. همپل به جای طرح پرحادثه، بر تکه‌های گفت‌وگو، سکوت و چیزهایی متمرکز می‌شود که شخصیت‌ها نمی‌توانند مستقیما درباره‌شان حرف بزنند. نزد او ایجاز فقط کوتاه‌کردن روایت نیست؛ حذف و فاصله بخشی از معنای داستان را می‌سازند. داستان‌های جوی ویلیامز و سینتیا کادوهاتا نیز هر یک با شیوه‌ای متفاوت، روابط خانوادگی و فاصله‌های عاطفی را وارد مجموعه می‌کنند. مزیت «لبخند» همین گوناگونی است. خواننده در کمتر از دویست صفحه با چند تصور متفاوت از داستان کوتاه مواجه می‌شود: داستان به‌مثابه تمثیل، خاطره، برش اجتماعی، روایت مهاجرت یا لحظه‌ای کوچک از بحران عاطفی. محدودیت کتاب نیز از همین ساختار می‌آید. منطق انتخاب داستان‌ها همیشه روشن نیست و نباید از عنوان یا حضور یک نویسنده انتظار وحدت موضوعی داشت. این مجموعه بیشتر یک گزیدهٔ آشنایی است تا کتابی با طرح ادبی واحد. اما شاید همین پراکندگی با طبیعت داستان کوتاه سازگار باشد. هر داستان فقط برای مدتی کوتاه دری را باز می‌کند؛ پیش از آنکه کاملا در جهانش جا بیفتیم، بسته می‌شود و دری دیگر در جایی کاملا متفاوت باز می‌شود. چیزی که باقی می‌ماند نه یک جهان مشترک، بلکه مجموعه‌ای از لحظه‌هاست که هرکدام برای چند صفحه شکل دیگری از زندگی را قابل دیدن کرده‌اند.
قسمت هایی از کتاب لبخند

مادربزرگ به قدری کوچک اندام بود که باید دو بالش زیرش می گذاشت تا بتواند پشت فرمان بنشیند. یکی از نکات مثبت ماشین سواری های شبانه ی او این بود که من همیشه با چیزی عجیب و غریب مواجه می شدم.

مقالات مرتبط با کتاب لبخند
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب لبخند" ثبت می‌کند